کد خبر: ۸۳۸۴
۲۲ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۵:۰۹

معلم بازنشسته مشهدی، ده‌ها اختراع ثبت شده دارد

علی‌اصغر برهمند معلم بازنشسته است و ده‌ها اختراع ثبت شده و ثبت نشده دارد و چندین و چند مدال طلا از نمایشگاه‌های بین‌المللی. او در سال ۱۳۸۵ به عنوان معلم نمونه کشوری انتخاب شده است.

به لیست اختراعات و افتخاراتش که نگاه می‌کنم آنقدر متنوع و طولانی است که اگر بخواهم همه آن‌ها را اینجا بیاورم دیگر جایی برای صحبت‌هایش ندارم، اما گمان می‌کنم اگر برای نمونه فقط از کشف راز حمام شیخ بهایی و اختراع آن (به جوش آوردن آب با یک شمع)، پیش‌بینی زلزله از ۴۸ ساعت تا ۱۰ روز قبل از وقوع و تولید برق از جزر و مد دریا را نام ببرم باز هم آنقدر تحسین‌برانگیز هست که بشود از او به عنوان یک نخبه نام برد.  

علی‌اصغر برهمند متولد ۱۳۳۸ و معلم بازنشسته است و ده‌ها اختراع ثبت شده و ثبت نشده دارد و چندین و چند مدال طلا از نمایشگاه‌های بین‌المللی. لیست اختراعات و طرح‌هایش آنقدر زیاد است که اولین سوالی که به ذهنم می‌رسد این است که مگر یک انسان چقدر زمان دارد که بتواند این همه این کار انجام دهد و با همین سوال گفتگو با او را شروع می‌کنم.

یک شبانه روز شما مگر بیشتر از ۲۴ ساعت است که این همه فعالیت و کار و اختراع داشتید؟
بحث زمان و مدیریت زمان دست خود انسان است. بعضی وقت‌ها روی موضوع‌های زیادی کار می‌کنیم، ولی نتیجه کمی می‌گیریم، به خاطر اینکه شیوه پژوهش را نمی‌دانیم. بیشتر وقت ما پای جاذبه‌هایی می‌رود که ارتباطی با موضوع اصلی ندارد. خود من از طریق کانالیزه کردن مطلب جلو می‌روم و دیگر به حواشی کاری ندارم تا  سرعت کار بیشتر شود.

از چه زمانی شروع کردید؟ کی فهمیدید می‌توانید اختراع کنید؟
۱۲ سالم بود که اولین نظریه را دادم که مورد توجه معلمم قرار گرفت. معلم پرسید آپولو ۱۱ وقتی از فضا به زمین رسید در اقیانوس فرود آمد؛ در اقیانوس به آن بزرگی چطور پیدایش کردند؟ من گفتم مثل هندوانه‌ای است که در استخر بیندازیم، وقتی وارد آب شد و کمی به عمق رفت به این علت که داخلش هوا هست به سطح آب برمی‌گردد، بعد بیسیم می‌زنند و جای‌شان معلوم می‌شود.

معلم سال پنجم خیلی مرا تحسین کرد و گفت می‌دانی دانشمندان ناسا ماه‌ها برای این روشی که تو در یک ثانیه گفتی فکر کرده‌اند. این باعث شد که من بفهمم می‌توانم ایده‌هایی در این حد بدهم. این شد که بروم دنبال مطالب علمی و بخوانم. آن هم در هر رشته و شاخه‌ای از علوم که چیزی پیدا می‌کردم شروع کردم به خواندن. به همین خاطر اطلاعات عمومی بسیار وسیعی پیدا کردم. مثلا مجله دانشمند دو تا به شهر ما می‌آمد، یکیش مال من بود.  

درس خوان و شاگرد اول بودید؟
نه، هیچوقت معدل بیستی نبودم (به جز زیست و ورزش.) این هم به این خاطر بود که خیلی سوال برایم پیش می‌آمد. در طول تحصیلات نتوانستم یک کتاب درسی را تمام کنم. همیشه یک صفحه که می‌خواندم دو سه صفحه سوال برایم پیش می‌آمد، آن هم سوال‌های مرتبط. این بود که معلم‌ها وقتی می‌دیدند نمرات من کم می‌شود تعجب می‌کردند. در واقع الان دارم از پس انداز آن دوران کودکی و نوجوانی استفاده می‌کنم.  

 

معلم بازنشسته مشهدی، ده‌ها اختراع ثبت شده دارد

 

با این وضعیت چطور وارد دانشگاه شدید؟
خوب وارد شدن سخت بود، اما وقتی وارد شدم بچه‌ها سر امتحان کمکم می‌کردند.

یعنی تقلب؟
حالا تقلب کلمه خوبی نیست، اما آن‌ها می‌دیدند که من مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های علمی دارم و وقتم چطور صرف می‌شود، برای همین می‌گفتند تو نمی‌خواهد وقتت را با این درس‌ها بگذرانی که در آینده به هیچ درد ما نمی‌خورد، تو به همان اختراعاتت برس.

اولین اختراع  شما کی بود؟
اولین اختراعی که ثبت شده‌ام در سال ۱۳۸۰ بود این اختراع تولید برق از جزر و مد دریا بود. بعد از آن سالی دو سه تا اختراع ثبت کردم.

کمی راجع به این اختراع و روش کار آن توضیح می‌دهید؟
این طرح را به سوئیس بردم و در بین ۳۴ اختراع در زمینه انرژی‌های نو مدال طلا گرفت؛ که بعد از آن طرح تکمیل‌تر شد و علاوه بر جزر و مد، موج و تلاطم دریا به آن اضافه شده و در مجارستان عنوان بزرگترین نابغه مجارستان در سال ۲۰۰۶ را به دست آورد.

این دستگاه نیروی جزر و مد و تلاطم دریا به پروانه منتقل و آن را تبدیل به توربین برق می‌کند. این اختراع به صورت پایلوت و کوچک برای یک سکوی نفتی انجام شد. البته باید بگویم متاسفانه نمونه اولیه این اختراع را با دست خودم تکه تکه کردم!

چرا؟!
برای نمایشگاه سوئیس دستگاه را به آن کشور بردم، اما به خاطر اینکه هزینه سنگین حمل بار نتوانستم دستگاه را از سوئیس برگردانم. سال ۱۳۸۵ هزینه برگشت آن دستگاه به ایران ۷۰۰ هزار تومان بود و من نداشتم و دولت هم متاسفانه حمایت نکرد، دستگاه را به ایران نیاوردم و همانجا بازش کردم و تکه تکه کردم و هر تکه‌ای را جایی انداختم تا کسی هم نتواند مونتاژ کند.  

در لیست اختراعات شما دیدم که راز حمام شیخ بهایی کشف کرده و آن را اختراع کرده‌اید.
بله، من سه روز در دانشگاه امیر کبیر تهران این اختراع را برای گرفتن تائیدیه علمی تحت آزمایش قرار دادم. یک لیتر آب را در مدت چند ثانیه به دمای جوش می‌رساند. به هر روشی که می‌توانستند تست کردند. می‌گفتند یک کلکی در کار است.

حتی آن استاد دانشگاه که تست می‌کرد شک داشت و رفت یک آبمیوه آورد. از یک طرف ریخت و از طرف دیگر آبمیوه جوش بیرون آمد. دفتر دستک را جمع کرد و رفت.

گفتم تاییدیه ما چی شد استاد؟ گفت مگر من می‌توانم خودم را زیر سوال چند میلیارد آدم ببرم، تو قانون بقای انرژی را به هم زدی، آن مقدار مصرف انرژی نمی‌تواند این نتیجه را داشته باشد. گفتم من قانون بقای انرژی را به هم نزدم، ساختار را عوض کردم. شیخ بهایی در اصفهان مگر این کار را نکرده بود.  

یکی دیگر از کار‌های شما که توجه مرا جلب کرد، پیش‌بینی زلزله بود.
پنج سال پیش من با همکاری دو نفر از دوستان و همسرم که ایشان هم مخترع هستند اختراعی کردیم که می‌توانیم زلزله را ۱۰ روز قبل از وقوع پیش‌بینی کنیم و طول و عرض جغرافیایی محل وقوع را هم به شما بدهیم.

 

معلم بازنشسته مشهدی، ده‌ها اختراع ثبت شده دارد

 

چرا در این پنج سال از این اختراع استفاده نکردید؟
من ارائه کردم، ولی کسی حمایت که نکرد هیچ، تهدید هم کردند. پیش مدیریت بحران یک ارگان مهم رفتم و گفت که اگر دوباره پیش‌بینی زلزله را روی وبلاگت بگذاری شما را به اداره اطلاعات معرفی می‌کنم. این به جای تشویق‌شان است. گفتم روی وبلاگ نمی‌گذارم، آمده‌ام به شما بدهم، گفت پیش‌بینی را به من هم نده!

برای راحتی خودشان می‌گویند به ما هم نده. من ۱۰۰ تا زلزله پیش بینی کردم که ۷۰ تا ۸۰ درصدش اتفاق افتاده. در خراسان شمالی به مسئولی اعلام کردم که تا ۴۸ ساعت دیگر زلزله داریم، آن مقام مسئول مردم را آماده کرد تا کسی در خانه نماند، زلزله هم آمد و از دماغ یک نفر خون نیامد که آن مدیر در روزنامه‌ای هم موضوع را مطرح و از بنده تقدیر کرد.

زلزله را که می‌گفتند غیرقابل پیش بینی است.
وقتی برای دفاع از طرحم به سازمان مسکن و شهرسازی رفتم آن‌ها هم حرف‌شان همین بود که پژوهشکده‌های مهم اعلام کرده‌اند زلزله پیش‌بینی نمی‌شود. من گفتم در مورد امراض زیادی هم همین حرف را زده‌اند، اما دیدیم که درمان شد. چرا نشود پیش‌بینی کرد؟ حتما باید از آن طرف بیاید که قبول کنیم.

من طول و عرض جغرافیایی می‌دهم و کل کره زمین را می‌توانم بگویم. زمان آقای احمدی‌نژاد ایشان یک جلسه با نخبگان داشتند، در این جلسه به یکی از معاون‌ها ایشان گفتم در تهران دو زلزله داریم، تعجب کرد. موضوع را به رئیس جمهور سابق رساند، او هم مرا خواست، طول و عرض جغرافیایی دادم و گفتند اگر این اتفاق بیفتد هر چی بخواهی به تو می‌دهم.

گفتم ۸ میلیارد تومان برای تجهیز نیاز دارم تا بتوانم زلزله را ۲۴ ساعت قبل از وقوع اطلاع دهم. ایشان شماره همراه‌شان را دادند. هفته بعدش زلزله اتفاق افتاد. بعد از مدتی نامه برای دریافت وام با امضای رئیس جمهور رسید.

رفتیم بانک وثیقه خواستند و ماهی ۲۰۰ میلیون تومان بازپرداخت با سود ۲۴ درصد داشت. بعد هرچی پیام دادم کسی دیگر جواب نداد و هیچ راه ارتباطی پیدا نکردم. دیگر نمی‌توانم یک ماه بروم تهران بنشینم تا جواب مرا بدهند. اصلا وقت این کار‌ها را ندارم.

می‌شود کمی توضیح بدهید که چطور زلزله را پیش‌بینی می‌کنید؟
ما ۲۸ آیتم علمی را بررسی می‌کنیم، از جمله باند‌های حرارتی، تورم و افزایش دمای کوه‌ها، ایزوتوپ‌های اکسیژن ۱۸ که به سطح می‌آیند و موارد مختلف دیگر. اما برای تخمین دقیق باید در محل حاضر باشیم و آزمایش‌های میدانی انجام بدهیم. اگر دستگاه‌ها و تجهیزات لازم را نداشته باشیم دیگر نمی‌توانیم زمان ۲۴ ساعت قبل از وقوع را بگوییم، برای همین الان بازه زمانی ۱۰ روز است.

کشور‌های دیگر هنوز چنین توانی را برای پیش بینی زلزله به دست نیاورده‌اند؟
اگر دست پیدا کرده بودند که زلزله این قدر خسارت به آن‌ها وارد نمی‌کرد.

خودتان اگر بخواهید به یکی دیگر از اختراع‌های مهم‌تان اشاره، از کدام نام می‌برید؟
در بحث‌های زیست محیطی هم اختراعاتی داشتم؛ مثلا آلودگی کلان‌شهرها. درخت‌هایی طراحی کرده‌ام که می‌تواند بخش زیادی از آلودگی شهر تهران یا همین زیرگذر حرم در شهر خودمان را کاهش بدهد و هوای کوهستان بدهد، ولی به علت هزینه‌ای که دارد تا به حال قبول نکردند.

به عملی شدن طرح با توجه به هزینه‌اش شک داشتند؟
به مسئولان آستان قدس گفتم اول نمی‌خواهد کل زیرگذر را در اختیار من بگذارید، یک سوله و چند ماشین دودزا در اختیار من بگذارید، بعد از اجرا اگر اتفاقی نیفتاد سفته می‌دهم که همان هزینه شما هم برگردد. من به اختراع خودم اطمینان دارم. ولی خوب باز هم حاضر نشدند همکاری کنند.

چند اختراع دارید؟
حدود ۳۲ اختراع ثبت شده و در حال ثبت دارم و تعداد خیلی زیادی اختراع که ثبت نشده و تعداد خیلی بیشتری طرح دارم که در دفتر‌های مختلف یادداشت کرده‌ام.

فارغ از تعارف، ما می‌توانیم با کشور‌های توسعه یافته رقابت بکنیم؟
در نمایشگاه سوئیس ۴۳ کشور جهان حضور داشتند، هیئت افتتاح کننده نمایشگاه از وزرای علوم و استادان دانشگاه و ... بودند که ۲۰ دقیقه وقت داشتند، از این ۲۰ دقیقه فقط ۱۰ دقیقه آن در غرفه ایران گذشت. وزیر علوم آلمان در غرفه ایران که خود من هم انجا حضور داشتم گفت جوانان ایرانی از جوانان اروپایی در زمینه اختراعات جلوترند. یا مثلا در ناسا نگاه کنید و ببینید از ۱۰ نفر برترشان، نیمی ایرانی هستند.  

پس چرا خروجی نداریم؟
چون رفتن و مهاجرت کردن یک پز شده است. من خودم از امریکا و سوئیس دعوت نامه دارم، ولی همسرم راضی نشد. مهاجرت دلایل زیادی می‌تواند داشته باشد، اما شاید یکی از دلایل آن همین باشد که خود شما اشاره کردید؛ کسی در اینجا توجهی به مخترع نمی‌کند و در آنجا دعوتش می‌کنند و حقوق و مزایای خوبی هم به او می‌دهند و شان او را هم رعایت می‌کنند.

اگر کسی بین رفتن و تبدیل شدن به مخترعی به نام و ماندن در اینجا و به گفته شما یک مخترع بیکارِ مقروض شدن، رفتن را انتخاب کند، برای پز دادن رفته است؟ کدام را باید انتخاب کند؟ خودم هم بین ماندن و رفتن مردد هستم.  

شما می‌گوید تعداد زیادی از مهندسان برتر ناسا ایرانی هستند، مسئولان افتتاح نمایشگاه سوئیس نیمی از وقت خود را فقط در غرفه ایران بوده‌اند و نیم دیگر را به غرفه ۴۲ کشور رفته‌اند. خوب چرا نتیجه این همه خوب بودن و استعداد و هوش و مغز را در کشور خودمان نمی‌بینیم؟ چرا بازده را در جامعه نمی‌بینیم؟
ببینید، شکار مغز‌ها را آنجا انجام می‌دهند. همانطور که به من دعوت‌نامه دادند، به خیلی‌ها دیگر هم دعوت نامه می‌دهند و بیشترشان هم می‌روند. خوب داخل کشور نیستند و نمی‌مانند که نتیجه را ببینیم. اگر بمانند هم کسی حمایت نمی‌کند.

سرمایه‌گذار‌های ما سنتی هستند و بیشتر دنبال کار‌های روتین و آزمایش شده و صد در صد جواب داده هستند و از ریسک می‌ترسند، مخترع هم که خودش سرمایه‌دار نیست که کاری انجام دهد. چند سال پیش در نمایشگاهی که در مشهد برگزار شد یک نفر از سوئیس آمد و دو روز در غرفه ما نشست و گفت می‌خواهم شما به سوئیس ببرم، ولی یک نفر از مسئولان خودمان نیامدند حال‌مان را بپرسند.  

هزینه‌ای که برای یک نخبه می‌شود خیلی زیاد است، ما در بین هزار نفر، یک نفر نخبه داریم، آن را هم کشورهای دیگر می‌برند

فرار مغز‌ها چه اثراتی می‌تواند بر یک کشور داشته باشد؟
در فرار مغز‌ها دو مساله داریم، یکی خالی شدن ژن نخبه و باهوش که یواش یواش کم می‌شوند و دوم تقویت کشور‌های دیگر که شاید بعضی دشمن ما هم باشند. از طرفی هزینه‌ای که برای یک نخبه می‌شود خیلی زیاد است، ما در بین هزار نفر، یک نفر نخبه داریم، آن را هم که کشور‌های دیگر می‌برند، چقدر می‌شود قیمت روی این نخبه گذاشت؟

تاحالا کسی از شما خواسته که چیزی بسازید یا ارتقاء بدهید؟
نه. آن‌ها مهندسی معکوس می‌خواهند، دنبال خلق چیزی نیستند.

شما آدم پولداری هستید؟
خیر. بسیار ضعیف، یک حقوق کارمندی آموزش و پرورش. دو تا بچه توی خانه دارم که یکی سرباز و یکی بیکار است.  

چطور می‌شود یک مخترع با این کارنامه وضعش خوب نباشد؟
بگذارید با یک نمونه جواب بدهم. الان کودی ساختم که میزان محصول زعفران را تا ۵۰ درصد و دیگر محصولات را تا ۲۴ درصد افزایش می‌دهد، اما من سرمایه‌ای ندارم که بخواهم تولید انبوه و تبلیغات و پخش داشته باشم، از طرفی عده‌ای نمی‌خواهند، چون اگر این کود به تولید انبوه برسد دیگر آن‌ها نمی‌توانند از کشور‌های مختلف کود وارد کنند و سود‌های کلان ببرند. این است که گاهی سنگ هم می‌اندازند. 

 

معلم بازنشسته مشهدی، ده‌ها اختراع ثبت شده دارد

 

اختراعات

کشف راز حمام شیخ بهایی (رســاندن ۱۱ لیتر آب به دمای جوش در مدت ۲۰ با استفاده از یک شمع)

پیش‌بینی زلزله از ۴۸ تا ۱۰ روز قبل از وقوع (ثبت شــده در اداره ثبت اختراع با همکاری محمد رضا رشید، معصومه حسین‌نژاد و ام‌البنین مسکنی)

جلوگیری از آلودگی هوای کالن شهر‌های جهان و تونل‌ها

افزایش شیر در گاوداری‌ها بدون هورمون و رژیم غذایی تا ۵ لیتر

نقاشی و نقشه‌خوانی برای نابینایان

تولید کود شیمیایی معدنی BFT (افزایش ۲۴ درصدی محصول نسبت به کود‌های تجاری دنیا و باهمکاری دکتر حسن فیضی)

آبگرمکن خورشیدی (با دمای ۳۰۰ درجه برای اولین بار در دنیا)

تولید برق از جزر و مد و تلاطم دریا

 

مسئولیت‌ها

معلم نمونه کشوری و استانی(۱۳۸۵)

عضو فدراسیو ن جهانی اختراعات ۲۰۰۶

عضو انجمن نخبگان علمی کشور (از ۱۳۸۵ تاکنون)

رئیس انجمن مخترعین استان خراسان رضوی (از ۱۳۸۶ تاکنون)

داور جشنواره جوان خوارزمی استان خراسان رضوی(از ۱۳۸۵ تاکنون)

 

افتخارات 

دارنده پنج مدال طلا از نمایشگاه‌های بین‌المللی اختراعات و تکنولوژی‌های نو از کشور‌های سوئیس، مجارستان، روسیه، کره جنوبی، ایران (انجمن مخترعین) و سه مدال نقره از کشور‌های چین و سوئیس و یک مدال برنز از مالزی. معرفی شده به عنوان بزرگترین نابغه مجارستان در سال ۲۰۰۶

* این گزارش پنج شنبه، ۴ آذر ۹۵ در شماره ۲۱۶ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44