مریم نوقانی روستای گوندوک را به نمونه موفق کارآفرینی تبدیل کرده است
ریحانه بنازاده| مریم نوقانی بانویی است که با اراده و پشتکار خود توانسته است تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل کند و اشتغالزایی قابلتوجهی برای اهالی، بهویژه زنان روستا، ایجاد کند.
نوقانی متولد ۱۳۷۰ در مشهد و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت است. از سال ۱۳۹۳ که به روستای گوندوک، در جاده سیمان، آمد، شوقی در دلش برای خدمت به مردم جوانه زد؛ شور و اشتیاقی که او را به مسیری سوق داد که کمتر کسی به آن میاندیشد.
زندگی در روستا برای او و خانوادهاش با دشواریهایی همراه بود. دراینباره میگوید: «مدتی از ازدواجم گذشته بود که برای خرید خانه به این روستا آمدیم و تصمیم گرفتیم همینجا ساکن شویم. چیزی از اقامتمان نگذشته بود که بیکاری زنان روستا توجهم را جلب کرد. با خودم گفتم باید کاری کنم و تصمیم گرفتم اولین کارگاه کوچک را در خانهام راه بیندازم؛ کارگاهی برای ساخت عروسکهای دستساز.»
نوقانی از مبلغ یک میلیون تومانی که از دوستش قرضالحسنه گرفته چنین یاد میکند: «پولی نداشتم، یک میلیون تومان از دوستم قرض گرفتم و کارم را سال ۹۷ با الگوی یک عروسک شروع کردم. خبر دهن به دهن به گوش خانمهای دیگر هم رسید و با استقبال آنها کارمان گسترش پیدا کرد.»
این بانوی کارآفرین در همان زمان، بازاریابی محصولات را نیز آغاز کرد و توانست عروسکهای تولیدی را در بازار عرضه کند: «بهتدریج زنان زیادی به گروه ما اضافه شدند؛ حتی توانستیم حدود پنجاه نفر از بانوان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) را نیز وارد کار کنیم. خوشبختانه محصولاتمان با استقبال خوبی دربازار روبهرو شد.»
کسب و کاری برای خودشان
نوقانی میدانست که توسعه و پیشرفت هر جامعه به همبستگی و مشارکت اعضای آن وابسته است. با همین باور، زنان گوندوک را به فعالیتهای گروهی و کارآفرینی تشویق کرد.
از دیگر اقدامات او در روستا، برپایی کارگاههای قالیبافی و خیاطی بود: «با دعوت از استادان در کارگاهها، به زنان روستا آموزشهای لازم داده شد و تسهیلات مالی برای راهاندازی کارگاههای خانگی در اختیارشان قرار گرفت. بسیاری از زنان توانستند کسبوکاری برای خودشان راه بیندازند؛ هرچند روستا هنوز مشکلات زیادی داشت، ازجمله نبود خانه بهداشت و معابر آسفالتی.»

خانهای که نماد شد
او که از نزدیک شاهد مشکلات مردم روستا بود، تلاشهای بیوقفه خود را آغاز میکند تا مشکلات زیرساختی روستا را حل کند. نخستین قدم خود را در این مسیر برای ایجاد یک خانه بهداشت برمیدارد. بهخصوص وقتی کودک یکی از اهالی به دلیل نبود امکانات درمانی جان باخت، نوقانی تصمیم گرفت برای ساخت خانه بهداشت اقدام کند: «با پیگیریهای متعدد و نامهنگاری، بودجه ساخت خانه بهداشت تأمین شد، اما باید زمینی مناسب پیدا میکردیم. سرانجام با کمک اهالی و خیری که زمینی خارج از بافت روستا داشت، توانستیم زمین را تغییر کاربری و برای ساخت مرکز بهداشت تخصیص دهیم.»
هیچوقت آغوشهای گرم زنان محرومی را که از خوشحالی خانهدار شدن در آغوشم کشیدند فراموش نمیکنم
امروز خانه بهداشت روستای گوندوک یکی از پروژههای موفق در این روستاست که مردم میتوانند برای درمان بیماریهای خود به آن مراجعه کنند و این خانه به عنوان نمادی از اراده بانویی سرسخت و نشاندهنده تغییرات بزرگ و تأثیرگذار در روستاست.
بازگشت دختران روستا به کلاسها
پس از خانه بهداشت، نبود مدرسه متوسطه اول بهویژه برای دختران، دغدغه دیگر نوقانی شد: «دختران روستا پس از پایان دوره ابتدایی بهدلیل نبود امکانات آموزشی، از ادامه تحصیل بازمیماندند و گاه در سنین پایین ازدواج میکردند. این موضوع آزارم میداد و تصمیم گرفتم راهی برای حل آن پیدا کنم.»
سرانجام او با همکاری آموزش و پرورش، دوره متوسطه اول را در روستا راهمیاندازد و خیلیها، حتی آنهایی که ترک تحصیل کرده بودند، دوباره به کلاسها برمیگردند.
مقابله تا تغییر و رشد
اما مسیر او آسان نبود؛ گاه با تهدید و مخالفت نیز روبهرو شد: «برخی اهالی بهدلیل زنبودنم با فعالیتهایم مخالفت میکردند؛ حتی شیشه ماشینم را شکستند و تهدیدم کردند. چون دوست نداشتند فضای صمیمی بین من و اهالی را ببینند که باعث رشد و تغییر شده است. اما من از مسیرم خارج نشدم. در کنار این رفتارها، حمایت مردم و بهویژه خانوادهام، مادرم و همسرم، انگیزهام را دوچندان کرد. هیچوقت احساس ناتوانی یا محدودیت نکردهام.»
او علاوه بر فراهمکردن فرصتهای شغلی، اقتصادی و آموزشی برای زنان، با تأمین زمین و ساخت خانه برای خانوادههای بیسرپرست و محروم، شادی و امید را به روستا بازگردانده است: «هیچوقت آغوشهای گرم زنان محرومی را که از خوشحالی خانهدار شدن در آغوشم کشیدند فراموش نمیکنم. باور دارم دعای خیرشان همیشه همراهم است و همین برایم آرامش میآورد.»
مریم نوقانی میداند هیچ چیز مهمتر از تلاش برای بهتر شدن وضعیت زندگی مردم روستا نیست و مطمئن است که باید مسیرش را ادامه دهد. همه این موفقیتها را لطف خداوند و از برکت دعای خیر پدر و مادر و همراهی همسر و فرزندش میداند و آنها را از داراییهای معنویاش به حساب میآورد.

به دنبال سلامتی زنان روستا
امروز آرزوی بزرگش ساخت سالنی ورزشی برای بانوان و کودکان روستاست: «ورزش نقش مهمی در رشد جسمی و روانی کودکان دارد و باید فضایی مناسب برای آنها داشته باشیم. درحال حاضر وسایل سادهای در حسینیه وجود دارد، اما آرزو دارم فضایی مستقل با امکانات کامل برایشان فراهم شود.»
گرچه هنوز مشکلات بسیاری در روستا باقی است، امید و اعتماد این بانوی کارآفرین کم نشده است: «بانوان روستا در کارها خیلی به من کمک کردهاند و به آنها گفتهام: نترسید، قدمهایتان را بردارید، به خدا توکل کنید و باور داشته باشید دستان خدا همیشه همراه ماست.»
* این گزارش سهشنبه ۳۰ دیماه ۱۴۰۴ در ضمیمه شماره ۱۶۶ شهربانو در روزنامه شهرآرا چاپ شده است.
