زندگی ایرانی همه لطف و هنر و لعابش را از هنر مسگری دارد؛ هنری که هنوز در خیابان سرخس مشهدمشتریهای خود را دارد. با حجرههایی که دود از دودکششان بالا میرود.
شروعبهکارِ سیداصغر گمراتیان، کفاش قدیمی اینگونه رقم خورد؛ «معلمها خیلی با ما بچهها بدرفتاری میکردند. یک روز آمدم خانه و گفتم مدرسه نمیروم و از هشتسالگی، ما را گذاشتند گیوهدوزی.»
ساختمان مسجد که تا حدی قابل استفاده شد، هیئتامنا با اجرای برنامههای مختلف در جذب نوجوانان و جوانان گام مؤثری برداشت و در همین مدت کوتاه، پایگاه بسیج مسجد جزو پنج پایگاه برتر در سطح کشور قرارگرفت.
علی کاظمی تعریف میکند: شیر آب که نبود، مردم از آب قنات استفاده میکردند برای وضو و آشامیدن. ظهر که میشد، رضا آهنگر بدون معطلی قفلی روی در دکان میزدند و با آب همان چاه وضو میگرفت.
جواد صادقی میگوید: رعایت انصاف، حق مردم است. اگر کاسب به سود کم قانع باشد، اما کالای خوب به مشتری بدهد، مشتری برمیگردد. مشتری راضی، خودش یک سرمایه است، دعایش و رضایتش هم.
یکی از نجارهای قدیمی میگوید: سالهای ۶۰ رسم بود نجارها برای شروع کار هم که شده تابوت درست کنند. البته عمومیت نداشت، اما خیلیها خودشان را مقید به درستکردن آن میدانستند.
علیاصغر تاتاریوان ۳۸ سالهای که حرفه الک سازی را در پیش گرفته است. او میگوید: بهترین چوب، از درخت چنار تهیه میشود. ۱۱نوع الک استاندارد داریم.
عدهای از کسبه خیابان سرخس روزشان را با الککردن و آب و نمکزدن به خشکبار میگذرانند تا بزم دیگران را شیرین کنند. آنها کامشان را با شوری آجیل شیرین میکنندو سالهاست در این گوشه دنج با همین کار روزشان را به شب سنجاق میکنند.
حاج عباس حاجیزاده، میگوید: میدانم بیشتر مشتریانم که کفشهایشان را برای تعمیر میآورند اوضاع مالیشان خوب نیست، اگر خوب میبود حتما کفش نو میخریدند. هر مشتری هر قدر دلش بخواهد میدهد.
حاجیغفوریان و برادرانش در این کار استاد هستند و ۴۵سال تجربه دارند. هر پوستی را از دور ببینند، ویژگیهایش را یکبهیک میگویند. حاجی حرفهای بسیاری از کار پوست و دباغی دارد.
جمعهبازار مهرآباد از بازارهای معروف سنتی مشهد است. ریشه شکلگیری این بازار به تقاضای مردم بر میگردد.
آتنا محمودی میگوید: کار با چوب و بوی گرده آن به من جان میبخشد و وقتی کاری را به دست میگیرم، حس و حال خوبی دارم. برای همین سعی میکنم در مناسبتهای مختلف با هدیهای از آثار خودم، این حس خوب را با ایشان تقسیم کنم.
زیبا بخشی بافنده محله پورسینا، حیاط خانهاش را تبدیل به کارگاه قالیبافی و برای ۸ زن اشتغالزایی کرده است. میگوید: از همان اول نیت کردم که آموزش رایگان باشد.
در بازارچه بانوان کارآفرین محله شهیدبسکابادی فضایی برای باهمبودن، همکاری و دوستی ایجاد کردهاند. در اینجا بانوان نیامدهاند که فقط چیزی بفروشند و بروند بلکه درگیر مسائل و دغدغههای زندگی هم نیز شدهاند.
علی خانی بیش از دودهه از زندگیاش را حصیر میبافد.سابقه حصیربافی در خانواده آنها به سال ۱۳۰۸ برمیگردد، زمانی که پدربزرگ او یکی از اولین کارگاه حصیربافی را در مشهد افتتاح کرد.
علی قاسمی روزگاری که تعداد کبابیهای مشهد به انگشتان دست هم نمیرسید، کبابی راه انداخت. میگوید: کنار نانوایی، کبابی بود و گاهی به آنجا سر میزدم. چندماهی در نانوایی کار میکردم که احساس کردم کار در کبابی را بیشتر دوست دارم.
مغازه کوچک هاشم تقوی در محله رضائیه، حال زائر و مجاور را خوب میکند. خدمات هاشم تنها به کارهای عامالمنفعهاش در محل کسبوکارش محدود نمیشود. او همیشه و در همه حال بهدنبال راهی برای خدمت و همدلی بوده است.
از همان ابتدای خیابان سرخس تا نقطه انتهایی آن، اوستارضا ساعتساز بنام و معروف است. او ۴۰سال است که کار تعمیر ساعت را با دقت بسیار انجام میدهد.
زینب شریفی میگوید: فعالیتهای ما بیشتر درزمینه حمایت از زنان سرپرست خانوار و افزایش توانمندسازی آنهاست که درکنار آن، هفته اول هرماه به مدت پنج روز، نمایشگاه نیز اجرا میشود.
باران بهنام در مقطع دکترای مدیریت استراتژیک خوانده و حالا هم سالندار است و هم استاد دانشگاه و تأکید دارد تحصیلاتش، در عمل کمک کرده است در بازار کار موفق شود و بعد از سالها به سمت کارآفرینی رو بیاورد.