حاج عباس مرادی علیزاده یکی از قدیمیترین فعالان صنعت کفشدوزی و کیفسازی چرم در مشهد است. او چندینسال در بازار رضا (ع) مشغول بهکار بودن و با وجود فراز و فرودهای بسیار، بیماری سرطان و شیمیدرمانی که البته بهبود پیدا کردند، همچنان مشغول به فعالیت هستند. علاوهبر این، حاج آقا، یکی از قدیمیترین خادمان حرم امام رضا (ع) است که حالا دیگر عمر خدمتشان از ۵۰ سال گذشته است.
علیرضا مجنونپور میگوید: ترمه فروشی سرمایه بسیاری میطلبد. برای همین کسانی که به سمتش میآیند، هم باید علاقه داشته باشند و هم صبر زیاد. در غیر اینصورت ضرر میکنند.
محمد لوکیان میگوید: وقتی کار سیمپیچی تمام شد، برای اینکه لاکی که برای عایقبندی استفاده شده بود، زودتر خشک شود، گرمش کردم که همان گرما باعث آتشگرفتن موتور شد.
پرندهفروشهای خیابان توحید از تصمیم شهرداری برای جابهجایی این راسته به بولوار توس گلایه دارند.
علیاصغر فرجی میگوید: دروپنجرهسازی از آن شغلهاست که ضایعات فراوانی نیز به همراه دارد؛ ضایعاتی که هر کاسبی با فروش آنها میتواند بخشی از هزینههایش را جبران کند.
استادان مسگری خیابان سرخس میگویند این حرفه بهتر از شغلهای قدیمی دیگر دوام آوردهاست. اکنون مشهد قطب تولید ظروف مسی است.
نوید رضاخانی و زهرا ولیخانی، زوج هنرمند، زندگی مشترکشان را زیر سایه اعتقاداتشان شروع کردهاند و معتقدند تولید محصولات فرهنگی در این برهه از زمان یک مبارزه است.
یک روز عادی همسایهها دور هم جمع میشوند و شروع میکنند به پاک کردن سبزی و همین میشود اولین جرقه شروع یک اشتغال خانگی!
مهدی رجبنیا با راه اندازی کارگاه مصنوعات سنگی برای چند خانواده شغل ایجاد کرده است.
جواد صبوریان نه بسیجی است و نه سپاهی. یک ماشین دهچرخ یخچالدار دارد. بعداز شهادت سردار سلیمانی، با او تماس میگیرند و میگویند ماشین تو به خاطر بزرگی و داشتن یخچال مناسب مراسم تشییع است.
آنچه میخوانید فقط گوشهای از حسوحال کسبه شهرمان است که عکس سردار قاسم سلیمانی را مایه فخر و برکت فضای کسبوکارشان میدانند.
حمید فخرایی و نفیسه قاسمی زوج هنرمند محصولاتشان را به کشورهای حاشیه خلیجفارس صادر میکنند. کارهای آنها تلفیقی از سبک مدرن و سنتی است تا موردپسند همه قرار گیرد.
روایتی از زندگی بیبی فاطمه سیدی که با حمایت اهالی، کسبوکار خودش را در خیابان پورسینا راه انداخته است.
زمانی ظروف برنجی جزو وسایل مهم خانه و زندگیمان بود. هر گوشه خانه که پا میگذاشتیم چشممان به جمال یک تکه برنجی روشن میشد.
قاسم فتحی، میزبان ما، هنرمند ساکن محله بهارستان است که حالا ۵۰ سال عمر دارد و دیگر دلیل سپیدی موهای سرش از رنگ گچ مجسمههایی که میسازد، نیست.
قصه کسبوکاری که راه انداختند، از روز بیکاری مردِ خانه تا حالا که با سه فرزند و ۴۰۰ بافندۀ خانم، بازار تولید «خوشنشین خودرو» را به دست گرفتهاند، دراز است.
اگرچه ظاهر مغازه حاجمحمدحسین بسیار امروزی و مدرن بهنظر میرسد، بهگواه اهالی و قدیمیهای این محله، او اولین سماورسازی بوده است که در خیابان موحدین کارش را شروع میکند.
خشکبار فروشهای خیابان شلوغ مصلی ۱۵ در محله شهید شیرودی گذشته آن را روایت میکنند: اینجا روزگاری به جاده قدیم مشهد معروف بوده است؛ عدهای هم بهدلیل وجود مزارع و باغهای انگور به آن «کوچهباغ» میگفتند.
روز اولی که به سراغ تولیدکنندگان مانکن رفتیم به نظرمان به سراغ یک شغل فانتزی و شاد رفتهایم، اما وقتی وارد گود کارشان شدیم ماجراها مسیر دیگری در پیش گرفتند.
هادی شاطری از کارآفرینانی است که در زمان شیوع بیماری کرونا ورشکسته شد. اما او نهتنها توانست دوباره کارش را از نو شروع کند، بلکه همسرش را هم تشویق کرد که وارد این حرفه شود.