طباخ قدیمی محله شیرودی، پخت این غذای خوشمزه را در کودکی از کلهپزی در چهارراه لشکر آموخته است. اسحاق رستمنژاد میگوید: مغازهمان محل تردد رانندههای قدیمی بود و به همین دلیل کارمان رونق زیادی پیدا کرد.
سیدکریم جمالیرضوان ۴۰سالی است که دلوساز چرخ زندگاش را میچرخاند. او شاگرد حاجیکردستانی دلوسازی معروف محله جلالیه بوده است. او در ابتدا کار فروش لاستیکهای ماشین را انجام میدهد و در ادامه دلوساز میشود.
محمدجواد ذاکرزاده، پینهدوز قدیمی محله عبادی ۶۱سال است که به تعمیر کفش میپردازد و با ظرافت خاصی آنها را روبهراه میکند.
محمد قلیزاده، نباتفروش قدیمی محله عامل نزدیک به ۳۰ سال است به کار تهیه نبات، یکی از سوغاتهای مهم مشهد مشغول است. به گونهای که اکنون روزانه ۴۰۰ کیلو نبات تولید میکند.
مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است. مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی است.
علی جلالیان ابراهیمی، ۵۴ سال دارد. او در محله عبادی به حرفه صحافی میپردازد و به گفته خودش اینکار برایش آمد داشته است.
حاج محمدعلی دهقانپور؛ نزدیک به ۴۰سال است که به حرفه چاقوسازی مشغول است، کاری که به قول خودش با عنوان چلونگر از آن یاد میشود، او میگوید: این شغل را "حداد"، "چاقوساز"و "کاردساز" هم میگویند.
سید ابوالقاسم ذبیحی، کاسب محله عبادی، هفتادسال است که به حرفه سماورسازی و تعمیر سماور میپردازد و ۲۰سال از آن را صرف سماورسازی کرده است.
سید عبدالله رضویراد، صاحب بقالی در محله فلسطین است. او که در میان اهالی به آقاسید شهرت دارد، کسب روزی حلال و رضایت خلق خدا را از مهمترین اصول زندگی خود میداند.
جواد معصومینژاد هرروز صبح به عشق نوکردن کتابهای کهنه، راهی محل کارش در محله شاهد میشود. او جزو معدودکسانی است که نهفقط در مشهد، بلکه در استان، کار صحافی را به روش سنتی انجام میدهد.
فاطمه شافق متصدی نانوایی محله سعدآباد است که با خانواده در این حرفه فعالیت دارند. این نانوایی از سال ۱۳۴۹ پابرجا شده و حال با ۶کارگر روزی ۴ هزار نان به دست مشتری داده میشود.
یدالله حسینی، قدیمیترین کتابفروش محله صاحبالزمان (عج)، از پنج سالگی شیفته دنیای کتاب شد. او که تمام عمرش را با عطش خواندن و کسب دانش گذرانده، امروز هم در کتابفروشیاش، میراثدار عشقی دیرینه به فرهنگ و علم است.
رضا محمدجانی، هنرمند محله کوی امیرالمومنین، از نوجوانی شیفته چوب بود. او با تبدیل ضایعات به آثار هنری، کارگاهی دایر کرده و برای پنج نفر اشتغالزایی کرده است.
محمود صفرپور یکی از اصلیترین تولیدکنندههای انگشترهای طرح ترک در ایران است؛ کاری که به گفته خودش ابتدا بهطور انحصاری در دست خودش بوده است، اما حالا چندتایی رقیب دارد. او برای رسیدن به این جایگاه، رنجهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
محمد رجبزاده آبرود چهاردهه است در چهاردیواری ساعتسازی امید، ساعتهای مرده را تحویل میگیرد و به عقربههایشان جان تازه میبخشد.
زینب شیبانیراد پس از آنکه کسبوکار آنلاینشاپی خود را تعطیل کرد، به سمت تولید پوششی آمد که خیلیها به او میگفتند: مگر از چادر استقبال میشود که تو آن را تولید میکنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید میکنم.
حمید زارعی، لحافدوز محله سعدآباد در منطقه یک از سال ۷۶ در مغازه پدر، کار با پنبه و لحافدوزی را شروع کرد و حالا با گذشت سالها گرچه به خار این حرفه نفسش آزردست، اما از کمرنگشدن سنتهای قدیمی دلگیر است و به اعتقاد او کار دست اعتبار بیشتری دارد.
در این گزارش پای صحبت پاکبانان زحمتکش و بیادعای شهرمان نشستهایم؛ کارگرانی که بهتازگی جارویشان را زمین گذاشتهاند. این پاکبانان، جوانی خود را در کوچهپسکوچههای پژوهش، امامت، معلم، سیدرضی، دانشجو و... به پیری رساندهاند.
موسی ببری، واکسی محله احمدآباد است که از ۱۲ سالگی وارد بازار کار شد و در کنار آن ورزش را در برنامه خود قرار داد. او با تمام سختیهای روزگار معتقد است روزی دست خداست و فقط باید از او بخواهی.