عزاداری

در هیئت شجاعات‌الحسینی، علم فقط یک چوب و چند پارچه نیست؛ امانتی است که بیش‌از یک‌قرن میان چند نسل از خانواده علیزاده دست به دست شده و از نوق، روستایی در رفسنجان به محله نوده مشهد رسیده است.
با حمایت پایگاه بسیج خواهران مسجد سناباد، خانه‌های زیادی برای عزاداری محرم و صفر داوطلب شدند. امسال هفده‌خانواده از محله برای میزبانی از روضه‌های خانگی اعلام آمادگی کرده‌اند تا چراغ این مجالس در خانه‌های بیشتری روشن شود.
ظهر عاشورا که می‌رسد، تقاطع خیابان دندانپزشکان‌۹ دیگر شبیه روز‌های معمولی نیست. خیمه‌ای در میانه میدانگاه برافراشته می‌شود و هزاران نفر، گرد آن می‌ایستند. در سال‌های اخیر، این آیین، یکی از بزرگ‌ترین مراسم خیمه‌سوزان غرب مشهد بوده است.
در بافت قدیم مشهد، تکیه‌ها بر اساس وابستگی‌های مختلف شکل می‌گرفتند اما با تغییر سبک زندگی، بسیاری از کارکرد‌های تکیه‌ها به حسینیه‌ها منتقل شد، اما این بنا‌ها همچنان بخشی از حافظه تاریخی و مذهبی مشهد را در خود حفظ کرده‌اند.
بعد از این‌که زینب‌خانم نجمی به مناسبت ماه محرم، با اجازه همسایه‌ها پنج‌روز روضه در خیابان برگزار کرد، همسایه‌ها این‌قدر از این موضوع استقبال کردند که آنها هم بانی شدند و قرار است کل سی‌روز محرم در این خیابان روضه‌خوانی برپا باشد.
یوسف صداقت که شش دهه میان‌دار عزاداری هیئت‌های محله مقدم بوده است می‌گوید: میان‌دار پیش از آنکه صدای مجلس باشد، باید با رفتار، ادب و احترامش الگوی عزاداران باشد.
موکب «عشاق‌الفاطمه (س)» ۵ سالی می‌شود که در نبود مسجد، شور محرمی را به محله حسین‌آباد آورده است.
سال ۱۳۱۵ خورشیدی یک‌سال خاص است، چون تولد رضاشاه با دهه اول محرم یکی می‌شود و شادی و سرور تولد شاه با غم و عزای حسینی هم‌خوانی ندارد و شاه باید دست به یک انتخاب بزند و یکی از این دو را بر دیگری ارجح کند.
جمعی از فعالان فرهنگی مسجد امام‌سجاد(ع) تلاش کرده‌اند برای سومین سال پیاپی، طرحی حمایتی اجرا می‌کنند تا برگزاری روضه‌های خانگی و برنامه‌های مردمی محرم برای اهالی آسان‌تر شود.
فروشگاه «شهرما» در محله نوده که در اغتشاشات دی ماه سوخت،حالا کانون عزاداری محرم است. اهالی با دست‌های خود، کف حیاط را فرش کرده، داربست‌ها را برپا کرده‌اند و گوشه‌ای از محوطه را هم به کودکان اختصاص داده‌اند.
خیمه‌العزا، یک مراسم عزاداری ساده نیست؛ روایت سیزده‌سال همراهی نسلی از نوجوانان و جوانان محلات مشهد است که در دهه اول محرم، با چند چادر مشکی خیمه عزاداری برپا کردند و امروز یکی از بزرگ‌ترین مجالس مردمی را برپا می‌کنند.
سوگواری در شهر مشهد ۱۲۰۰ سال قدمت دارد؛ اما رسوم آن در این سال‌ها با تغییرات زیادی مواجه شد. تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود اما در دوره صفویه، برگزاری عزاداری‌ها دچار تغییر اساسی شد.
سال‌هاست که در پنج روز اول محرم، خانه بی‌بی‌امجد موسوی‌ازغندی، میزبان زنانی است که برای عزاداری امام‌حسین(ع) دور هم جمع می‌شوند. خودش می‌گوید: از وقتی به خاطر دارم، محرم که از راه می‌رسید، مادرم لباس سیاه تنم می‌کرد و با هم به روضه همسایه‌ها می‌رفتیم.
هیئت حسینی گلشهر بعد‌از ۴۵ سال فعالیت، در سال ۱۴۰۲ به‌عنوان بزرگ‌ترین هیئت مهاجران افغانستان در کشور ایران شناخته شدند و عَلَم برپایی «هیئت حسینی» را سال‌هاست استوار و سنت عزاداری افغانستانی ها در محرم را زنده نگه داشته است.
اگر در شب‌های دهه اول محرم گذرتان به میدان ده دی افتاده باشد، احتمالا با ازدحامی از آدم‌های جورواجور در مقابل کوچه امام خمینی ۳۵ روبه‌رو شده‌اید. آنها عزادارانی‌اند که در این شب‌ها راهی ساختمانی به نام حسینیه انصارالحسین (ع) می‌شوند.
روز عاشورا تمامی دسته‌های عزاداری حسینه‌ها و مساجد محله طرق، همزمان با سینه‌زنی و زنجیرزنی، از محل مسجد و حسینیه خود حرکت می‌کنند و به آرامستان قدیمی محله می‌روند و سر مزار عزیزانشان فاتحه‌ای می‌خوانند.
منطقه یک مشهد بعضی از بزرگ‌ترین هیات‌ها و گروه‌های عزاداری را در دل خود جای داده است. دهه اول و دوم محرم در هر کوچه پرچمی به بهانه برگزاری روضه‌ای بالا رفته یا بوی نذری از خانه‌ای بلند شده است.
اینجا فقط یک هیئت نیست؛ خاطره مشترک چند‌نسل از یک محله است. جایی که نام بانیانش با احترام برده می‌شود. شکل‌گیری هیئت متحده شاهزاده علی‌اصغر (ع) از خانه‌های مردم شروع شد و با همت اهالی قد کشید.
هیئت دوازده‌امامی‌های بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمی‌ترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریش‌سفید‌های محله را به خود دیده‌است؛ مردم محل، سال‌هاست که چهارشنبه‌شب‌ها در مسجد دوازده‌امامی‌ها جمع می‌شوند.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آن‌که روضه‌خوان، روضه را به پایان می‌برد، نوحه‌خوان آهنگ نوحه سر‌می‌دهد و ذکر می‌گیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه می‌زنند.