پرستار

دو دهه پرستاری در قاسم‌آباد
بکاییان 19سال پرستار و بهیار مراکز بهداشت منطقه قاسم‌آباد است. 15سال در مرکز جامع سلامت فاطمیه بود. دو سال رفت مرکز شاهد و دو سالی هم هست که به مرکز امام حسن مجتبی(ع) آمده است. می‌گوید: این مرکز در شروع کرونا چند ماهی خدمات 16ساعته ارائه می‌داد. مراکز خیلی کم بود. ما شرح حال بیمارها را می‌گرفتیم و برای آزمایش آن‌ها را به مرکز فاطمیه می‌فرستادیم. بعدازظهر هم شیفت بودیم و گاهی تا 9شب کار طول می‌کشید. اصلا نمی‌دانستیم جمعه است یا شنبه. وقتی هم واکسن آمد اوضاع همین بود. تا روزی که 500واکسن فقط در شیفت صبح می‌زدیم. شرایط مثل حالت جنگی بود.
خواهران شهدا راویان ایثار
آرام محرابی معتقد است: بهترین پرستار مادران شهدا، دخترانشان هستند. به همین دلیل به مناسبت روز پرستار همایشی را با عنوان «خواهران حاج قاسم» تدارک دیده‌ام که در آن از هر استان 3خواهر شهید داوطلب را به قید قرعه انتخاب و به مشهد دعوت می‌کنم. از آنجایی که در میان این افراد، تعدادی خواهر شهید مدافع حرم نیز هستند که سن آن‌ها کم است و باید به همراه مادرانشان سفر کنند، با همکاری هیئت قمر بنی‌هاشم(ع) و اعضای انجمن خواهران شهدا برای پذیرایی از 150نفر آماده می‌شویم.
تجربه‌های سیاه و سفید رزمنده سفیدپوش از روزهای جنگ
روایت‌های مردانه بسیاری از جنگ شنیده‌ایم و اتفاقاتی را که برایمان روایت می‌کنند تصور می‌کنیم. این در حالی است که تجربه‌های زنانه از جبهه و جنگ هم کم نداریم. یکی از این تجربه‌های زنانه به بانوان پرستار ی تعلق دارد که تلخی روزهای سخت هنوز زیر زبانشان است. یکی از این افراد، معصومه رضاپور است که -بیش‌وکم - از اوایل انقلاب در بیمارستان امدادی مشهد فعالیت داشته است و 6 ماه و 6 روز نیز در دزفول و زیر سقف آسمانی که گلوله و خمپاره مدام آن را شکاف می‌دادند به مجروحان جنگی خدمت می‌کند.
رنجی که نان را بُرد
مهسا مادر 3 دختر است که بزرگ‌ترین آن‌ها 20 سال و کوچک‌ترینشان حدود 3 سال دارد. شغل همسرش رانندگی تاکسی بود. او نیز به دلیل کرونا، از تعداد مسافرانش کاسته می‌شود و یک‌باره چرخ اقتصادی خانواده‌شان نه پنچر، که فلج می‌شود. می‌گوید: 2 تا 3 ماه درآمد مشترک من و همسرم به کمتر از 500 هزار تومان رسید و برای رتق و فتق امور خانه و بچه‌ها از دوست و آشنا قرض می‌کردیم، اما باز هم کفاف نمی‌داد و نزدیکان به ما کمک می‌کردند. این روایت مادرانی است که کرونا بر سر کسب و کارشان سایه انداخته است.
روزهای سخت مهران جبرائیلی در  اورژانس کرونایی‌ها
گان یک‌سره است وقتی آن را می‌پوشیم، بیمار نمی‌تواند به‌راحتی ما را تشخیص دهد و ارتباط مستقیم و روانی ما با بیمار کم می‌شود و فقط به ‌طور روزمره باید کارهایمان را انجام دهیم. در حالی‌که بیمار به این ارتباط و گرفتن روحیه از طرف دکتر و پرستار نیاز دارد. از طرفی خود این لباس‌ها بسیار گرم هستند و باید ساعت‌ها در شیفت کاری آن‌ها را می‌پوشیدیم. درآوردن و دوباره پوشیدن آن‌ها خیلی سخت‌تر بود. ساعت‌ها لب به غذا نمی‌زدیم یا سرویس بهداشتی نمی‌رفتیم. لباس‌ها اندازه‌بندی نداشتند برای بعضی‌ها بزرگ بودند و برای بعضی کوچک. این چیزها سرعت کار را کاهش می‌داد ولی چاره‌ای هم نیست.
بانوی محله آب وبرق 60بار خون اهدا کرده است
نسرین حقیر، پرستار و مادر دو فرزند است و در یکی از مرکزهای دیالیز شهر کار می‌کند. می‌گوید: کارم طوری است که مدت‌های زیادی را باید در فضا و محیط بسته بمانم و سر و کارم با میکروب و آلودگی‌ها زیاد است. بعد از مدتی که احساس بی‌حالی داشتم، به پزشک مراجعه کردم و متوجه شدم که اکسیژن خونم پایین است. هنگامی که اطرافیانم متوجه شدند پیشنهاد دادند که برای حجامت بروم. با خودم فکر کردم چرا حجامت کنم، هر روز در بیمارستان شاهدم که چند نفر به خون احتیاج دارند و اگر این مهم به آن‌ها نرسد جان خودشان را از دست می‌دهند. بنابراین خون می‌دهم که فرد دیگری هم بتواند از این خون استفاده کند.
کاشانه‌ای برای نقاهت کرونایی‌ها
شرایط تازه را می‌پذیرد و قبول می‌کند که به نقاهتگاه بیاید. اکنون همسرش در آسایشگاه بانوان است. کمی آن‌سوتر در سوئیت بانوان روی تختش منتظر رسیدن ناهار نشسته است و خدا را شکر می‌کند که چشمانش دوباره رو به دنیا باز است و می‌تواند به زودی به خانه برود و فرزندان و نوه‌هایش را در آغوش بکشد. مرکز نگهداری بیماران کووید ۱۹ امام رضا (ع) اولین و تنها نقاهتگاه مشهد است که در بولوار سپاه از سوی بهداری شمال شرق فعال شده است.