پرستار

پرستاران، بیمارستان خیریه امام سجاد(ع) را زنده نگاه داشته‌اند
تمام تلاش کادر بیمارستان امام سجاد(ع) این است تا بیماری به دلیل شرایط مالی نامناسب آنجا را ترک نکند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا جایی که قانون اجازه می‌دهد هزینه‌های مالی را کسر کنند. بارها پیش آمده اتباع به بیمارستان مراجعه کردند و تنها با ارائه یک برگ عقدنامه درخواست زایمان داشتند. می‌توانند آن‌ها را پذیرش نکنند ولی وقتی می‌بینند از کشور دیگری هستند و مشکلات حاد و خاص خود را دارند، آن‌ها را بستری می‌کنند و ثبت احوال هم در این‌باره همکاری دارد و برای آن‌ها کارت‌ها یا مدارک موردنیاز را تهیه می‌کند. از لحاظ مالی نیز بارها پیش آمده است که پرستار ان با پزشکان صحبت کردند تا هزینه جراحی یا عمل را کم کنند.
دوست ندارم به او بگویم به من سخت گذشته است
مریم صارمی زنی چهل‌ودوساله است. او سال 76 با مجید یادگارپور که یک سال از خودش بزرگ‌تر و متولد سال 57 است ازدواج می‌کند. همان سال اول زندگی، همراه همسرش که در نیروی انتظامی خدمت می‌کند راهی نهبندان می‌شود، همسری که مأموریت‌های کاری‌اش او را به کمین‌های مرزی و مبارزه با اشرار می‌کشاند و شب‌های زیادی به خانه نمی‌آید و این نیامدن‌ها خواب از چشم تازه‌عروس او می‌گیرد.
«اتباع» انگیزه خوبی برای سوادآموزی دارند
منصوری‌حلیمی از سال93 به جرگه آموزشیاران نهضت پیوسته، هرچند او از سال85 وارد حیطه تدریس شده است. دوره‌های مختلفی ازجمله مشاوره کودک، زبان‌آموزی و هلال‌احمر را دیده‌است و اکنون خلاصه همه این آموزش‌ها و تجربه‌ها را در کلاس با شاگردانش به اشتراک می‌گذارد. او که دارای مدرک کارشناسی‌ارشد در رشته آموزش زبان انگلیسی است، سال‌ها سابقه تدریس داشته‌ و پیش از دوره نهضت در دوره دبستان تدریس کرده‌است.
پرستاری از انقلاب تا خط مقدم
طاهره محمدقلی‌زاده طبسی، ساکن محله گوهرشاد، مامایی بود که در دوران انقلاب و دفاع مقدس به میدان آمد و از هیچ‌کاری دریغ نکرد. اسفند سال ۶۰ اولین‌باری بود که اعزام شدم. وقتی با هواپیمای نظامی به اهواز رسیدیم، در یک بیمارستان خارج از شهر مستقر شدیم. در آنجا به ما گفتند بخشی را برای درمان مجروحان آماده کنیم. آنجا پوشش داده شده بود و شب‌ها با یک نور کار می‌کردیم و بیشتر فعالیت‌هایمان را در روز انجام می‌دادیم. وقتی بخش را آماده کردیم، از طرف اداره بهداری برای بازرسی آمدند. من به آن‌ها گفتم «اینجا آماده است و من می‌خواهم جلوتر بروم»، اما با درخواستم موافقت نشد. حمله «فتح‌المبین» که شد من در آنجا بودم. شب آماده بودیم و از نصفه‌شب صدا‌های یازهرا (س) را می‌شنیدیم. نزدیک سحر که شد، اولین مجروح‌ها را آوردند.
میزبانی زهرا و مطهره از زائران امام رضا(ع)
زهرا دختر بزرگ شهید جمع‌آور تعریف می‌کند: اربعین دو سال قبل وسایلم را بستم تا به کربلا بروم. زائران چهل و هشتم زیاد بودند و بچه‌های کارگروه در مشهد طرحی دادند. گفتند خانه‌هایمان را در اختیار زائران امام رضا(ع) بگذاریم. حتی از خودروهایشان هم مراقبت کنیم تا با خیال راحت به حرم بروند و زیارت کنند. غذا و پخت وپز هم با خودمان. من خیلی ناراحت شدم و گفتم الان که من دارم می‌روم شما این طرح را گذاشته‌اید. گفتند تو که از صفای کربلا بهره می‌بری. اما مشکلی پیش آمد و نشد که به کربلا بروم. ساک وسایلم تا چهل و هشتم همان‌طور بسته بود و امیدوار بودم که شرایط مهیا شود، اما نشد. قسمت بود بمانم و در طرح «میزبانی زائر» بچه‌های کارگروه مشارکت کنم.
از جمع‌آوری سرنگ‌های آلوده تا ارتقاء سلامت بانوان
فرزانه طیرانی سال ۱۳۸۹ بعد از گرفتن مدرک کارشناسی، فعالیت خود را در حوزه آسیب‌های اجتماعی بانوان در مناطق حاشیه‌ای و محروم شهر آغاز کرد و بعد از مدت ۲ سال با انتخاب خودش در محله وکیل‌آباد مستقر شد و رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی زنان این محله را که به‌علت فقر اقتصادی، بی‌سوادی، ازدواج‌های اجباری، کودک‌همسری، بدسرپرستی و بی‌سرپرستی گرفتار طلاق، اعتیاد و بی‌خانمانی شده بودند را برعهده گرفت. او در سال 1394 دومین مرکز «کنترل و پیشگیری از بیماری های عفونی زنان» را تاسیس کرد و اکنون ۲۱۵ خانم، ۳۸ کودک‌کار و ۴۰ معتاد تزریقی دارای پرونده مراقبت و پیشگیری در مرکز کنترل سلامت محله وکیل‌آباد هستند.
از مادرم پرستاری آموختم
عصمت‌السادات حسینی‌فر می‌گوید: الگوی من از کودکی مادرم بود که با صبر و حوصله از پدر جانبازم پرستار ی می‌کرد. پدر و مادر من هر دو برای اسلام و دفاع از انقلاب دینشان را پرداخته‌اند. من هم در جوانی به این فکر افتادم که در حرفه پرستار ی می‌توان به افراد زیادی خدمت کرد و مسئولیتم در قبال جامعه همین است. 7سال است که پرستار هستم اما این دو سال آخر که بیماری کرونا نیاز به جهادی همگانی داشته است تلاشم را دوچندان کرده‌ام تا پابه‌پای جهادگران سلامت برای مهار آن قدم بردارم.