هویت - صفحه 5

مریم عباسی ۹‌سال بیشتر نداشت که همراه خانواده از محله مصلی به پورسینا کوچ کردند. آن زمان، محله شکل امروزی را نداشت و خبری از بافت تو‌در‌توی خانه‌ها و معابر شلوغ نبود و تا چشم کار می‌کرد، زمین خالی و خاکی در اطراف دیده‌می‌شد.
کوچه میثم شمالی‌۱۲ در محله رده از آن دست معابری است که در طول دست‌کم دو دهه اخیر، تغییر چندانی به خود ندیده است. تبدیل معدود منازل ویلایی به چند‌طبقه را می‌توان تنها تغییر چشمگیر در بافت مسکونی متراکم این کوچه دانست.
قدمت خیابان بهاران به حدود ۵۵‌سال پیش بازمی‌گردد. حدود چهل‌سال آستان‌قدس بخشی از زمین‌هایی را که در این محدوده داشت، به کارکنان خود و برخی سازمان‌ها واگذار کرد. قدیمی‌ها این محدوده را با نام «بند دال» می‌شناختند.
بخشی از تاریخچه محله کشاورز با قلعه ساختمان گره خورده است. وجه تسمیه محله کشاورز، وجود زمین‌های کشاورزی آستان‌قدس رضوی در زمین‌های اطراف محله است و به همین‌دلیل خیابان مرکزی محله، کشاورز نامگذاری شده است.
نیم‌قرن پیش، در خیابان دانشِ آن روز‌ها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرام‌آرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
غدیر ۲۰، معبری فرعی واقع در خیابان وکیل‌آباد‌۶۱ است؛ مسیری که به کوچه موقوفات مرحوم حاجی‌زرگر معروف است. بنا‌های ساخته‌شده در این کوچه، زمانی، بخشی از باغ بزرگ حاج‌رضا مجاور زرگر، خیّر نام‌آشنای محله شریف، بوده است.
هنوز رد باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی به ویژه در محدوده مرکزی و شمال محله پورسینا به چشم می‌خورد. جوی آبی که از سمت قلعه‌ساختمان به «طرخ بازه‌شیخ» در این محله می‌ریخت، زمین‌های اطراف را سیراب می‌کرد.
مسجد بنی‌هاشم(ع) یکی از معدود مکان‌هایی است که برای کودکان و نوجوانان این محدوده برنامه آموزشی و جلسات قرآن‌خوانی منظم دارد. همین برنامه هفتگی باعث شده مسجد به پاتوقی گرم اهالی تبدیل شود.
وقتی پا به کوچه شهید‌یوسف‌زاده ۵/ ۶ می‌گذاری، محو تماشای سرسبزی و درختان تنومند آن می‌شوی. این محدوده در گذشته با نام شهرک آزادی بین مردم معروف بوده است، اما از دهه‌۹۰ به محله مهر مادر پیوست.
مجتمع مسکونی غدیر، دوازده‌سال قبل در امیریه ۱۸ ساخته شد. این مجموعه که ۵ بلوک و ۱۲۰‌واحد دارد و اولین مجموعه مسکونی معبر به شمار می‌رود، توسط شرکت پیمانکاری به‌صورت مشترک بین چند ارگان دولتی احداث شده است.
مجموعه ورزشی تازه‌نفس شهدای چهاربرج، با ۵ رشته ورزشی به اوقات فراغت اهالی معنا داده است. در حال حاضر، روزانه بیش‌از پانصد‌نفر امکان استفاده از زمین‌های مختلف مجموعه را دارند.
رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دست‌نخورده هستند.
جواد خسرومنش نزدیک به ۷۰سال است که در محله کوی دکترا زندگی می‌کند. زمانی‌که خانواده‌اش به اینجا آمدند، محله هنوز شکل امروزی را نداشت؛ در هر کوچه بیش‌از سه‌چهار خانه دیده نمی‌شد و اطراف آنها زمین‌های باز و بایر به چشم می‌خورد.
وارد خیابان عامل که می‌شوی، قدیمی‌ترها هنوز خاطره مردی را به یاد دارند که روزگاری نبض این محله با قدم‌های او می‌تپید؛ دکتر محمدباقر تعبدی. او پزشک بود، اما فراتر از طبابت می‌اندیشید و عمل می‌کرد. آنچه امروز از تعبدی مانده، نه اسناد رسمی، بلکه حافظه مردم و همسایگان اوست.
یحیی سیارشهری از ساکنان قدیمی پایین‌خیابان درباره حسینیه حاج‌رجب می‌گوید: این حسینیه قدمتی بیش از صدسال دارد. خیلی‌ها اینجا حاجت گرفتند و مراسم بزرگی در آن برپا می‌شود. زمان جنگ ایران و عراق، پروژکتور می‌آوردند با پرده سفید و برایمان فیلم پخش می‌کردند.
محمد بهشتی، ساکن قدیمی محدوده اکبرآباد، در این زمان طولانی شاهد تحولات زیادی در این نقطه از شهر بوده و خودش هم نقش فعالی در رقم‌خوردن پیشرفت‌های اکبرآباد داشته است. او از بزرگان محله است و مورداحترام کوچک و بزرگ.
دستکم طی ۲۵۰ سال گذشته، مسیر ارتباطی مشهد به سمت غرب ایران و تهران به عنوان جاده زیارت و البته با کاربری‌های سیاحتی، نظامی، سیاسی و تجاری، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و حفظ امنیت و تسهیل عبور و مرور در آن از سوی حکام دنبال می‌شده‌است.
مرضیه مکاری، فرهنگی است و بااینکه مدتی را در روستا‌های اطراف مشهد تدریس کرده است، باز هم خودش را در همه سال‌های عمرش ساکن محله امام‌رضا (ع) می‌داند؛ محله‌ای که به نظر او اعتقادات دینی در آن بسیار پررنگ است.
سیدحسین موسوی تعریف می‌کند: آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و داخلش چوب می‌گذاشتیم و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.
پوریا فهیمی در محله الهیه و در مجتمع «سامان» رشد کرد و حالا جوانی شده که به هر سمت‌وسوی محله نگاهی می‌اندازد، برایش تصویری قدیمی زنده می‌شود. او خاطرات بسیاری از میان حصار‌های فلزی دورتادور سامان دارد.