جواد پاکبازخسروشاهی میگوید: کوچه دادخواه را قدیمترها حوضخرابه صدا میزدند. حدود پنجاهسال پیش اینجا چیزی شبیه منبع آب یا آبانبار بود و مردم از آن آب برمیداشتند. البته ما خودمان هیچوقت از آن استفاده نکردیم.
نقویه ۲، معبری فرعی در محله رحمانیه است که از خیابان نقویه آغاز میشود و تا بولوار مهدیه ادامه دارد. نکته جالب درباره نقویه ۲ این است که بر عکس اغلب مسیرهای شهری، اول فضاهای خدماتی آن شکل گرفت، بعد سکونت در آن رونق یافت.
صدیقه یاحقی میگوید: حاشیه وکیلآباد که هم سرسبز بود و هم یک مسجد کوچک داشت و الان خیابان دانشآموز یک است، تنهاجایی بود که آب آشامیدنی پیدا میشد. زنها برای شستوشوی ظرف و لباس، خودمان را به اینجا میرساندیم.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
برای مجید حبیب، محله المهدی(عج) فقط محل زندگی نیست؛ بخشی از وجودش است. او از همان کودکی در کوچههای همین محله قد کشید و سالهایی را به یاد دارد که خانهها ویلایی بودند و همسایهها یکدیگر را به اسم کوچک میشناختند.
خواجهربیع۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» میشناسند. این نام به روستایی بازمیگردد که سالها پیش با بیش از پانصدخانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
حسین گروسی در کوچهای به دنیا آمده که تابلو «برزن آفتاب» جایش را به کوچه «وحدت ۱۹» داده است او میگوید: خانهمان انتهای کوچه فرعی بود که هفتخانه داشت و فقط دو خانه سر جایشان ماندهاند.