احسان شوکتیان میگوید: جایی که الان درمانگاه ولیعصر (عج) در خیابان آزادگان است، یک زمین بزرگ بود که تعمیرگاه شورلت بود. اسم احمد خیامی را که مالک آن بود، بارها شنیده بودم. تاکسی و خط اتوبوس اینجا، توقف میکرد و به «ایستگاه شورلت» معروف بود.
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانهای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن میزیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمیتوان در آن فرشی را یافت.
شهریار رنگینکمان تعریف میکند: تا قبل از اینکه باغ گیاهشناسی به شکل فعلی ساخته شود، اینجا مکانی برای بازی ما بود. آن زمان اهالی، این مکان را به اسم «جنگل» میشناختند. چشمهای هم داشت و از پوست درختان کاج، قایق درست میکردیم و در آب میانداختیم.
هنوز مسجد قدیمی تهپل محله نشانههایی از گذشته را حفظ کرده است. یکی از همین نشانهها، نام «درخت توت» است که در کنار اسم رسمی مسجد، حفظ شده است. هرچند از آن درخت قدیمی دیگر اثری نیست.
تاریخ محله مصلی با ماجرای تلخ حمله ازبکها به مشهد گره خورده است.حضور ازبکها پیمودن مسیر طولانی مشهد تا مصلای طرق را سخت و ناایمن کرده بود، بنابراین مصلای جدید مشهد بیرون دروازه شهر ساخته شد.
ماجرای خیابان خاکی به سال ۱۳۰۷ برمیگردد؛ زمانیکه آستان قدس واسطه ایجاد این شریان شهری شد و مرحوم محمدولی اسدی هم تلاش کرد مجوز ساخت محور شاهرضا را بگیرد تا سرانجام این معبر از دل انحراف یک خیابان سربرآورد.
حسن دانشپور بیشتر سالهای زندگیاش را در محله اروند گذرانده و هنوز هم در همین خیابان زندگی میکند. با وجود ویلچرنشینی و محدودیتهایی که دارد، اهل یکجا نشستن نیست. میگوید: هفتسنگ یکی از بازیهای محبوبمان بود، اما من بیشتر از همه، تیلهبازی را دوست داشتم.
مدرسه دخترانه قریشی در میانه کوچه آبمیرزا قرار داشت؛ ساختمانی قدیمی، دوطبقه و با هشت اتاق بزرگ که به نظر برای برپایی کلاس مناسب میآمد؛ هرچند درعمل شباهتی به یک مدرسه مدرن نداشت و بیشتر به یک منزل اعیانی شبیه بود تا دبستان.
احمد توانا میگوید: دومین خانه پدریام روبهروی خانه تاریخی اکبرزاده بود. حیاط ما یک درخت شاهتوت بزرگ داشت که معمولا از آن به همه همسایهها به ویژه حاج آقا اکبرزاده، نوبرانه میدادیم.
احمد ثقفی میگوید: دو سال پیش به ترمینال رفته بودیم تا عازم سفر شویم. در ترمینال آب جمع شده بود. همانجا تصمیم گرفتم موضوع آب گرفتگی فضای بیرونی ترمینال را با شهرداری درمیان بگذارم. مدتی بعد پیگیری هایم نتیجه داد.
ریل راهآهن نزدیک خانه، خاطرات بسیاری برای ما ساخت. در نوجوانی یکبار متوجه شدم پیرزنی صدای سوت قطاری را که نزدیکش میشد، نمیشنود. با عجله رفتم و او را هل دادم. از روی ریل به آن سو پرت شد و خوشبختانه جان سالم به در برد.
زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷ مسیر هنریاش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی میداند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او میگوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی میدانند.
سهدهه قبل همراه خانواده و پدری که از جهادگران جهاد سازندگی بود، در محدوده بیآبوعلفی که حالا جزو منطقه ۱۲ است، ساکن شدند. بعدها به این دلیل که بیشتر ساکنان اولیه این محدوده، جهادگران جهاد سازندگی بودند، این محله به «جاهدشهر» معروف شد.
شاید کمترکسی بداند که چهنو، پیش از آنکه بر معبری در محله سرشور باشد، اسم مزرعهای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده است؛ مزرعهای که نام آن را میتوان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
مریم عباسی ۹سال بیشتر نداشت که همراه خانواده از محله مصلی به پورسینا کوچ کردند. آن زمان، محله شکل امروزی را نداشت و خبری از بافت تودرتوی خانهها و معابر شلوغ نبود و تا چشم کار میکرد، زمین خالی و خاکی در اطراف دیدهمیشد.
کوچه میثم شمالی۱۲ در محله رده از آن دست معابری است که در طول دستکم دو دهه اخیر، تغییر چندانی به خود ندیده است. تبدیل معدود منازل ویلایی به چندطبقه را میتوان تنها تغییر چشمگیر در بافت مسکونی متراکم این کوچه دانست.
قدمت خیابان بهاران به حدود ۵۵سال پیش بازمیگردد. حدود چهلسال آستانقدس بخشی از زمینهایی را که در این محدوده داشت، به کارکنان خود و برخی سازمانها واگذار کرد. قدیمیها این محدوده را با نام «بند دال» میشناختند.
بخشی از تاریخچه محله کشاورز با قلعه ساختمان گره خورده است. وجه تسمیه محله کشاورز، وجود زمینهای کشاورزی آستانقدس رضوی در زمینهای اطراف محله است و به همیندلیل خیابان مرکزی محله، کشاورز نامگذاری شده است.
نیمقرن پیش، در خیابان دانشِ آن روزها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرامآرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
غدیر ۲۰، معبری فرعی واقع در خیابان وکیلآباد۶۱ است؛ مسیری که به کوچه موقوفات مرحوم حاجیزرگر معروف است. بناهای ساختهشده در این کوچه، زمانی، بخشی از باغ بزرگ حاجرضا مجاور زرگر، خیّر نامآشنای محله شریف، بوده است.