الحاق این محدوده به فضای شهری در دوازدهسال قبلتر هم دردی از اهالی دوا نکرد و به اعتقاد خیلی از آنها هویت میراث فرهنگی توس، روند کار و یافتن راهی برای صدور جواز ساختوساز را کند کرده است.
کوچه ابرار۵ در محله رسالت تا اوایل دهه۶۰ جزو محدوده شهری نبود و کمکم وارد بافت شهری شده است. استقرار مسجد و دو حسینیه و چندین مدرسه، جریان زندگی روزمره را در این کوچه پرتکاپو کرده است.
خیابان خرمشهر ۱۹ تا دهه ۶۰ «خیام» نام داشت، اما به این دلیل که خیابان دیگری در شهر به این نام پلاکگذاری شده بود، نامش تغییر یافت. معابر اطراف این خیابان، نام مناطق جنگی مانند شوش، دارخوین را بر خود دارند و این معبر نیز هویزه نامیده شد.
محمدرضا کاظمی تعریف میکند: بین پروین اعتصامی ۱۷ و ۱۹ گاراژی قدیمی بود که مکانی برای شیطنتهای بچگانهمان بود. هر زمان میخواستم پولی را پنهان کنم، میان آجرهای دیوار گاراژ قایمش میکردم.
کف کال امیرآباد آن سالها خاکی بود و هربار که سیلاب میآمد، همهچیز را با خودش میکشید؛ یکبار، بچه پنجساله همسایهمان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخترین خاطرات محمود امجدی از محله است.
کوچه پنجتن۷۰ که با نام حسن حسینیان شناخته میشود، در محله شهیدقربانی قرار دارد. وجود مسجد، مدرسه و چند مرکز فرهنگی هم باعث شده است این کوچه از نظر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیتهای شایانتوجهی داشته باشد.
قدیمها در محله وکیلآباد «ننه جلال» هم ماما بود، هم دکتر گیاهی، گوش سوراخ میکرد و خلاصه مشکلگشای محل بود. همه برای مشکلاتشان پیش او میرفتند. او ملاباجی مکتبخانه قرآنی قلعه بود که هنوز هم پابرجاست.