سال۹۰ پدر فرحناز خانم تصمیم میگیرد خانهشان را بهخاطر همسرش به مدرسه تبدیل کند. خانم پولادی میگوید: پدرم از من خواست در این مدرسه از دانشآموزان مستعد و بیبضاعت پول نگیریم.
این معلم مسوولیتپذیر میگوید: به هر شکلی که بود و با تمام دردی که داشتم، برنامه صبحگاه و جشن آغاز سال تحصیلی را برای بچهها اجرا کردم. دلم نمیخواست آن بچههای معصوم متوجه درد من شوند.
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آنها حس نزدیکی میکردم که انگار سالها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمیام مینویسم.»
محمدرضا نوری دلوئی میگوید: علاقهام به درسخواندن سبب شده بود در کنار کار معلم ی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.
کلاس اولِ دبستان دخترانه المهدی (عج) چند قانون مهم دارد. این قانونها بلافاصله بعد از «سلام و صبحبهخیر» زهرا باقری و «درود بر شما»ی دانشآموزان اجرا میشود.
علی ظریفیان بنیانگذار دومین مدرسه ملی مشهد است. مدرسهای با نام «روش نو» که در مدت زمان کوتاه حضورش، یعنی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۱، الگوی بسیاری از مدارس در مشهد بود.






