افشین، فرزند اصغرآقا، که تاکنون فعالیتهای هنری مختلفی را درزمینه تلویزیون و سینما انجام داده است، ریشه هنرش را تعزیهخوانی پدرش میداند.
یکی از نقشهایی که با آن زندگی کردم شخصیت راهب در تئاتر کاروان خورشید بود.بهخصوص صحنهای که راهب با سر امام حسین (ع) در صندوق صحبت میکند.
حسین موسوی سال ۱۳۶۳ بدون هیچ معلولیتی به دنیا آمد اما در ۱۸ ماهگی بعد از تزریق واکسن فلج اطفال، بدنش از حال نرمال خارج شد.
امیر اطهر سهیلی میگوید: با دیدن دغدغههای پدر و عموهایم در رفتن سر لوکیشن، فیلمنامهنویسی و کتابخانههای پروپیمانی که داشتند، ابتدا به پردۀ جادو و بعد هم به نویسندگی علاقهمند شدم.
در اولین مواجههام با سینما فرار کردم. برایم در آن سالها، سینما، بازی بود و وقتی دیدم سینما جدیتر از این حرفهاست، جا خالی دادم و رفتم.
در مشهد به گروه سیاه بازها، گروه «مطرب ها» نیز میگفتند. مرکز تجمع هنرمندان این گروهها در محله پایین خیابان و قهوه خانه معروف «ماشالانوروز» بود.
تا چند وقت پساز چاپ گزارش، دانشآموزان شفیعی مدام از او سؤالهایی درباره بازیگری میپرسیدند؛ حتی بعضی وقتها والدین میآمدند و با او درباره علایق بازیگری فرزندشان صحبت میکردند.