در غرب هند، شیعهمذهبهای دوازدهامامی قوی بودند که صفویان مراودههای زیادی با آنها داشتند. گویا میرزاجعفر سروقدی و برادرش میرزامحمدطاهر هم یکی از همین هندیان بودند که در مشهد مدارسی میسازند.
رواق و گنبد «حاتمخان» یا «حاتمخانی» با اهتمام حاتمبیگ اردوبادی ساخته شد. او سیاستمداری کارکشته و ادیبی توانمند بود که توانست حدود دو دهه، در دربار هزار رنگ و فریب شاهعباسیکمصفوی بر صدر بنشید.
از میانه دوره قاجار، توسعه کشت خشخاش با میدانداری انگلیسیها در مزارع مهرآباد مشهد شروع شد، تا با واسطه عُمال کمپانی یهودی و انگلیسی «ساسون» به بندر شانگهای در چین انتقال یابد.
شهریور و مهرماه ۵۲ سال پیش مشهد میزبان یک مهمان عجیب بود. معلمی به نام «عباس کوهکمری» یک روبات پلیس ساخته که دستهایش وقت تغییر رنگ چراغ راهنمایی حرکت میکند.
یکی از این سادات که در تاریخ شهر مشهد و بلکه ایران تأثیرگذار بوده، میرزاابوصالحبنمحمدمحسنرضوی بانی دو بنای شناختهشده و مشهور «مدرسه علمیهنواب» و «مصلای مشهد» است. میرزا ابوصالح واقف موقوفههای ارزشمندی است که عموما کاربری آموزشی دارند.
مسجد آلرسول (ص) معروف به «آلعبا» یکی از مساجد قدیمی منطقه ۷ است. نمازگزاران این مسجد بنا به یک رسم قدیمی الهامگرفته از امامجماعتش، مرحوم حاجآقای شمیرانی، با عبا نماز میخوانند.
مشهد صد سال پیش یک خیابان مدرن دارد به اسم ارگ که نخستین سینماها در آن پا میگیرند و هرسال هم بر تعدادشان افزوده میشود، آنچنانکه یک راسته یا دالان سینمایی شکل میگیرد.
محرابخان بهعنوان حاکم مرو، در خط مقدم جنگ علیه ازبکانی که قصد حمله به مشهد را داشتند، قرار گرفت و با نیروهایی کمتر از آنها، شکستی فاحش بر مهاجمان وارد کرد.
نخستین ساکنان مشهد، زائرانی بودند که به شوق زیارت خود را به مشهد میرساندند. به این افراد باید تعدادی از اهالی نوغان، تابران، سناباد، «تروغبذ» و شاید «تروغ» را هم افزود.
شاه عباس صفوی نخستین زائر پیاده حضرترضا (ع) نیست، اما نخستین کسی است که سفر پیادهاش به سوی مشهد خبرساز شد و از آن ردونشانی در تاریخ وجود دارد.
برای بچههای محله مصلی، نام «گودسلوک» یا «گوسلوک» آشناست؛ میدانند که روزیروزگاری بخشهایی از محله آباواجدادیشان را به این نام میخواندهاند. گودسلوک مزرعهای بود مانند دیگرمزارع بزرگ اطراف مشهد.
سنه «۱۲۸۶ ش» در محل ضرابخانه، مطبعه (چاپخانه) چاپ سنگی دایر میگردد که امور این چاپخانه را شخصی به نام «سیدمیرزا آقا» برعهده داشته و در آن، کتاب و زیارتنامههای آستانقدس را به چاپ میرسانده است.
مسجد «جعفری» در دیوار سمت راستش یک آبانبار دارد که قدیمیهای مشهد آن را با اسم «موری» میشناسند. آبانبار موری هم دارای یک کتیبه است که در متن آن، نام «ناصرالدینشاه قاجار» بهوضوح خوانده میشود.
بسیاری از ارادتمندان حضرت آنچه را به نظرشان دارای شأن و ارزش میآمد به مضجع شریف آن امام تقدیم میکردند تا بر آن نصب شود. بعضی از آنها مانند ترنجها، قبههای چهارگوشه ضریح و... همیشگی بودهاند.
در دورانی که جراید در سرزمینهای اسلامی جایگاه خود را در تنویر افکار عمومی پیدا میکردند، میرزافضلالله آل داوود، ملقب به «بدایعنگار» با تأسیس مجله «الکمال» از این ظرفیت برای توسعه آموزشهای دینی بهره برد.
قرآنخوانی از همان قرنهای ابتدایی شکلگیری حرم یکی از برنامههای ثابت زائران بوده است، گرچه از حفاظ حرم تا ابتدای قرن نهم اطلاع و اسناد چندانی وجود ندارد.
قدیمیترین سند یافتشده که در آن از کلاتهبوغا یاد کردهاند، سندی مربوط به دوره صفویه است. بعدازاین دوره، تعداد اسناد درباره کلاتهبوغا افزایش مییابد؛ اسنادی که عموما به تعمیر قنات مربوط میشود.
کوچه ذوالفقار منشعب از کوچه سرشور یا فرعی شماره۲ خیابان اندرزگوی مشهد، یکی از کوچههای پیچدرپیچ است که انسان از تغییر جهتهای بسیار آن متعجب میشود.
مسجد سهله محله سرشور به «نظریافته» معروف است درتاریخ ۹۲۷ هجریقمری توسط بیبی سیدهرقیهخاتون فرزند شاهکریم بنا گردید. اینکه چرا مسجد به «نظریافته» تغییر نام داده است، شاید بهدلیل اعتقادات مردم باشد.
اهلِ قلمِ مشهد قدیم هنوز هم قهوهخانه «داشآقا» را به خاطر دارند؛ کافهای که شبهای بلند تابستان و عصرهای سرد زمستان با یک فنجان قهوه و شنیدن چند بیت شعر از زبان رفیقی صمیمی پذیرایشان بود.