نیمقرن است شیوه کار دوچرخهساز محله شهیدبهشتی تغییر نکرده است. عباس ابنحسینی از کودکی دوچرخهسوار بوده و از نوجوانی وارد حرفه دوچرخهسازی شده است؛ مسیری که باعث شده تغییرات دوچرخه را در این سالها با دستان خودش لمس کند.
حسن آقا معروف به عمو اِصی تعریف میکند: با آسفالتشدن خیابان و پیادهروسازی، گیردادن مأموران شهرداری برای سد معبر شروع شد. مجبور شدم بهخاطر روغنریزی موتورها و کثیفی پیادهرو، موتورها را رد کنم و بزنم به کار فروش دوچرخه!
کوه و کتاب، دو مأمنی بود که سیدجواد سقاء رضوی از پنجاه سال پیش به آنها پناه برد و به سبک زندگیاش تبدیل شد تا آنجاکه هیچ روزی را بدون آنها شب نمیکرد. بعدها دوچرخه هم اضافه شد.
وحیدی میگوید: فردوسی همسایه ماست و او را دوست دارم و شعرهایش را خواندهام. به مولانا هم بسیار علاقه دارم و در نشستهای شعر حاضر میشوم. من در این سفر تلاش میکنم بخشی از ظرفیتهای این اشعار و فضای فرهنگی مرتبط را منتقل کنم.
حمیدرضا زارعرشیدی از سال ۱۳۹۷ شروع به آموزش دوچرخهسواری به کودکان معلول کرده است که از ۳۰۰ کودک، نزدیک به ۱۷۰ نفر اوتیسم و سندرم داون داشتهاند. میگوید: برخی از همین کودکان مقام بینالمللی کسب کردهاند.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی میپرسیم در این مغازه چه میکنی، میگوید: «هر چیزی را تعمیر میکنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش میکنم!»
مشخص نیست اولین دوچرخههای مورداستفاده در مشهد چه مدل یا مارکی داشتهاند ولی دوچرخه مدل «ولف» در سال ۱۳۱۴ خورشیدی وجود داشته است. باوجوداین رونق دوچرخهفروشی در مشهد با برادران تبرک رقم میخورد.






