در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بیسرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار میرفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریهها یا دارالعجزه آستان قدس بود.
سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی میبیند که قوای روسیه هیچاقدامی برای خروج از ایران انجام نمیدهد، یک گزارش مفصل برای یکی از روزنامههای انگلیسیزبان مطرح آن روزها میفرستد تا مردم جهان ببینند که روسها به تعهداتشان پایبند نیستند!
تقی بینش در یادداشتی در روزنامه آزادی مینویسد: هنوز در نهر خیابانی که از وسط شهر میگذرد، انواع و اقسام کثافت و زباله میریزند و زنها رخت میشویند و بعد این معجون افلاطون بخورد مردم میرود.
فرودگاه درجه۲ مشهد سال۱۳۰۰ خورشیدی ساخته و در سال های۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ نیز خدمات مسافربری بین مشهد و تهران برقرار میشود. سوای این کمپانی یونکرس گاهی بهطور آزمایشی، عدهای را با دریافت نفری سیریال برفراز شهر گردش میداده است.
در سال۱۳۷۶ مشهد شدیدترین خشکسالی چهل سال گذشته خود را تجربه میکند و در سال۱۳۷۷ هم خشکسالی به تربتحیدریه میرسد. این خشکسالی یک دهه طول میکشد و باعث میشود کارشناسان این خشکسالی را نقطه شروع «سالهای خشک متمادی» بدانند.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزارانسال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامهها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده میشدند.
جنگ جهانی اول تنها در سنگرهای اروپا جریان نداشت. شعلههای آن نبرد ویرانگر که ۱۰۷سال پیش در چنین روزهایی پایان یافت، به خاک ما هم کشیده شد؛ اما نهفقط با توپ و تفنگ، بلکه حتی با اسکناس!