کد خبر: ۱۴۱۳۹
۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
قدمت شیرخوارگاه شهرداری به ۷۸ سال رسید

قدمت شیرخوارگاه شهرداری به ۷۸ سال رسید

در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بی‌سرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار می‌رفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریه‌ها یا دارالعجزه آستان قدس بود.

شیرین سیدی- زهرا تنها| ایران، تنها در میانه جنگ‌های بی‌شمار؛ از جنگ جهانی اول و قحطی اواخر دوره قاجار تا مصیبت، بیماری و جنگ جهانی دوم. این روایت‌ها از تاریخ را بسیار شنیده‌ایم، اما آنچه کمتر گفته شده، مرگ پدران و مادران و یتیم‌ماندن بسیاری از کودکان است؛ از شیرخوار تا نوپا و خردسال.

مطبوعات اواخر دوره قاجار تا پهلوی اول، پر است از خبر کودکانی که بی‌سرپرست در کوچه و خیابان سرگردان بودند و گاه قربانی سودجویی یا خشونت می‌شدند. در این میان، تنها پناهگاه کودکانی که بخت یارشان بود، خیریه‌ها یا دارالعجزه آستان قدس رضوی بود که به وضعیت آنان رسیدگی می‌کرد. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع اندک‌اندک دگرگون شد و بهبود یافت.

بر پایه اسناد، در ۲۰ بهمن ۱۳۲۶ خورشیدی، شهرداری مشهد ساختمان شیرخوارگاه خود را در جوار کارخانه نخریسی و با کمک خیّران افتتاح کرد. اداره این مرکز تا اوایل دهه ۴۰ قرن چهاردهم خورشیدی همچنان بر عهده شهرداری مشهد بود.

درباره این مرکز کتابچه‌ای با نام ‏ «تاریخچه شیرخوارگاه» چاپ شده که مربوط به همان دوران است؛ یعنی دورانی که اداره شیرخوارگاه در اختیار شهرداری بوده است. این کتابچه، روایت شیرینی است از همدلی مردم و مسئولان در سال‌های سخت پس از جنگ جهانی دوم در مشهد که به پاس این همکاری در سال ۱۳۳۲ خورشیدی به چاپ رسیده است. یک نسخه از این مکتوب در مرکز اسناد تاریخ و توسعه شهری شهرداری مشهد وجود دارد که بر اساس آن به شرح چگونگی ساخت و اداره شیرخوارگاه شهرداری مشهد می‏‌پردازیم.

 

سال‌های پیش از ساخت شیرخوارگاه

پیش از تشکیل سازمان‌ها و شرکت‌هایی مانند سازمان آب و شرکت برق، رسیدگی به امور شهری برعهده شهرداری‌ها بود. در کنار این مسئولیت‌ها، نگهداری از اطفال بی‌سرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار می‌رفت. برابر اسناد موجود، در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، شهرداری مشهد برای نگهداری کودکان شیرخوار حدود ۶ هزار ریال هزینه کرده است.

برای مقایسه باید گفت در همان سال، هزینه خرید و تعمیر دوچرخه‌های شهرداری ۱۳۷۹ ریال و هزینه ساخت و نگهداری معابر ۶۹۲ هزار و ۶۱۶ ریال بوده است (مرکز اسناد شهرداری: آلبوم صورت‌حساب درآمد و هزینه شماره ۵۴۰۱۶).

پیش از ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، نهاد آستان قدس رضوی در کنار بیمارستان شاهرضا (امام رضا (ع)) پرورشگاهی داشت و شهرداری سالانه مبلغی برای نگهداری از ۱۱۵ کودک به آن پرداخت می‌کرد. با این حال، مسئولان شهر برای سامان‌دهی نوزادان رهاشده، راهکار دیگری نیز در پیش گرفتند: سپردن این کودکان به دایه‌ها در قبال پرداخت حقوق ماهیانه ۱۵۰ریال. این روش البته بی‌دردسر نبود، زیرا بسیاری از دایه‌ها از سر فقر چنین مسئولیتی را می‌پذیرفتند و در همه موارد، تعهدی به نگهداری شایسته از کودکان نداشتند.

در کنار این خلأ، شهرداری نیز توان نظارت بر عملکرد دایه‌ها را نداشت؛ ازاین‌رو کودکان نه‌تنها نجات نمی‌یافتند، بلکه از چاله به چاه می‌افتادند. بسیاری از آنان کتک می‌خوردند، تنبیه یا حتی شکنجه می‌شدند و در نتیجه این رفتار‌ها جان خود را از دست می‌دادند. پس از آشکار شدن این حقیقت تلخ که برخی از دایه‌ها کودکان را از میان می‌بردند یا در شرایطی نگهداری می‌کردند که مرگشان حتمی بود، شهرداری با یاری نیکوکاران برای رفع این معضل چاره‌اندیشی کرد.

 

قدمت شیرخوارگاه شهرداری به ۷۸ سال رسید

 

ساخت شیرخوارگاه شهرداری با پیگیری یک زن

چنان‌که در کتابچه تاریخچه شیرخوارگاه شهرداری آمده، در ۱۲خرداد ۱۳۲۶ خورشیدی تصمیم گرفته شد کمیسیونی برای ایجاد شیرخوارگاهی آبرومند و مجهز زیر نظر شهرداری تشکیل شود. نخستین مشکل کمیسیون، تهیه ساختمانی مناسب برای این منظور بود.

فراموش نباید کرد در این مؤسسه اطفالی نگهداری و تربیت می‌‏شوند که در این جهان به‌جز خداوند متعال هیچ پشتیبانی ندارند

از همین‌جا بانوان خیّر مشهدی میدان‌دار راه‌اندازی شیرخوارگاه می‌شوند. آنان با سرپرستی عذرا ضیایی، عضو هیئت‌مدیره جمعیت شیر و خورشید (هلال‌احمر)، تصمیم می‌گیرند ساختمان مجاور دارالتربیه را که در نزدیکی کارخانه نخریسی قرار داشته، تعمیر و تجهیز کنند. هدف از این اقدام، آماده‌سازی محل برای نگهداری حدود ۱۵۰ طفل بوده است.

در ادامه هم به جز تعمیر ساختمان، مسئله مهم‏‌تر تهیه وسائل موردنیاز، پرستار و خدمه برای مؤسسه است. ۱۱ مهرماه همین سال، بانو ضیائی جلسه‎ای با مسئولان شهر برگزار می‌کند تا میزان کمک‌های دولتی را بسنجد. در این جلسه و جلسات بعد مقرر می‌شود مبلغ کمک شهرداری به آستان قدس برای پرورشگاه، به این امر اختصاص پیدا کند. همچنین در بودجه سال بعد هم یک میلیون و ۲۰۰ هزار ریال برای شیرخوارگاه در نظر گرفته شد.

با این همه آنها فکر می‌کنند اگر قرار باشد منتظر این اعتبارات باشند باید افتتاح شیرخوارگاه حداقل به سال بعد (۱۳۲۷) موکول شود. این موضوع در ادامه مدیران و مسئولان را وادار می‌کند راه دیگری برای تجهیز شیرخوارگاه بجویند.

کمک به این کودکان بی‌پناه، باعث می‌شود اغلب خانم‏‌های نیکوکار و بانوان وابسته به جمعیت شیروخورشید سرخ خراسان پای کار بیایند و تلاش کنند با تهیه لباس اطفال، هزینه‌ها را کم و کار‌ها را سرعت ببخشند. آنها به شکل شبانه‌روزی در تهیه و برش و دوخت لباس اطفال، صمیمانه کمک می‌کنند و شب و روز زحمت می‌کشند تا البسه موردنیاز را آماده کنند. در یکی از اسناد آمده است: «به وسیله بانو ضیائی از عده‌‏ای از بانوان و آقایان خیراندیش کمک‌هایی برای تهیه وسائل و لوازم شیرخوارگاه گرفته شد.»

در کتابچه تاریخچه شیرخوارگاه آمده است نام بانوان و آقایانی که با کمک‌های نقدی یا کالا در سامان یافتن شیرخوارگاه نقش داشتند ثبت شده است. در میان آنان پزشکان برجسته شهر و همسرانشان، تاجران، ملاکان و مسئولان شهری و استانی دیده می‌شود.

یکی پارچه و لباس خریده، یکی اسباب‌بازی، چند نفری هم مبالغ قابل‌توجه نقدی پرداخت کرده‌اند تا اینکه در نتیجه این همکاری و همدلی مشهدی‏‌ها، ۲۰ بهمن ماه ۱۳۲۶ شیرخوارگاه شهرداری مشهد به صورت رسمی کار خود را آغاز می‌کند.

پس از تأسیس هم اغلب پزشکان بدون دریافت وجه، کودکان مؤسسه را معاینه می‌‏کنند و خیّران با خرید ملزومات و پرداخت وجه، حامی مالی اصلی شیرخوارگاه شهرداری می‌شوند. شهرداری نیز سعی می‌کند از این نمود زیبای همدلی مراقبت کند؛ از جمله اقدامات مدیران شهری تصمیم به انتقال داروخانه بهداری شهرداری به محل شیرخوارگاه است تا ضمن استفاده عموم از آن، در تمام مدت شبانه‌‏روز مصرف دارو در مؤسسه بدون مشکل باشد.

در بخش پایانی کتابچه هم از قول عبدالوهاب اقبال، شهردار وقت مشهد، آمده است: «فراموش نباید کرد در این مؤسسه اطفالی نگهداری و تربیت می‌‏شوند که در این جهان به‌جز خداوند متعال هیچ پشتیبانی ندارند... قیافه معصوم آنها... به ما امر می‏‌کند تا برای سعادت آنها تلاش کنیم... و دبستان و کودکستان‏‌هایی نیز بعد از سن شیرخوارگی برای آنها لازم است هر چه زودتر ایجاد شود، بنابراین بار دیگر انتظار فوق‏‌العاده خود را از همشهریان عزیز درباره بازدید از مؤسسه شیرخوارگاه شهرداری اظهار و امیدوارم از این حداقل ابراز علاقه به امور اجتماعی مضایقه نفرمایند.»

 

استقلال شیرخوارگاه از شهرداری در ۱۵ سالگی

از مجموعه مکاتبات جلسه شورای استانداری خراسان در ۱۷شهریور ۱۳۴۱، چنین برمی‏‌آید که با استقلال شیرخوارگاه شهرداری مشهد موافقت می‌شود. در صورت جلسه این تاریخ آمده است: «نامه‏‌ای به تاریخ ۸/۶/۱۳۴۱ هیئت نظارت شیرخوارگاه مشهد درباه تصویب اساسنامه شیرخوارگاه که پس از اصلاحاتی به تأیید و امضای هیئت نظارت در شیرخوارگاه و رئیس امور مالی شهرداری مشهد رسیده و [لهذا]تفکیک شیرخوارگاه از شهرداری مشهد و اداره نمودن آن به صورت مستقل و به طریقه بازرگانی مانند سایر شیرخوارگاه‏‌ها می‏‌باشد، قرائت و مذاکراه لازم در این مورد به عمل آمد. جناب استاندار فرمودند با استقلال شیرخوارگاه مشهد که به صلاح و صرفه شهرداری نیز هست موافقت دارم...»

به این ترتیب این فصل زیبای مشارکت نهاد شهرداری و مردم در نگهداری از کودکان بی‏‌سرپرست شهر پایان می‌یابد.

 

* این گزارش یکشنبه ۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۹۸ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44