
یادشبهخیر سریال «دنیای شیرین دریا» که ثانیهبهثانیه اش برای کودکان و نوجوانان درسی بود. یکی از همین درسها درباره حفظ محیطزیست بود. در یکی از قسمتهای این سریال، ساحل، خواهر دریا، برای اینکه کار زشت همسایهها را در ریختن زبالهها در جلوی منزل دیگران نشان دهد، زباله های خانه خودشان را دم در یکی از همسایهها ریخت و پنهان شد تا واکنش آنها را ببیند.
پیرمرد صاحبخانه هم بهمحض دیدن زبالهها، سری به تاسف تکان داد، چند بدوبیراه زیر لب گفت و بعد هم حرفش را با بیان اینکه «خدا پدر و مادر هرکس را که اینجا آشغال ریخته، نیامرزد»، به پایان رساند.
همین حرف کافی بود تا ساحل با راهنمایی مادرش و فقط برای اینکه دعای خیر مردم پشت سر پدر محرومش باشد، به فکر جمع کردن زبالههای خیابان، جنگل و رودخانه بیفتد. در ابتدا خیلیها از او خرده میگرفتند، اما زمانی نگذشت که تعدادی از اهالی نیز همراه او شدند و چند هفته بعد ساحل توانست با همین کار، فرهنگ پاکیزگی محیطزیست را در بین اهالی دهکده کوچکشان همهگیر کند.
این فقط یک تصویر کوچک در سریالی کودکانه بود برای اینکه به مخاطب خود اهمیت محیطزیست را یادآوری کند و امروز که سالهای زیادی از پخش این سریال گذشته، با اتفاقهایی که در حوزه محیطزیست رخ داده ازجمله کاهش ذخایر آبهای زیرزمینی، آلوده شدن زمین، افزایش گازهای گلخانهای، آلودگی هوا، خشک شدن درختان و دریاچهها و سایر نمونههای مشابه، حفظ محیطزیست به یک ضرورت تبدیل شده است.
این مهم تا جایی پیش رفته که امروز مسئله محیطزیست، اهمیت بیشتری از گذشته پیدا کرده است و در برخی مواقع، بحث داغ بسیاری از فضاهای مجازی میشود و کم نیستند کسانی که حفظ محیطزیست، مهمترین دغدغه ذهنی آنها شده است.
یکی از این افراد دغدغهمند، شهروندی از اهالی منطقه ۱۰ است؛ شیما شاهیننژاد؛ بانوی جوانی که بهخاطر همین مسئله حتی رشته دانشگاهیاش را تغییر داده است و در حال حاضر با کمک روشهای مختلف ازقبیل تفکیک زباله، استفاده مجدد از آبهای مصرفی در خانه و تولید کمپوست از زبالههای خانگی، به حفظ محیطزیست اطرافش کمک میکند.
شیما شاهیننژاد که متولد ۱۳۶۱ است، از سالها قبل یعنی دوران ابتدایی به محیطزیست خود اهمیت میداده و برای حفظ آن از هیچ کاری دریغ نمیکرده است. او که بعد از خواندن رشته علومتجربی، در دانشگاه در رشته کشاورزی پذیرفته شده، برای اینکه بتواند قدمهایش را در راستای حفظ محیطزیست محکمتر بردارد، رشتهاش را به محیطزیست تغییر داده و سال ۸۴ فارغالتحصیل شده است.
بعد از آن بوده که در بازار کار بهدنبال کارهای مرتبط با رشتهاش رفته، اما نتوانسته است شغلی پیدا کند؛ به همین خاطر به همراه سه نفر از دوستانش، شرکتی خدماتی با هدف حفظ محیطزیست تاسیس میکنند؛ شرکتی که پس از مشارکت در چند پروژه درختکاری، منحل میشود. درواقع به خاطر نداشتن بازده مالی، دوستانش کار را رها میکنند و ازآنجاکه شیما تنها میماند، او هم به تعطیلی شرکت رضایت میدهد.
او پس از آن برای کارآموزی بهعنوان نرس دندانپزشک مشغول به کار میشود، تا اینکه با گذراندن چند دوره آموزشی، وارد این شغل شده و تا به امروز ۱۰ سال سابقه فعالیت در این حرفه را دارد و در حال حاضر در درمانگاه مشغول به کار است، این درحالی است که او در کنار شغلش در این سالها، هیچوقت فعالیتهای زیستیمحیطیاش را رها نکرده و امروز به مرحلهای رسیده است که بهعنوان یک فعال محیطزیست، در شبکههای اجتماعی، محل کار و زندگیاش شناخته میشود.
میگوید از همان کودکی بهخصوص از زمانی که فاطمه قنبری، معلم دوران دبستان و پدرش از محیطزیست حرف میزدند، او به محیط پیرامونش و حفظ آن حساس شده است؛ «این امر به اندازهای برایم اهمیت داشت که وقتی به مسافرت میرفتیم، چند پلاستیک همراه خودم میبردم تا زبالههای درون جنگل و کنار رودخانه را جمع کنم.
همین عادت در وجودم ماند و اصلیترین فعالیتم، جمع کردن زبالههای محیط بود؛ چه وقتی که در مسافرت بودیم، چه زمانی که با خانواده به بیرون شهر میرفتیم. از دو تا سهسال قبل هم در کنار این کار، با توجه به مطالعههایی که انجام دادم، فعالیتهای دیگری را هم برای حفظ محیطزیست آغاز کردم که تفکیک بهتر زباله، بهرهبرداری از زبالههای خشک در خانه، تولید کمپوست از زبالههایتر خانگی، جمع کردن در بطریها، استفاده مجدد از آب مصرفی آشپزخانه برای آبیاری درختان، ایده ساخت سایهبان از بطریها و نمونههای مشابه ازجمله آنهاست.»
یکی از کارهای منحصربهفرد شیما شاهیننژاد، تبدیل زبالههایتر به کمپوست است و از این طریق توانسته میزان خروجی زباله از منزلشان را بهشدت کاهش دهد، تاجاییکه بیشتر روزها اصلا زبالهای در خانه ندارند که جلوی منزل بگذارند.
خودش میگوید: «در اینترنت، در حال جستجوی طرحهای حفاظت از محیطزیست بودم که با شیوه تولید کمپوست از زبالههایتر مواجه شدم و تصمیم گرفتم خودم هم در خانه، این کار را انجام بدهم.
از همان زمان زبالههایتر مثل تفاله چای، پوست میوه و پوسته تخممرغ را در یک سطل جمع میکنم و بعد با کندن گودالی در داخل باغچه حیاط، زبالهها و خاک را لایهلایه با هم مخلوط میکنم. این زبالهها در کمتر از یک ماه تبدیل به کمپوست میشود که باز این کمپوست را به پای درختان منتقل میکنم؛ چون برای گل و گیاه بسیار مفید است و تاکنون نتایج آن را هم در رشد بهتر گیاهان دیدهام.»
شیما از زمانی که در شبکههای اجتماعی با طرح جمعآوری سر بطریها آشنا شده، شروع به جمع کردن این درها در منزل کرده است و دوستانش را هم تشویق میکند تا این کار را انجام و سر بطریها را به او تحویل دهند. حتی خواهر شیما که در چابهار زندگی میکند، بعد از جمعآوری در بطریها، آنها را به مشهد میفرستد.
شیما درنهایت با کمک پدرش، تمام این درها را به خیابان بهار و شعبه کمپین جمعآوری در بطریها، رایگان تحویل میدهد تا دوباره بازیافت شوند.
نکته شایان توجه در خانواده شاهیننژاد این است که تمام اعضای آن، تفکیک زباله از مبدا را انجام میدهند و حتی برخی مواقع، شیما و پدرش، در کنار تذکرهایی که برای تفکیک زباله به همسایهها میدهند، خودشان این کار را برای آنان انجام میدهند تا فرهنگسازی شود.
شیما امیدوار است با بالارفتن فرهنگ مردم در موضوع تفکیک زباله، روزی برسد که دیگر نیاز به آموزش این کار نباشد.
«وقتی در شهر زابل دانشجو بودم، کمبود آب را آنجا احساس کردم؛ بهطوریکه خیلی اتفاق میافتاد سه یا چهار روز آب نداشتیم. در این مدت تمام ظرفهای داخل کابینتها استفاده میشد و آبی نبود که آنها را بشوییم. با این تجربه بود که وقتی به مشهد برگشتم، سعی کردم در مصرف آب صرفهجویی کنم؛ برای مثال حیاط را نمیشوییم و فقط جارو میزنیم و تراس را فقط با یک سطل آب میشوییم.»
در آشپزخانه با گذاشتن چند سطل، آب شستشوی میوه و سبزی، برنج و... را دور نریخته و پای درختان میریزیم
شیما ادامه میدهد: «در آشپزخانه هم با گذاشتن چند سطل، آبهای استفادهشده مثل آب حاصل از شستشوی میوه و سبزی، دست و صورت، برنج و... را دور نریخته و ذخیره میکنیم. وقتی سطلها پر شد، این آبها را با کمک پدرم برای آبیاری، پای درختان میریزیم. با همینکار از دوسال گذشته، آبیاری حدود ۱۵ درخت در کوچههای اطراف را نیز انجام دادهایم.»
او پیشنهاد میکند: «با توجه به وضعیت کمآبی که در کشور بهوجود آمده است، باید طراحی ساختمانها بهصورتی انجام شود که در آشپزخانهها دو راه خروجی آب گذاشته شود؛ یکی برای آبهای استفادهنشدنی مثل آب شستشوی ظرفها که کف دارد و یک خروجی هم برای آبهای استفادهشدنی همچون آب حاصل از شستن دست و صورت، میوه و سبزیجات. با این روش میتوان از آب استفادهشده در آشپزخانه، دوباره و بدون تصفیه مجدد استفاده کرد.»
شاهیننژاد میگوید: «در ساحل برزیل دو عدد ماهی بزرگ جانمایی شده است که تمام آنها با بطریهای رنگی ساخته شدهاند. البته ابتکار استفاده از بطریها در مشهد هم اتفاق افتاده که در قالب طرحی در میدان احمدآباد ساخته شده است. بعد از دیدن این نمونهها، بطریها را جمعآوری کردم و قصد دارم با استفاده از آنها، در حیاط، سایهبان درست کنم. حتی میتوان از همین بطریها در ساخت سقف پارکینگ بهره برد.»
او طرح دیگری هم برای کاهش ورود پلاستیک به محیطزیست دارد که در توضیح آن میگوید: «در این طرح، قصد دارم پلاستیکها را لایهلایه کنم و کیسههایی ببافم که بتوان برای خرید از آنها استفاده کرد.»
شیما در خانه از بطریهای دورریختنی برای پرندگان، لانه و محلی برای غذا خوردنشان ساخته؛ بهصورتیکه داخل بطری را پس از پر کردن از نان خشک از دیوار آویزان کرده است، همچنین با فرو کردن قاشقی در بدنه بطری، راهی به غذا خوردن پرندگان باز کرده است. او همچنین از بطری و نیز لاستیکهای فرسوده خودرو، گلدانهای مختلفی تهیه کرده است.
شیما میگوید: «چند روز قبل با خانواده برای تفریح به یکی از مکانهای تفریحی شاندیز رفته و کنار رودخانه نشسته بودیم. متاسفانه تا چشم کار میکرد، مردم زبالههای خود را از پوست خربزه و هندوانه گرفته تا بطری و پلاستیک، روی زمین ریخته بودند.
هرچه کردم، دلم آرام نشد. با کمک خواهرم چند پلاستیک برداشتیم و به جان زبالهها افتادیم و فقط خود من، ۸ پلاستیک بزرگ زباله جمع کردم. اطرافیان وقتی ما را در حال جمع کردن زبالهها دیدند، آنها هم با برداشتن پلاستیک با ما همراه شدند و همه با هم توانستیم در کمترین زمان، اطراف رودخانه را پاکسازی کنیم.
بعد از این کار وقتی دست و صورتمان را شستیم و برگشتیم، همه شروع به تشویق من و خواهرم کردند. این اولینبار بود که برای انجام این کار از سوی مردم تشویق میشدم و شیرینی آن باعث شد خستگی از تنم برود.»
«تعداد زیادی از دوستانم را مجاب کردهام که باید در خانه، تفکیک زباله را انجام بدهند یا اینکه هیچوقت، خودشان زبالهای بیرون نریزند و در زمان تفریح، اگر زبالهای دیدند، جمع کنند. این کار به حدی موثر بوده که الان دوستانم سر بطریهای رهاشده در مکانهای تفریحی را جمع میکنند یا زنگ میزنند و پیشنهاد پاکسازی محلی را میدهند که زباله در آنجا انباشته شده است. آخرینبار چندوقت قبل، یکی از دوستانم طرح جمع کردن زبالهها در پارکجنگلی وکیلآباد را مطرح کرد که هنوز موفق به اجرای آن نشدهایم.»
شاهیننژاد ادامهمیدهد: «زمانی که در بیرون از منزل هستم، اگر زباله ریختن کسی را ببینم، سعی میکنم با روی خوش، مضرات کارش را گوشزد کنم. خیلیاوقات بزرگترها جواب بدی میدهند یا اصلا به روی خودشان نمیآورند.
گاهیاوقات هم وظیفهشان را انجام میدهند؛ البته بچهها حرفگوشکنتر هستند و من هم برای تشویق آنها همیشه تعدادی شکلات بههمراه دارم و وقتی به کودکی میگویم که زبالهاش را از روی زمین بردارد، یک شکلات به او هدیه میدهم و میگویم اگر کسی زباله ریخت، به او بگوید جای زباله داخل سطل است.»
او تاکید میکند: «شاید تذکر دادن، کار چندان بزرگی نباشد، اما بیتاثیر هم نیست. یادم هست یکی از مغازه دارهای چهارراهمخابرات هر روز با استفاده از آب شرب، پیادهروی جلوی مغازهاش را میشست.
چندبار به او تذکر دادم و از معایب کارش گفتم که گوش نکرد، ولی ناامید نشدم و آنقدر این کار را ادامه دادم تا اینکه بعد از چند روز، او از کارش دست برداشت و یک روز دیدم جلوی مغازهاش را نمیشوید و با جارو آنجا را تمیز میکند.
درواقع فعالیتهای زیستمحیطی را نمیتوان بهتنهایی انجام داد و باید به صورت گروهی انجام شود. همچنین یکی از کارهای مهم در این زمینه، ارائه آموزشها از پایه و در بین کودکان است.»
شاهیننژاد اعلام میکند، آمادگی دارد که آموزشهای مربوط به حفظ محیطزیست ازقبیل نحوه تفکیک زباله، استفاده از زبالههای خشک، درست کردن کمپوست از زبالههایتر و... را بهصورت رایگان در مراکز آموزشی ارائه دهد.
* این گزارش چهارشنبه، ۱۸ شهریور ۹۴ در شماره ۱۶۳ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.