کد خبر: ۱۴۰۸۸
۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۵
منوچهر رخشانی ورزشکاران محله راه‌آهن را دور هم جمع می‌کرد

منوچهر رخشانی ورزشکاران محله راه‌آهن را دور هم جمع می‌کرد

منوچهر رخشانی ۲۰ سال ورزشکاران محله راه آهن را تمرین می‌داد و اهالی را در ایستگاه ورزشی راه‌آهن را دور هم جمع کرد.

خوب به تصویر بالا نگاه کنید. شاید شما هم یکی از آدم‌های داخل عکس باشید. توضیح این عکس، حرف گفتگوی ماست. این عکس، بیش از ۳۰ سال پیش در ایستگاه ورزشی راه‌آهن گرفته شده است. شما ورزشکاران ایستگاه راه‌آهن، یکصد نفری می‌شدید.

شما صبح‌ها بعد از نماز صبح، یک ساعت در این ایستگاه حاضر شده و به سرپرستی منوچهر رخشانی ورزش می‌کردید. حالا بعد از گذشت سال‌ها، دیگر از آن ایستگاه خبری نیست. نه‌تنها ایستگاه ورزشی منطقه شما که از ایستگاه‌های ورزشی دیگر شهر هم اثری نمانده است. ما در این گفت‌و‌گو به سراغ منوچهر رخشانی رفتیم. همان مردی که ۲۰ سال تمرین داد و مردم این محله راه آهن مشهد را دور هم جمع کرد.

از بچگی عاشق کوهنوردی بودم

منوچهر رخشانی متولد سال ۱۳۲۴ در بیرجند است و کودکی‌اش را هم در همانجا سپری کرده است. او درباره کودکی‌اش می‌گوید: «از دوران دبستان، به ورزش علاقه‌مند بودم؛ به‌خصوص کوهنوردی. دوست داشتم شکارچی شوم. به شکار کبک هم زیاد می‌رفتم.»

رخشانی، اوایل سال ۴۹ بعد از ازدواج با دخترعمه‌اش به عشق امام رضا (ع) به مشهد آمد و در بانک ملت مشغول به کار شد. در این شهر بود که پای او به ایستگاه ورزشی راه‌آهن باز شد: «در سال ۵۸، ورزش‌های همگانی در مشهد به راه افتاد؛ ۱۱ ایستگاه.

وایل در ایستگاه، سیاهی لشکر بودم؛ اما آقای سام‌نژاد مربی گروه با دیدن استعدادم، به من آموزش‌های لازم را داد

من آن زمان هم مثل حالا، ساکن محله راه‌آهن بودم. اوایل در ایستگاه، سیاهی لشکر بودم؛ اما آقای سام‌نژاد مربی گروه با دیدن استعداد و علاقه من، مرا با خود همراه کرد و به من آموزش‌های لازم را داد؛ به طوری که یک روز من تمرین می‌دادم و یک روز آقای سام‌نژاد. ما در محوطه مقابل ایستگاه راه‌آهن، دور میدان می‌دویدیم.

حدود یکصد نفر بودیم. گروه را به دو دسته تقسیم می‌کردیم: زیر ۳۰ سال، بالای ۳۰ سال.» این ورزشکار قدیمی محله ادامه می‌دهد: «یک سال در کنار آقای سام نژاد تمرین دادم. بعد از سال ۶۰، کلاس تخصصی گذاشتند و درجه ۳ مربیگری گرفتم.»

 

هرسال برای به‌روز شدن به تهران می‌رفتیم

او درباره کلاس‌هایی که آن زمان برای مربیان ایستگاه‌ها می‌گذاشتند، این‌طور توضیح می‌دهد: «هر سال برای آموزش حرکات اصلاحی، ما را به تهران دعوت می‌کردند تا اطلاعاتمان به روز شود. یک بار در تهران در همین کلاس‌ها، یک مربی سوئدی متخصص پیاده‌روی گفت سی سال پیش با افزایش مسایل روانی در استکهلم، همه دست به دست هم دادند و با تبلیغات فراوان برای ترغیب عموم به ورزش، سرانه مصرف دارو و تعداد مریض‌های روانی کم شد.»

رخشانی به اینجا که می‌رسد، گویا خاطره‌ای در ذهنش زنده می‌شود؛ او می‌گوید: «سال‌ها پیش، پسرم مریض شد. او را برای درمان به کلینیکی بردم. دکتر گفت که قیمت دارو‌ها ۵۰ هزار تومان می‌شود. آن زمان پول خیلی زیادی بود، گفتم که من فقط ۳۰ هزار تومان همراه دارم و کارت شناسایی‌ام را به جای باقی پول، گرو می‌گذارم، اما دکتر موافقت نکرد و تاکید داشت همه پول، یکجا پرداخت شود، متعجب شده بودم و کمی هم به من برخورده بود. می‌خواستم دارو‌ها را بگذارم و از مطب بیرون بیایم که ناگهان دکتر گفت: آقای رخشانی! کی پول خواست. مرا نشناختی؟! من از شاگردان شما در ایستگاه راه‌آهن بودم.»

 

منوچهر رخشانی ورزشکاران محله راه‌آهن را دور هم جمع می‌کرد

 

کلاس‌های آموزش مربیگری منحل شد

رخشانی درباره سرانجام ایستگاه‌های ورزشی هم این‌گونه توضیح می‌دهد: «با رفتن آقای غفوری‌فرد، معاون رئیس‌جمهور وقت در امر ورزش، از سازمان تربیت بدنی این ایستگاه‌ها هم تعطیل شد؛ یعنی حدود ۱۰ سال پیش. ضمن اینکه کلاس‌های آموزش مربیگری نیز منحل گردید، الان فقط ایستگاه طلاب و پارک ملت فعال هستند.»

او همچنین می‌گوید: «برای راه‌اندازی دوباره ایستگاه راه‌آهن خیلی تلاش کردم؛ اما بعضی نهاد‌ها گمان می‌کردند که ما از اینجا نانی می‌خوریم. آنها می‌گفتند که بیایید با ما همکاری کنید؛ در حالی که علم این ورزش را نداشتند. آنها با ندادن حقوق و فرصت تبلیغ و بی‌احترامی، مرا از ادامه این کار بازداشتند. ایستگاه‌ها هم بعد از دو سه سال نرفتن من، تق و لق شد.» از میان صحبت‌هایش متوجه می‌شوم که هنوز هم هر روز، بعد از اذان صبح با چند نفر از دوستانش ورزش می‌کند و جمعه‌ها به کوه می‌روند.

وقتی می‌فهمم که ۳۰ سال است که ۶۰ کیلو دارد، متعجب می‌شوم. او می‌گوید: «فقط زمستان‌ها دو کیلو بر وزنم افزوده می‌شود که البته این افزایش وزن، در بدن همه افراد در فصل زمستان اتفاق می‌افتد؛ چون میزان چربی بدن انسان در فصل زمستان، خود به خود افزایش می‌یابد تا بدن در برابر سرما مقاوم باشد.»

از او درباره فواید ورزش‌کردن می‌پرسم، می‌گوید: «در خانواده ما دیابت ارثی است. خواهرم در ۲۵ سالگی دیابت گرفت و من به دلیل همین ورزش‌کردن مداوم، چهار سال پیش دیابت گرفتم؛ یعنی در سن ۶۳ سالگی؛ ورزش معجزه می‌کند!»

در پایان از این پیشکسوت خوش‌رو که ۲۰ سال هر روز صبح مردم محله را تمرین داد، درباره خواسته‌هایش می‌پرسم، می‌گوید: «مردم راه آهن، ورزش دوست هستند. دوست دارم، مسئولان قدر کسی را که هر روز از استراحت خود می‌زند، بدانند. دوست دارم در امر ورزش همه با هم همگام باشند. رخشانی، تنها نباشد، مردم باشند، مسئولان هم باشند. من فقط دلگرمی می‌خواهم.»

 

*این گزارش یکشنبه، ۴ تیر ۹۱ در شماره ۱۰ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44