کد خبر: ۱۳۹۷۲
۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
محمود امجدی با ساخت پل به داد اهالی امیرآباد رسید

محمود امجدی با ساخت پل به داد اهالی امیرآباد رسید

کف کال امیرآباد آن سال‌ها خاکی بود و هر‌بار که سیلاب می‌آمد، همه‌چیز را با خودش می‌کشید؛ یک‌بار، بچه پنج‌ساله همسایه‌مان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخ‌ترین خاطرات محمود امجدی از محله است.

اصالتا اهل روستای حسن‌آباد است. کودکی‌اش در زمین‌های کشاورزی پدرش گذشت. پنجاه‌سال پیش، بعد ازدواج، به شهر مهاجرت کرد و جوانی‌اش هم با کار در‌و‌پنجره‌سازی در محله امیرآباد گره خورد.

محمود امجدی، متولد سال‌۱۳۲۳، شاهد تغییرات و دگرگونی‌های امیرآباد بوده است و خاطرات فراوانی از این محله دارد؛ خاطراتی که خودش در رقم‌خوردن بسیاری از آنها، نقش داشته‌است. مثل ۱۰‌سال پیش که تصمیم گرفت دست‌به‌کار شود و پل انتهای امیرآباد را بسازد. امروز بخشی از رفت‌وآمد روزمره اهالی از روی این پل صورت می‌گیرد.

کف کال امیرآباد آن سال‌ها خاکی بود و هر‌بار که سیلاب می‌آمد، همه‌چیز را با خودش می‌کشید؛ زباله، شاخه و هرچه سر راهش بود. یک‌بار، بچه پنج‌ساله همسایه‌مان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخ‌ترین خاطرات من از این محله است.

 

محمود امجدی برای عبور از کال امیرآباد یک‌تنه دست به کار شد

تا سال ۱۳۹۴ روی کال امیرآباد، پلی برای رفت‌وآمد نبود و مردم به‌ناچار از روی پل راه‌آهن و ریل قطار عبور می‌کردند که جان چند‌نفر را گرفت. یک روز، رئیس اداره راه‌آهن برای بازدید به محله ما آمد. وقتی فهمید در و پنجره‌سازم، پرسید: «خودت می‌توانی پل را بسازی؟» قبول کردم و ۱۰ سال پیش، آن را ساختم که امروز، مردم از روی آن رفت‌وآمد می‌کنند.

 

محمود امجدی برای عبور از کال امیرآباد یک‌تنه دست به کار شد

یکی از معدود تفریحات ما تماشای کشتی چوخه بود. امیرآباد‌۲۰ را به «کوچه باغ تره» می‌شناختند؛ جایی با یک زمین خاکی بزرگ که بخشی از آن «دوی کشتی» بود. هر جمعه، با خانواده و همسایه‌ها برای تماشا می‌آمدیم همین‌جا که همه دل‌خوشی آن روز‌های ما بود. جایزه‌ها هم دیدنی بود؛ گاهی گوسفند، گاهی قالی، گاهی هم پوشاک.

 

محمود امجدی برای عبور از کال امیرآباد یک‌تنه دست به کار شد

آن‌وقت‌ها به کوچه امیرآباد‌۳۴ می‌گفتیم «میلانِ هشت‌متری». هنوز آب لوله‌کشی نداشتیم و سازمان آب یک شیر فشاری آب، سر همین میلان گذاشته بود. فرقی نمی‌کرد زمستان باشد یا تابستان؛ هر روز با سطل راه می‌افتادم و تا این کوچه می‌آمدم.

 

محمود امجدی برای عبور از کال امیرآباد یک‌تنه دست به کار شد

قدیمی‌ترین مسجد امیرآباد، مسجد صاحب‌الزمان (عج) است که سال‌۱۳۵۲ ساخته شد. سال‌۱۳۶۷هم هیئت انصارالمهدی (عج) را در مسجد راه انداختیم. همه‌چیز با همدلی جلو رفت؛ از جمع‌کردن وسایل گرفته تا برگزاری مراسم مختلف. با نظر اهالی، من به‌عنوان مسئول هیئت انتخاب شدم.

 

محمود امجدی برای عبور از کال امیرآباد یک‌تنه دست به کار شد

حمام امیرآباد وسط خیابان امیرآباد بود. حالا به جایش یک کارگاه تولیدی پوشاک راه افتاده است. خیلی وقت‌ها حمام خراب می‌شد و آب نداشت. آن‌وقت چاره‌ای نداشتیم جز اینکه راه بیفتیم و برویم سمت کوچه حمام یا مصلی. مسیرش طولانی‌تر بود، اما انتخاب دیگری نداشتیم.

 

* این گزارش دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۷ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44