حبیب براتیگلخندان میگوید: نبش نسترن۱۱ یک ساندویچی باکیفیت بود که همه صف میکشیدند. معمولا یکساعت در صف میایستادیم تا نوبتمان شود؛ بچههایم در همین صف دوست پیدا کردند و ما هم با پدر و مادرشان آشنا و دوست شدیم.
کوچه دادگر ۱۷ در طول روز بهواسطه وجود سه مرکز آموزشی، پرتردد است و نیمی از مساحت آن به مدارس اختصاص یافته. اولین ساکنان این مسیر، کارمندان دادگستری بودند که از حدود ۲۵سال قبل در این معبر ساکن شدند.
کوچه ابرار۵ در محله رسالت تا اوایل دهه۶۰ جزو محدوده شهری نبود و کمکم وارد بافت شهری شده است. استقرار مسجد و دو حسینیه و چندین مدرسه، جریان زندگی روزمره را در این کوچه پرتکاپو کرده است.
خیابان خرمشهر ۱۹ تا دهه ۶۰ «خیام» نام داشت، اما به این دلیل که خیابان دیگری در شهر به این نام پلاکگذاری شده بود، نامش تغییر یافت. معابر اطراف این خیابان، نام مناطق جنگی مانند شوش، دارخوین را بر خود دارند و این معبر نیز هویزه نامیده شد.
محمدرضا کاظمی تعریف میکند: بین پروین اعتصامی ۱۷ و ۱۹ گاراژی قدیمی بود که مکانی برای شیطنتهای بچگانهمان بود. هر زمان میخواستم پولی را پنهان کنم، میان آجرهای دیوار گاراژ قایمش میکردم.
کف کال امیرآباد آن سالها خاکی بود و هربار که سیلاب میآمد، همهچیز را با خودش میکشید؛ یکبار، بچه پنجساله همسایهمان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخترین خاطرات محمود امجدی از محله است.
کوچه پنجتن۷۰ که با نام حسن حسینیان شناخته میشود، در محله شهیدقربانی قرار دارد. وجود مسجد، مدرسه و چند مرکز فرهنگی هم باعث شده است این کوچه از نظر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیتهای شایانتوجهی داشته باشد.






