کد خبر: ۱۳۸۸۹
۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۸
ویژگی‌های منحصربفرد ۵۰ دانش‌آموز توان‌یاب

ویژگی‌های منحصربفرد ۵۰ دانش‌آموز توان‌یاب

این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل می‌کنند و در رسته کم‌توانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای می‌گیرند. هرکدام از آنها شاید به‌ظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارند.

قرار شده است پسرانی که در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» یا «امامت» پیشین، در مقطع متوسطه اول در محله جلالیه تحصیل می‌کنند و در رسته کم‌توانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای می‌گیرند، موضوع گزارش ما باشند؛ پنجاه دانش‌آموز که در حاشیه شهر زندگی می‌کنند و هرکدام ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارند؛ اگرچه توان ذهنی آنها شاید به یک فرد عادی نرسد.

اما مهم‌ترین وجه این بچه‌ها که جزئی از شهروندان مشهدی هستند، این است که دارند برای زندگی و پیشرفت خود تلاش می‌کنند؛ مانند سبحان که با کمک عمویش، بلاگری می‌کند یا شاهین که دست‌سازه‌های چوبی می‌سازد یا علی که در کارگاه بافندگی و پوشاک مدرسه، به قدری تبحر یافته که توانسته است محصولاتش را بفروشد یا علیرضا که همچون فیلسوفی به ماهیت زندگی می‌اندیشد و در تنهایی‌های خود به این فکر می‌کند که کار درست چیست و چطور می‌تواند زندگی بهتری داشته باشد؛ فرزندانی که هرکدام شاید به‌ظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند، اما در بخش دیگری توانمندند؛ مثل همه ما.

 

نگاه آزار‌دهنده مردم برای دانش‌آموزان

وارد حیاط مدرسه می‌شویم تا چند ساعتی را در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» با بچه‌ها و مربیانش بگذرانیم و کمی بیشتر با این فضا آشنا شویم؛ مدرسه‌ای که زمین آن را به وسعت ۱۴۰۰ متر، پسران مرحوم علی‌اکبر مرصعی اهدا کرده‌اند و ساختمانش در سال ۱۳۹۰ با همت اداره‌کل نوسازی و تجهیز مدارس خراسان‌رضوی در چهار طبقه ساخته شد و سال ۱۳۹۴ به بهره‌برداری رسید.

روی سردر مدرسه، داخل پرانتر نوشته شده است: «امامت» که علی قهرمانی، مدیر مدرسه، درباره آن می‌گوید: بعد از آنکه این مرکز ساخته و تجهیز شد، دانش‌آموزانی که پیش از این در مرکز آموزشی «امامت» درس می‌خواندند، به این مدرسه منتقل شدند و حالا نزدیک به یازده سال است که مدرسه با نام خیّر آن، مرحوم مرصعی، شناخته می‌شود.

ساختمان مدرسه تروتمیز است و امکانات خوبی دارد. به دلیل اینکه بعضی بچه‌ها از ویلچر استفاده می‌کنند یا پاهایشان ضعیف است، آسانسور هم دارد، اما آنها که توان حرکتی مناسبی دارند، اجازه استفاده ندارند که این هم اجباری برای رشد آنهاست تا تحرکشان کم نشود.

قهرمانی درباره کلاس‌ها و کارگاه‌های مدرسه توضیح می‌دهد: ما در این مدرسه پایه‌های تحصیلی هفتم، هشتم و نهم را در شش کلاس با حضور پنجاه دانش‌آموز که بهره هوشی آنها به‌طور میانگین میان ۵۰ تا ۷۰ درصد است، برگزار می‌کنیم. درواقع این بچه‌ها آموزش‌پذیر هستند.

البته به‌گفته قهرمانی، هر سال تعداد کلاس‌ها بنا به تعداد دانش‌آموزان، متغیر بوده است و از ظرفیت مدرسه چنین برمی‌آید که برای بیش از پنجاه نفر فضای آموزشی دارد: «سال‌های گذشته، مدرسه ۱۰۰ دانش‌آموز هم داشته و تعداد کلاس‌ها گاهی به هشت تا ده کلاس رسیده است.»

چند کارگاه هم در ساختمان مدرسه برای تقویت مهارت‌های فنی دانش‌آموزان تجهیز شده است که قهرمانی، آنها را مقدمه‌ای برای انتخاب رشته در متوسطه دوم می‌داند: «چهار کارگاه رایانه، نجاری و چوب، صنایع غذایی و پوشاک هم داریم. در این کارگاه‌ها، آموزش اولیه داده می‌شود تا بچه‌ها بتوانند انتخاب رشته بهتری کنند و مهارتی بیاموزند.»

آقای مدیر، حمایت نکردن و نگاه نامهربان افراد دیگر را مانع پیشرفت این بچه‌ها می‌داند و می‌گوید: این بچه‌ها نگاه و رفتار متفاوت مردم به خود را کاملا درک می‌کنند، حتی برخی دانش‌آموزان، گاهی گفته‌اند دوست ندارند اینجا بیایند؛ چون وقتی می‌گویند به مدرسه استثنایی می‌روند، مردم به آنها نگاه دیگری دارند.

 

حال‌وهوای ۵۰ دانش‌آموز توان‌یاب پسر در یک مرکز آموزش استثنایی

 

شور و حال متفاوت امروز

نمازخانه و حیاط مدرسه امروز شوروحال دیگری دارد و قرار است بنیاد نیکوکاری عماد، میزبان آنها با پویش «نان‌ومهر» باشد تا سفره صبحانه گرم در این مدرسه پهن شود. طرح ملی جشنواره‌های محله‌محور ورزش همگانی هم در حیاط مدرسه با حضور مربی ورزش اجرا می‌شود تا بچه‌ها کمی تحرک داشته باشند و انرژی‌شان تخلیه شود.

همه پنجاه نفر در حیاط مدرسه به‌صف شده‌اند. عده‌ای به‌خوبی حرکت‌های مربی را انجام می‌دهند، برخی کمتر و برخی بیشتر. چند نفر هم این وسط‌ها وقتی ریتم حرکت‌ها تندتر می‌شود، حرکات موزونی را که بلد هستند، انجام می‌دهند؛ مهم نیست که حرکت‌ها را دقیق انجام بدهند؛ مهم این است که هرکدام به اندازه خودشان تلاش می‌کنند تا در این لحظه، بهترین خودشان باشند.

این بچه‌ها نگاه و رفتار متفاوت مردم به خود را کاملا درک می‌کنند، حتی برخی دانش‌آموزان گاهی گفته‌اند دوست ندارند اینجا بیایند

بعد از زنگ ورزش، نوبت صرف صبحانه عدسی در نمازخانه می‌رسد. حامد که کلاس هفتم است، کنار دوستش درحال تیلیت کردن نان توی کاسه است که با آنها هم‌کلام می‌شویم: «من از محدوده ساختمان (شهرک شهیدرجایی) با سرویس اینجا می‌آیم. تقریبا همه درس‌هایم خوب است جز ریاضی.»

حامد و امیرحسین که کنار هم نشسته‌اند، عصر‌ها سر کار نیز می‌روند: «من نزدیک حرم، توی ساندویچی کار می‌کنم، امیرحسین هم شاگرد مکانیک است.»

سعید کاظمی، مدیر بنیاد نیکوکاری عماد، که بساط این سفره را با کمک خیران مهیا کرده است، می‌گوید: پویش نان‌ومهر، نهمین سال خود را در مدارس حاشیه شهر و محروم مشهد و استان سپری می‌کند. با این مدرسه هم از طریق حاج‌آقای موسوی، امام‌جماعت مسجد محله، آشنا شدیم و امروز دومین‌باری است که این پویش را اجرا می‌کنیم.

یکی از خیران نیز همراه کاظمی به این مدرسه آمده است. قهرمانی بعد از گفت‌و‌گو‌هایی که با این خیّر کرده است، می‌گوید: طبق صحبت‌هایی که با هم کردیم، قرار شد تهیه کفش سال نوی بچه‌ها به‌عهده آنها باشد.

 

حال‌وهوای ۵۰ دانش‌آموز توان‌یاب پسر در یک مرکز آموزش استثنایی

 

موانع اشتغال‌زایی

مجتبی فاضلی، مدرس کاروفناوری، جوان‌ترین دبیر این مدرسه است که ۲۸ سال دارد. کار اصلی او در این مدرسه، آموزش مهارت‌های فنی به دانش‌آموزان پایه هفتم و هشتم در کارگاه‌هاست و معتقد است هرکدام از این بچه‌ها مانند مردم عادی توانایی‌هایی دارند که باید شناخته و کشف شود: «هر کارگاه، مهارت و هدف خاصی دارد و ما قرار است به بچه‌ها مهارت‌هایی مانند دست‌ورزی، انجام کار‌های ظریف، آموزش تایپ و آشنایی با رایانه و امور فنی را آموزش بدهیم تا در هر بخشی که علاقه دارند، استعدادیابی شوند.»

با او به‌سراغ کارگاه پوشاک و چوب می‌رویم. علی به‌خوبی پشت چرخ خیاطی می‌نشیند و تکه‌های کیف چرمی را سرهم می‌کند. شاهین هم با اینکه به‌خوبی نمی‌توان حرف‌هایش را شنید، در حال سمباده کشیدن در کارگاه چوب است تا آن را تبدیل به یک وسیله قابل استفاده کند؛ بعضی بچه‌ها به گفته فاضلی، توانایی تولید و فروش هم دارند: «سال گذشته یکی از دانش‌آموزانم بعد از آنکه عروسک‌بافی را یاد گرفت، شروع کرد به بافت عروسک و فروش آنها در دوشنبه‌بازاری که نزدیک خانه شان بود و در یک روز ۷۰۰ هزار تومان فروش داشت.»

شیرینی این خاطره به قدری در کام این نوجوان نشسته بود که فاضلی تعریف می‌کند: دانش‌آموزم با چنان ذوقی برای هم‌کلاسی‌هایش ماجرا را تعریف می‌کرد که باعث شد یکی‌دو نفر دیگر از بچه‌ها هم ترغیب شوند.

اما این شیرین‌کامی خیلی زود به تلخکامی تبدیل شد؛ چراکه مأمور شهرداری، عروسک‌ها و بساط این دانش‌آموز را به‌دلیل نداشتن مجوز و دست‌فروشی ضبط کرد. اینها را فاضلی می‌گوید و ادامه می‌دهد: تعدادی از این بچه‌ها، توانایی اشتغال دارند، اما موانعی سر راهشان است که آنها را مأیوس می‌کند. مثلا اداره آموزش‌و‌پرورش استثنایی، می‌تواند با همکاری شهرداری، مجوز فعالیت این افراد را فراهم کند، اما تابه‌حال کاری انجام نداده است.

 

قانون ۳ درصدی؛ روی هوا

هرچه بیشتر پیش می‌رویم، مشکلات این بچه‌ها را بیشتر می‌شنویم. رضا نوری که باسابقه‌ترین معلم این مدرسه با ۲۵ سال خدمت است و از ابتدای تأسیس آن حضور داشته است، تعریف می‌کند: مهم‌ترین ضعف موجود، پذیرش شدن این بچه‌ها در اجتماع است. طبق قانون، ۳ درصد از استخدام کشور متعلق به جامعه معلولان است، اما متأسفانه بااینکه قانونش، نوشته شده است، اجرا نمی‌شود.

نوری با تأسف سری دربرابر این همه بی‌توجهی که در طول سال‌ها خدمت دیده است، تکان می‌دهد: «متأسفانه این بچه‌ها بعد از دوره دیپلم در جامعه رها می‌شوند؛ چراکه امکان ادامه تحصیل در دانشگاه را هم ندارند و مورد سوءاستفاده دیگران قرار می‌گیرند.»

نوری همان‌طور که سعی می‌کند تمام دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش را با ما درمیان بگذارد، ادامه می‌دهد: همین چند سال پیش وقتی رانندگی می‌کردم، یکی از دانش‌آموزان قدیمی‌ام را دیدم که داشت مواد می‌فروخت. خب، این کار را که خودش نمی‌تواند به‌تنهایی انجام بدهد؛ فرد دیگری او را به این کار وادار کرده است.

متأسفانه این بچه‌ها بعد از دوره دیپلم رها می‌شوند؛ چراکه امکان ادامه تحصیل در دانشگاه را هم ندارند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند

حمایت و همکاری آموزش‌وپرورش با کارآفرینان و تولیدکنندگان و پذیرش سفارش کار براساس مهارت‌هایی که این بچه‌ها در مدارس می‌آموزند، از راهکار‌هایی است که نوری پیشنهاد می‌دهد. خودش سال‌ها پیش تجربه این کار را داشته است: «در همین مدرسه، من کارگاه بافندگی راه انداخته بودم و سفارش می‌گرفتیم. ما اینجا با این کارگاه‌ها خودکنترلی، خودارزیابی و خوداشتغالی داشتیم که بعد‌ها اجازه فعالیت به ما ندادند. از تهران هم برای بازدید آمدند و تشویقمان کردند، اما رفتند و دیگر خبری از آنها نشد که نشد.

نوری همچنین راه‌اندازی یک دانشگاه مهارتی ویژه این افراد که بتواند این بچه‌ها را به حوزه اشتغال وصل کند، یکی دیگر از راه‌های مفید برای پذیرش اجتماعی آنها می‌داند.

 

حال‌وهوای ۵۰ دانش‌آموز توان‌یاب پسر در یک مرکز آموزش استثنایی

 

روی ناخوش جامعه به توان‌یابان

یکی از امکاناتی که مرکز آموزشی متوسطه اول مرصعی دارد، حضور مشاور طی دو روز در هفته است که این وظیفه را هادی محمدی، به‌عهده دارد. مشاوره فردی و برگزاری دوره‌های آموزشی از برنامه‌های مشاوره است و محمدی تاکنون با مشکلات مختلفی در اتاق درمان مدرسه مواجه بوده است: «بیش‌فعالی، کمبود توجه و تمرکز در کلاس، مشکلات رفتاری و ناسازگاری در کلاس و محیط خانواده، مسائل مربوط به بلوغ و مسائل عاطفی با خانواده، عمده مسائلی است که دانش‌آموزان مطرح می‌کنند.»

به گفته محمدی، توجه زیاد یا کم والدین به بچه‌ها، زمینه‌ساز مشکلاتی است و به همین دلیل او برای پدر و مادر‌ها دوره‌های آموزش خانواده برگزار می‌کند: «دوره‌های آموزش خانواده و سواد ارتباطی و فرزندپروری جزو مهارت‌هایی است که به‌صورت ماهانه هم برای دانش‌آموزان و هم والدین جداگانه برگزار می‌کنیم تا دانش آنها در این‌باره بیشتر شود.»

محمدی به نکته خیلی دقیقی اشاره می‌کند و می‌گوید: این بچه‌ها وقتی به دنیا می‌آیند، به نوعی از خانواده طرد می‌شوند؛ چون پتانسیل افراد عادی را ندارند، طول می‌کشد خانواده آنها را بپذیرد. در دوره راهنمایی و متوسطه، کمک می‌کنیم پذیرش والدین بیشتر شود و به آغوش خانواده برگردند.

برخی مشکلاتی که بعضی از این بچه‌ها با خانواده خود دارند، را هم از زبان مشاور می‌شنویم: «گاهی به‌دلیل عدم پذیرش، سلامت و نظافت این بچه‌ها دچار مشکل می‌شود و ممکن است یک ماه حمام نروند یا مسواک نزنند و دندان‌هایشان خراب شود یا بیماری‌ای داشته باشند و، چون توان ابراز ندارند، پدر و مادر متوجه آن نشوند.»

از دید محمدی که پانزده سال در این حرفه مشغول است، نگاه تحقیرآمیز جامعه به این افراد، مهم‌ترین معضل موجود است: «اگر نگاه جامعه اصلاح شود و روی خوشی به آنها نشان بدهد، می‌توانند به جایی برسند. بعضی از آنها توان تشکیل خانواده را دارند، اما با نگاه منفی موجود و سوءاستفاده‌هایی که از توان آنها می‌شود، همان افراد هم از چرخه جامعه خارج می‌شوند؛ درواقع نگاه کلان باید حمایتی باشد تا این افراد انگیزه برای ادامه زندگی و کار را پیدا و استعداد‌های خود را شکوفا کنند.»

 

گره کور ایاب‌و ذهاب دانش‌آموزان

«این بچه‌ها اگرچه قدرت تجزیه و تحلیل ندارند، قدرت آموزش‌پذیری و انجام کار تکراری را به بهترین شکل ممکن دارند. این افراد بهترین گزینه برای کار در خطوط تولید کارخانه‌ها هستند که فقط قرار است یک کار ساده را در طول روز بار‌ها انجام بدهند و خسته نشوند، اما هیچ‌وقت نگاهی به توانمندی‌های آنها نشده است؛ هرچند متأسفانه برای دانش‌آموزان عادی هم کار چندانی انجام نمی‌شود و مسئولان آن‌طور که باید و شاید، به فکر آنها نیستند.»

اگر نگاه جامعه اصلاح شود و روی خوشی به آنها نشان بدهد، می‌توانند به جایی برسند. بعضی از آنها حتی توان تشکیل خانواده دارند

اینها را حسین ملایی، معاون آموزشی مدرسه، همراه آهی که از نهادش بلند شده است، می‌گوید و دغدغه‌مندانه به یکی از نواقص قانونی موجود هم که معضل بزرگی برای مدرسه شده است، اشاره می‌کند: «۶۶ درصد از هزینه سرویس و ایاب‌وذهاب دانش‌آموزان مدرسه را طبق قانون باید شهرداری و اداره آموزش و پرورش استثنایی پرداخت کند و الباقی را خانواده‌ها بپردازند که سهم خانواده‌ها ماهانه حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان می‌شود، اما به‌دلیل اینکه خانواده این بچه‌ها عمدتا در حاشیه شهر ساکن هستند و از بضاعت مالی خوبی برخوردار نیستند، توان پرداخت این رقم را هم ندارند.

نکته مهم این است که ارگان‌ها نیز سهم خود را کامل واریز نکردند تا با رانندگان تسویه‌حساب کنیم. تعدادی از رانندگان حتی اعلام کردند اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا کند، دیگر نمی‌آیند.»

 

نیازمند یاری سبز

سخنی واحد درمیان جملات مدیر و معاون و مربی بود که نمی‌شود از آن گذشت و آن، کمبود توجه و حمایت است. اینکه هرکدام از این بچه‌ها با هزار امید و آرزو از حاشیه شهر به این مدرسه می‌آیند؛ فرزندانی که در نحوه خلقتشان، دستی نداشتند، اما امروز جامعه به آنها، نگاه نامهربانی دارد؛ هرچند به قول آقای نوری «نسبت به سال‌های پیش، شرایط خیلی بهتر شده است، اما همچنان این بچه‌ها با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و نیازمند حمایت هستند.»

یا به‌قول قهرمانی که می‌گوید ما تلاش می‌کنیم با کمک خیران، مشکلات معیشتی این بچه‌ها را تا حد زیادی حل کنیم، اما حضور خیران هر روز کم و کمتر می‌شود؛ و از ما می‌خواهد حرف‌هایش را به گوش خیران برسانیم: «ما امروز بیش از همه در بحث درمان، بعد تغذیه، پوشاک، سرویس ایاب‌وذهاب و حتی گاهی تأمین لوازم تحریر به کمک و توجه خیران نیازمندیم.»

ما هم امیدواریم این تلاش کوچک، راهگشای گرهی برای این بچه‌های دوست‌داشتنی شهر باشد.

 

* این گزارش دوشنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۵ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44