کد خبر: ۱۳۸۸۵
۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۰
خدمات کانون شهید فاتح از محله طلاب فراتر رفته است

خدمات کانون شهید فاتح از محله طلاب فراتر رفته است

رضا علیپور می‌گوید: با نهایی‌شدن گفت‌وگو‌های یک جمع سه‌نفره در روز اول فروردین سال‌، کانون شهید فاتح، تشکیل شد تا خدمات فرهنگی را به جامعه مهاجران افغانستانی به‌ویژه خانواده بزرگ رزمندگان فاطمیون ارائه کند.

اینجا طبقه همکف ساختمانی سه‌طبقه در خیابان شهید مفتح است. تابلوی کوچکی که نام کانون فرهنگی تبلیغی شهید فاتح بر روی آن حک شده است، هرگز نمی‌تواند وسعت و عمق اتفاقات جاری در این چاردیواری را به اهالی محله طلاب و رهگذران این خیابان پرتردد، نشان دهد.

رضا علیپور، متولد‌۱۳۶۵ و دانش‌آموخته رشته مدیریت منابع انسانی در مقطع کارشناسی ارشد، مؤسس و مسئول این کانون نوپاست که میزبانی ما را در فضایی مزین به تصاویر شهدای جبهه مقاومت، می‌پذیرد. 

او با چاشنی یک استکان چای قندپهلو، ناگفته‌هایی را روایت می‌کند ازگفت‌وگو‌های یک جمع سه‌نفره که روز اول فروردین سال‌۱۴۰۰، درست پیش از طلوع خورشید، نهایی شد تا کانون شهید فاتح، تشکیل شود و خدمات فرهنگی را به جامعه مهاجران افغانستانی به‌ویژه خانواده بزرگ رزمندگان فاطمیون ارائه کند. خدماتی که جای خالی آن، بزرگ و محسوس بود.

 

 

-فضای اینجا، حال و هوایی افغانستانی دارد. شاید به خاطر پرچم این کشور که در کنار پرچم ایران گذاشته‌اید، نصب تصویر شهدای فاطمیون روی دیوار و انتخاب همکارانتان از جامعه اتباع. این ویژگی، یک انتخاب است؟

بله، دقیقا. هر چند کانون، مجوز رسمی از اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی دارد، اما می‌خواستیم، وقتی رزمنده‌های فاطمیون، یا دیگر مهاجران به اینجا سرمی‌زنند، حس نزدیک‌بودن به فضا داشته باشند. خیلی‌هایشان هنوز نمی‌دانند که مؤسس اینجا یک ایرانی هست. مهم این است که عزیزان افغانستانی دارند کار را پیش می‌برند.

-با این مخاطب، چه حرفی برای گفتن دارید؟

ما با جامعه مهاجر افغانستانی، اعم از اینکه ساکن مشهد باشد یا نباشد، با زبان انقلاب اسلامی صحبت می‌کنیم. جامعه‌ای پر از استعداد که در کنار ما ایرانی‌ها کار و زندگی می‌کند و منشأ هزاران خدمت است. از تقدیم شهید در جنگ هشت‌ساله تا دفاع از حرم و .... در این بین، تمرکز ما روی خانواده بزرگ فاطمیون است که به قول حضرت آقا، مایه افتخار افغانستانی‌ها به شمار می‌روند. ما با این مخاطب، تعامل فرهنگی داریم.

-انتخاب مکان کانون در محله طلاب، در حالی که تمرکز حضور خانواده فاطمیون در دیگر محلات شهر است، دلیلی دارد؟

جور شدن این طبقه از ساختمان برای کانون، ماجرا دارد. اسم این ماجرا را می‌گذارم رزق، وگرنه پیدا کردن چنین مکانی در نقطه‌ای برخوردار از محله طلاب، آن هم بدون سرمایه، ناممکن بود. مالک ساختمان یک بانوی افغانستانی است که در کشور همسایه، سکونت دارد و به ایران هم گاهی رفت‌وآمد می‌کند.

حاج‌خانم در افغانستان، روضه خانگی برگزار می‌کند و از ارادتمندان حضرت زینب (س) است. به واسطه یک آشنا، ماجرای کانون و ارتباطش با شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) را که شنید، قبول کرد با مبلغی بسیار پایین و در واقع، به صورت رایگان، این فضا به وسعت ۱۵۰ مترمربع را در اختیارمان بگذارد. نه فقط ساختمان، بلکه تهیه تک تک تجهیزاتی مثل کامپیوترها، بخاری، میز و صندلی، فرش و ... را هم که اینجا می‌بینید، ماجرای مشابه دارد.

 

خدمات کانون شهید فاتح از محله طلاب فراتر رفته است

 

-چطور؟ از همین ماجرا‌ها بگویید.

روزی که تصمیم به راه‌اندازی کانون گرفتیم، می‌دانستیم به نرخ آن روز، باید ده‌ها میلیون سرمایه داشته باشیم در حالی که هیچ نداشتیم و باید با مردم رایزنی می‌کردیم. جذب کمک، برای کار فرهنگی، سخت است. کمک به خیریه برای مردم جا افتاده است، اما برای کار فرهنگی، خیر باید این درک را داشته باشد که می‌خواهد وسعت بیشتری از جامعه را آباد کند. با این حال، تمام امکانات مورد نیاز، با سرعت زیاد جور شد. در کمتر از شش ماه. به گروهی مجازی متشکل از خیران دعوت شده بودم.

آنجا با کارخانه‌داری در تهران آشنا شدم که فهم فرهنگی بالا و ارادتی ویژه به شهدای مدافع حرم داشت. بعدا فهمیدم از رفقای شهید آوینی است. برای زیارت آمد مشهد و باب گفت‌وگویمان در حرم، باز شد. من از کانون گفتم. قول داد همراهی کند و کرد.

عزیزان افغانستانی در داخل و خارج ایران هم همراهی کردند و خیرانی که نمی‌شود از تک‌تکشان اسم برد. مثلا خانمی که ساکن استرالیا بود. از شهید «فاتح» شنیده بود و با ارادتی که به ایشان پیدا کرده بود، مبالغی را حواله می‌کرد. درست در روز‌هایی که کانون در تنگنای مالی بود این مبالغ، راهگشا شد.

-از میان شهدای فاطمیون، چرا نام رضا بخشی معروف به «فاتح» را برای کانون انتخاب کردید؟

هسته تشکیل کانون، من بودم، جعفر محمدی و سید زهیر مجاهد. سال‌۱۳۹۳ که رضا بخشی در سوریه شهید شد، من نه او را می‌شناختم، نه جعفر و نه زهیر را. یادم هست خبر شهادت فاتح که آمد، گذرم افتاده بود خیابان امام رضا (ع). دو طرف خیابان، پر بود از تصویر‌های بزرگ او و شهید علیرضا توسلی معروف به ابوحامد.

اولین بار بود که اکران تصاویر شهدای افغانستانی را با این گستره در خیابان‌های مشهد می‌دیدم. کنار اسم هر دویشان از کلمه «سردار» استفاده شده بود. ابوحامد، چهره‌ای جا افتاده داشت و می‌خورد که سردار باشد، اما فاتح، خیلی جوان بود، مثل فرماندهان شهید در هشت سال جنگ تحمیلی.

بعدتر در مورد فاتح خواندم که فرهیخته و تحصیل‌کرده بود و برای رفتن به روسیه، بورسیه شده بود. با توان و سوادی که داشت می‌توانست برود هر جای دنیا و زندگی‌اش را آباد کند، اما مسیر سوریه را در پیش گرفت. اینها باعث شد شخصیت شهید فاتح برایم برجسته شود. خانه شهید هم رفتم، وقتی در محله قرقی بود. بعدتر با رفقای افغانستانی‌ام، جعفر و زهیر، آشنا شدم. فاتح، فصل مشترک علایق ما بود. کانونی را هم که تأسیس کردیم به نام این شهید گذاشتیم.

در مورد فاتح خواندم که فرهیخته و تحصیل‌کرده بود و برای رفتن به روسیه، بورسیه شده بود اما او مسیر سوریه را در پیش گرفت

-در کانون برای کاهش مشکلات معیشتی رزمندگان فاطمیون، برنامه‌ای دارید؟

رزمندگان فاطمیون، افرادی عزتمند هستند که متأسفانه مشکلات معیشتی زیادی دارند. در بین برخی از آنها، افرادی داریم که سوابقی چندهزار روزه در مناطق جنگی دارند. ما این عدد‌ها را می‌فهمیم و می‌دانیم که طرف، زندگی‌اش را رها کرده و برای دفاع در برابر داعشی‌ها رفته است.

حالا که با مجروحیت برگشته، امکان کار با توان سابق را ندارد و درصد جانبازی هم به او تعلق نمی‌گیرد. کانون شهید فاتح به این مسائل، هرگز بی‌تفاوت نبوده و اقداماتی را انجام می‌دهد، اما دراین زمینه، رسالتی برای خود تعریف نکرده است.

-دقیقا از تأسیس این کانون، دنبال چه هدفی بودید؟

دنبال این بودیم که اول، بستری باشد برای ارائه خدمات فرهنگی مثل برگزاری جشن‌ها، روضه‌ها، گعده‌ها، سالگردها، یادواره شهدا، سرکشی از خانواده آنها، نشست‌های سیاسی اجتماعی با محوریت افغانستان و ... دوم اینکه می‌خواستیم در زمینه تاریخ شفاهی قدمی برداریم. رزمنده‌های فاطمیون دارند برشی مهم از تاریخ را در حافظه‌شان حمل می‌کنند که باید آن را شنید و ثبت کرد.

معاونت فرهنگی شهرداری مشهد و برخی انتشاراتی‌ها کار‌هایی در این زمینه انجام داده‌اند، اما تا الان آنچه ثبت شده، یک از هزاران بوده است. این عرصه، خلأ‌های جدی دارد و ما در حد توان، به دنبال رفع آن هستیم. مصاحبه‌های زیادی گرفته‌ایم که برای تبدیل به خروجی فاخر، همراهی نویسندگان و ناشران بنام را می‌طلبد.

-در مشهد، برای گستره خدماتتان جغرافیای خاصی را تعیین کرده‌اید؟ مثلا محله استقرار کانون در طلاب؟

نه، ما مشهد را به هفت پهنه شامل توس، شهید کشمیری، جاده سیمان، بولوار دوم طبرسی، طلاب، حر و گلشهر تقسیم کرده‌ایم و به تمام این پهنه، ارائه خدمت داریم.

 

خدمات کانون شهید فاتح از محله طلاب فراتر رفته است

 

-دستاورد‌های برجسته کانون شهید فاتح، در حدود چهار سال فعالیتش چه چیز‌هایی هستند؟

ماندگارترین دستاوردش، کتاب «دوربرگردان» است که زهیر موسوی، مصاحبه‌هایش را روی فرش همین کانون گرفت. کتاب، شامل خاطرات یکی از رزمندگان فاطمیون به نام عبدالصمد علیزاده معروف به سلیمان است. اهل فن می‌دانند که «دوربرگردان» در نوع خودش یک شاهکار است و از سوی انتشاراتی معتبر مثل جام جم، منتشر شده است. برنامه‌هایی هم داشتیم که اجرا نشد، اما به کانون اعتبار داد.

-مثلا؟

مثلا همایشی که درست بعد از شهادت شهید اصلانی و دارایی تدارک دیدیم. مستحضرید که شهادت این دو طلبه در حرم مطهر رضوی، بستر را برای ایجاد شکاف بین شیعه و سنی و ایرانی و افغانستانی، مهیا کرد. ما در این برنامه با چیدمانی منحصر‌به‌فرد از شخصیت‌های ملی اعم از شیعه، سنی، ایرانی و افغانستانی به سرعت، کنشگری کردیم تا جلوی فتنه را بگیریم.

درست در دقیقه ۹۰، به دلیل ملاحظات امنیتی، مراسم لغو شد، اما تبلیغات گسترده آنکه به دست مردم رسیده بود، به کانون، اعتبار داد و آن را به جامعه ایرانی و مهاجر، معرفی کرد. برنامه‌های اجراشده‌ای هم داشتیم که در کشور اولین بود، مثل اردوی چند صد نفره خانواده فاطمیون به یکی از استان‌های شمالی، در حالی که اینها حتی برای تردد بین استانی، چالش دارند. برنامه «چای‌گپ» را هم به فهرست دستاورد‌ها اضافه کنید.

-چای‌گپ؟ اسم جالبی دارد. از این برنامه بیشتر بگویید.

برنامه‌ای ماهانه است که تا الان شش دور آن برگزار شده است. اولین بار که می‌خواستیم در بهشت رضا (ع) برگزار کنیم، کارشناس مربوط کلی سنگ‌اندازی کرد، اما وقتی برگزار شد و فضا را دید، خودش برای دلجویی نزدمان آمد. یک برنامه از «چای‌گپ» به یاد چهل شهید جاویدالاثر فاطمیون برگزار شد، یک برنامه‌اش با حضور ۱۵۰ مادر شهید فاطمیون و ... هر کدام از اینها، اولین بودند، بدون نمونه مشابه.

در هیچ‌کدام از برنامه‌های ما، خبری از جذابیت‌های مادی نیست. پذیرایی، یک لیوان چای است و تقدیر‌ها در حد یک شاخه گل. نمی‌دانید چقدر برایمان باعث افتخار است که یک مادر شهید، لنگان لنگان، به اعتباری که به واسطه شهدا به دست آورده‌ایم، خودش را از آن سوی شهر می‌رساند تا در برنامه کانون، شرکت کند.

-چه افقی برای کانون دیده‌اید؟

کانون شهید فاتح بشود بنیاد بین‌المللی شهید فاتح، طوری که انتشارات شهید فاتح، با چاپ کتب تاریخ شفاهی و قابل ترجمه، یکی از ارکان آن باشد. امکاناتی داشته باشیم تا اگر از آن سر دنیا، مهمان داشتیم، بتوانیم چند روز از او در فضایی فرهنگی، میزبانی کنیم. اینکه بتوانیم برکات فاطمیون را به هم‌وطنان ایرانی نشان دهیم، یکی دیگر از افق‌هایمان است.

 

ما در این کانون فرهنگی تبلیغی، خودمان را خادم شهدا و خانواده فاطمیون می‌دانیم

برکت کار برای شهدا

جعفر محمد، مدیر اجرایی کانون شهید فاتح

سید یاسر، یکی از رفقای کار درست و فرهنگی است که مدت زیادی است او را می‌شناسم. روزی که پیشنهاد دادم بخشی از وقتش را وقف کانون فاتح کند، بغض کرد و ماجرای خوابی را که دیده بود، برایم تعریف کرد. خواب دیده بود دوازده تا پیکر شهید اینجاست و دارند یکی‌یکی پیکر‌ها را بیرون می‌برند.

به او گفته شده بود، تو هم یکی از پیکر‌ها را به دوش بگیر و ببر. یکی از آن دوازده پیکر، شهید فاتح بود. سید یاسر با دستمزد جزئی می‌آمد و وقت می‌گذاشت. می‌گفت به برکت همان دستمزد کم، گشایش‌هایی در زندگی‌اش رخ داده است. این را گفتم تا بدانید کار اینجا برای دست اندرکارانش در واقع، جهادی است، جدا از دنیای دودوتا چهارتای مادی. ما در این کانون فرهنگی تبلیغی، خودمان را خادم شهدا و خانواده فاطمیون می‌دانیم. برای بچه‌هایشان کلاس می‌گذاریم تا توانمند شوند، از سیاه‌قلم تا مهارت‌های رایانه‌ای، قرآن و ...

سعی می‌کنیم سایر خلأهایشان را هم پر کنیم. مثلا برنامه‌ای که برای اولین بار، روز تولد حضرت معصومه (س) در فرهنگ‌سرای انقلاب برگزار کردیم و دختران شهید فاطمیون، مهمانمان بودند. باید شوقشان را می‌دیدید وقتی هر کدام با یک دسته‌گل وارد مراسم می‌شد. بازخورد برنامه‌هایمان خیلی خوب و امیدبخش است. خدا را شکر. اعتقاد داریم که دعای خیر آنها و برکت کار برای شهداست که ما را پیش می‌برد.

 

* این گزارش یکشنبه ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۷ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44