آیناز فرامرزی هفت سال از زندگی خود را با کبدی نفس کشیده و چهار سال است که به صورت حرفهای و با تمام وجود برای این رشته جنگیده و افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی را کسب کرده و در بین بهترینهای آسیا جای گرفته است.
ویدا اورلی، مدیری است که نخستین باشگاه کارآفرینان نوجوان را در سطح هنرستان در کشور ابداع کرده است. او بیشتر از اینکه به عنوان یک معلم شناخته شده باشد، در مقام یک مدیر کاربلد و کارآفرین میشناسند.
خدیجه عزیزی سالها با معلولیت جسمی زندگی کرده و اوقات فراغتش با ورزش پُر شده است آنهم نه آماتور بلکه حرفهای. او همیشه در سطوح بالای قهرمانی کشور حضور داشته است یا در رتبه نخست ایستاده یا دوم.
هانیه جهانی میگوید: همیشه عاشق نقاشی بودهام و از زمانی که میخواستم کنکورم را در رشته تجربی بدهم به دنبال رشته هنر هم رفتم و این علاقه را به صورت جدی دنبال کردم تا اینکه بحث آموزش نقاشی برایم پررنگ شد و اکنون مدرس نقاشیام.
عزت خداشناس با وجود علاقه شدید به معلمی در یک اتفاق ساده، به پزشکی علاقهمند شد: بهدلیل تب شدید نزد پزشک خانوادگی رفتیم. با اولین لمس گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک شکلاتی به من داد که هنوز طعمش زیر زبانم است.
شاید بتوان برای نقشهای دیگر و سایر بازیگران جایگزین پیدا کرد، اما معمولا نقشهایی که برای حسین مشمولمقدم ساخته و پرداخته میشد، نقشهایی بود که فقط خود او از پس آنها برمیآمد و تئاتر برایش خلاصه زندگی بود.
کفشچیانمقدم سالها میان تدریس و ساماندهی و داوری در رفتوآمد بود. از دبیری نمایشگاههای مهم نقاشی گرفته تا داوری جشنوارههای ملی، به تربیت نسلی پرداخت که امروز خودشان، مربی هنرجویان تازهاند.