آرایشگاه متفاوت داییقاسم در جاده سیمان با ذوق خودش تبدیل به موزه نگهداری اشیای قدیمی شدهاست.
علی اصغر خاکساری که بهدلیل ظرافت آثارش جزو هنرمندان قلمزن برتر جهان است، با ذرهبینهای خیلی قوی کار میکند و این موضوع به چشمانش آسیب زده است.
روایت سعید زعفری از روزگاری که پتوها پرنیان نام داشت اما نمدی بود.
علی داودنیا که حالا مدیریت یکی از قالیشوییهای مشهد را عهدهدار است، گذشته پر زحمت و پر تلاشی دارد، اما همین روزهای سخت، دستمایه امروز موفقش شده است که بتواند دست خیلیها را بگیرد و کمک حالشان باشد.
سالهای دور یکی از محورهای سماورسازی مشهد ۲ مغازه به هم چسبیدهای بود که تولیداتش بازار پر فروشی داشت. برزنونیها در این حوالی بنام و پرسابقه هستند. علیاصغر برزنونی هنوز هم پایبند حجرهاش است.
ناهید دلشاد که خیاطی هنر اجدادی اوست، احیاکننده ۵۵رشته سوزندوزی، مبدع الگوهای ایرانی لباس و پیشگام مد در حوزه لباسهای سنتی است.
محسن شهرستانی تعریف میکند: سال ۵۵ یا ۵۶ بود که برادرم سیدجواد، برای اولین بار ماهیان تزئینی و آکواریومی را به مشهد آورد.
جعفر شعبانی یکی از جاروبافهای خیابان تلگرد که از کودکی شاهد کار کردن خانواده و همسایگانش بوده میگوید: من همیشه به دنبال راه سادهتری برای ساخت دستگاهی بودم که بتوانیم تولید راحتتری داشته باشیم.
شیرینی فروشی ابتدای بولوار طبرسی هرچند به نام برادر بزرگتر است، اما هر سه برادر یعنی بهروز، علی و مهدی ایمنی یک هدف دارند و آن ارائه شیرینی بهتر و مطلوبتر و البته از منظر مالی به صرفه برای مشتریان منطقه است.
صنایعدستی محور اقتصادی در منطقه طلاب است. از جارو بافی تا عقیقتراشی و نقرهسازی و طلاسازی و مشاغل دیگر در این محدوده شهری حضور دارند. در این میان مجتبی غزنوی توانسته کارگاه و فروشگاه نقره و جواهرسازی خود را در طلاب راهاندازی و توسعه دهد.
امیر خاکی میگوید: آرزو دارم در همه دنیا به معلول به چشم یک موجود ضعیف نگاه نشود. درک کنند که ما هم مثل بقیه مردم هستیم. شاید یک روز خوب باشیم یک روز بد.
مهدی عزیزی میگوید: در ۸۰ شعبه فلافلی ما، برای حدود ۵۰۰نفر شغل ایجاد شده است؛ آن هم در شرایط رکود اقتصادی که برخی صاحبان صنایع و مشاغل، درحال تعطیلی واحد صنفی خود هستند.
جواد عاقلی یکی از آخرین تعمیرکاران سماورهای قدیمی محله چهنو است که سابقه پنجاهساله او و پدرش باعث شده غالبا او را به نام جواد چراغساز بشناسند.
اگر گذرت به بیمارستان شهیدهاشمینژاد افتاده باشد، حتما کافه برادران (اژدر) را مقابل بیمارستان دیدهای. سالها مردی مهربان که بیشتر از آنکه کافهداری بکند، سعی میکرد کمک حال همراهان بیماران باشد.
امین محمدزاده مدرک ارشد در رشته جامعهشناسی دارد. او موسس بانک کتاب در چهارراه ورزش است که حالا به عنوان یکی از بزرگترین کتاب فروشیهای غرب مشهد شناخته میشود.
اگر خاطرههای این محله را مرور کنید، حتما عمواسماعیل را با کمان لحافدوزیاش، وقتی آمدنش را با صدای بلند در این کوچه و آن کوچه خبر میداده است، به یاد خواهید آورد.
قلمه زدن و پرورش گلهای باغچه به وسیله پدر آنقدر زیاد شده بود که روزی تصمیم گرفت تا تعدادی از آنها را به مغازههای گل فروشی محله بفروشد.
حاج مجید عجمی که در اخلاق نیکو در بازار امین شهره است، میگوید: وقتی کاسب، جنس فروختهشده را پس میگیرد، قلب مشتری شاد میشود و این شادی به فروشنده و کسبوکارش برمیگردد.
رسول اصغری سالها است که با دستان پینهبستهاش کفاشی میکند. حجره کوچک او در حاشیه بولوار آموزگار، زیر پلههای یک منزل مسکونی است.
محسن استادرودمعجنی میگوید: مردم همیشه دعا میکنند و میگویند «خدا خیرتان بدهد» یا مثلا میگویند «خدا پدر و مادرت را رحمت کند.» این دعاهای قشنگ یک دنیا میارزد.