کسب و کار - صفحه 18

امیر خاکی می‌گوید: آرزو دارم در همه دنیا به معلول به چشم یک موجود ضعیف نگاه نشود. درک کنند که ما هم مثل بقیه مردم هستیم. شاید یک روز خوب باشیم یک روز بد.
مهدی عزیزی می‌گوید: در ۸۰ شعبه فلافلی ما، برای حدود ۵۰۰‌نفر شغل ایجاد شده است؛ آن هم در شرایط رکود اقتصادی که برخی صاحبان صنایع و مشاغل، در‌حال تعطیلی واحد صنفی خود هستند.
جواد عاقلی یکی از آخرین تعمیرکاران سماور‌های قدیمی محله چهنو است که سابقه پنجاه‌ساله او و پدرش باعث شده غالبا او را به نام جواد چراغ‌ساز بشناسند.
اگر گذرت به بیمارستان شهید‌هاشمی‌نژاد افتاده باشد، حتما کافه برادران (اژدر) را مقابل بیمارستان دیده‌ای. سال‌ها مردی مهربان که بیشتر از آنکه کافه‌داری بکند، سعی می‌کرد کمک حا‌ل همراهان بیماران باشد.
امین محمدزاده مدرک ارشد در رشته جامعه‌شناسی دارد. او موسس بانک کتاب در چهارراه ورزش است که حالا به عنوان یکی از بزرگترین کتاب فروشی‌های غرب مشهد شناخته می‌شود.
اگر خاطره‌های این محله را مرور کنید، حتما عمواسماعیل را با کمان لحاف‌دوزی‌اش، وقتی آمدنش را با صدای بلند در این کوچه و آن کوچه خبر می‌داده است، به یاد خواهید آورد.
قلمه زدن و پرورش گل‌های باغچه به وسیله پدر آن‌قدر زیاد شده بود که روزی تصمیم گرفت تا تعدادی از آن‌ها را به مغازه‌های گل فروشی محله بفروشد.
حاج‌ مجید عجمی که در اخلاق نیکو در بازار امین شهره است، می‌گوید: وقتی کاسب، جنس فروخته‌شده را پس می‌گیرد، قلب مشتری شاد می‌شود و این شادی به فروشنده و کسب‌وکارش برمی‌گردد.
رسول اصغری سال‌ها است که با دستان پینه‌بسته‌اش کفاشی می‌کند. حجره کوچک او در حاشیه بولوار آموزگار، زیر پله‌های یک منزل مسکونی است.
محسن استاد‌رودمعجنی می‌گوید: مردم همیشه دعا می‌کنند و می‌گویند «خدا خیرتان بدهد» یا مثلا می‌گویند «خدا پدر و مادرت را رحمت کند.» این دعا‌های قشنگ یک دنیا می‌ارزد.
محمدصادق مین‌باشی، سال‌هاست که کبابی خوشمزه و تمیز «صداقت» را در ابتدای پنج‌تن، مدیریت می‌کند.
مرضیه و معصومه اسماعیلی دو خواهر هنرمند به‌تازگی ساخت زیور‌آلات را یاد گرفته‌اند تا به درآمدی اندک برسند و کمک‌حال خانواده باشند.
حسینعلی ربیعی ۲ بار در حرفه اش شکست خورد، اما نا امید نشد و در چهل سالگی ادامه تحصیل داد و دکترای طب سنتی گرفت.
حاج‌امین جعفری هفت‌سال پیش که ورشکست شد و همه سرمایه‌اش را از دست داد، مدتی بیکار ماند. اما دوباره سر پا شد و شغل پدرش را در پیش گرفت.
دنیوی می‌گوید: کفش‌های طرح چرمی چینی‌ها قیمت کمی داشت و مردم با تصور اینکه چرم هستند، آن‌ها را می‌خریدند اما هنوز مدت زمان زیادی نگذشته که کفش خراب می‌شد.
مهدی عرفانیان، جوان ۲۷ ساله و باغیرت مشهدی پس‌از مشاهدۀ رنج دوستان و نزدیکان تحصیل‌کرده‌اش به‌خاطر بیکاری، چندماهی است که مصرف و فروش کالای ایرانی را آغاز کرده تا به‌قول خودش، گامی هرچندکوتاه در مسیر اشتغال‌زایی برای جوانان کشورش بردارد.
از یک طرف قالی کثیف وارد می‌شود و از طرف دیگر شسته شده‌ها بیرون می‌روند تا به دست صاحبانشان برسند. کارگرها هم بی‌توقف و بیست‌وچهارساعته مشغول شستن و رفوکردن هستند. 
فاطمه علی‌پور، کارش را از پرورش قارچ شروع کرد، پستی و بلندی‌های کار را به جان خرید و اکنون یک کارآفرین موفق در تولید عرقیجات گیاهی شده است.
حسن رأفتی می‌گوید: اینکه جیوه و چند مایع دیگر با چه میزانی و درصدی باید با هم ترکیب شوند، تا شیشه به آینه تبدیل شود، جزو اسرار آینه‌ساز‌ها بود. همیشه این کار را در پستوی مغازه انجام می‌دادند.
مهم‌ترین ویژگی این محدوده، کنار‌هم‌بودن همه مشاغل مربوط به خودرو در یک راسته است. اگر کسی بخواهد خودرواش را تعمیر کند، بدون هیچ مشکلی متخصصان مربوطه را پیدا می‌کند.