غلامرضا رضانژاد از قدیم کشاورز بوده و هنوز هم خودش را کشاورز میداند. شغلی که فقط راه معاش نبوده، بلکه مسیر زندگیاش را هم تغییر داده است. از روزهایی میگوید که کشاورز ی، او را به مهمترین انتخاب زندگیاش و ازدواج رسانده است.
مزرعه کشاورز ی شهری تا سال گذشته فقط مرکزی برای پناهِ گلدانهای آسیبدیده بود، اما اکنون به بستری برای شکلگیری هویت محله تبدیل شده؛ جایی برای آموزش کشاورز ی، همکاری و تعاون همسایگان، ساختن حس تعلق خاطر.
علیرضا نوری از جمله گلدوستان محله ماست که سالهای زیادی را به پرورش گل و نوشتن کتاب اختصاص داده است. کتابهای «خیار گلخانهای»، «هنرباغبانی» و «کتابچه گیاهان زینتی» از جمله آثار اوست.
اهالی چهارچشمه با پرورش انواع سبزی و چرای گوسفندانشان در دامنه کوه برای خود بروبیایی داشتند و از صبح تا شب مشغول این بودند که یک لقمه نان حلال به خانه ببرند.
نخستینبار بیست تا سی کشاورز توس سفلا بودند که آستین بالا زدند و بیشاز یک قرن پیش در دل زمینهای کشاورز یشان مسجد کوچکی ساختند؛ مسجدی به نام صاحبالزمان (عج).
اینجا مزرعهای در دل شهر و ابداعی نوین از کشاورز ی شهری است. مزارع بوستان برکت شامل سیصدقطعه کوچک حدود ۲۰ و ۲۵ متری حصارکشی شده و فقط در دو شیفت صبح و عصر اجازه ورود داری.
مهدی بذری میگوید: کل این محدوده به چاه مؤمنی معروف بود و یکی از دو شاخه جوی این چاه به زمینهای کشاورز ی پشت خانه ما میرسید که حالا زمین بایر شده است. روزهای تابستان در استخر چاه موتور مؤمنی آب تنی میکردیم.






