کشاورز

از اوستاحسن طباطبایی‌اصل، به‌عنوان بانی و مسئول حفظ کشاورزی و باغداری در توس یاد می‌شود. او هنگام تعمیر تراکتور‌های خراب هر‌جا که به بن بست برمی‌خورد، با استفاده از نبوغ خود، قطعاتی را تولید و تراکتور را راه‌اندازی می‌کرد.
گشتی در قرقی که روزگاری دژی نفوذناپذیر و ورود غریبه به آن غیرممکن بود.
لابه‌لای حرکت تراکتور‌ها و تجهیزات کشاورزی در رژه تراکتوری محدوده منفصل توس، مردانی از توس هستند که پرچم‌های زیبای سه‌رنگ وطن را توزیع می‌کنند. با‌وجود جبر کار و زندگی، وقتی صحبت از میهن شده، آمده‌اند که بگویند با همه داشته‌هایشان پای وطن ایستاده‌اند.
سیف‌الله حافظی سال‌هایی را به یاد می‌آورد که نیزه هنوز روستا بود و راه ارتباطی، فقط مسیر‌های خاکی بود. می‌گوید: آن زمان، کشاورزی محور زندگی مردم بود و تصمیم مرحوم نصراللهی، مسیر توسعه محله را برای همیشه تغییر داد.
غلامرضا رضانژاد از قدیم کشاورز بوده و هنوز هم خودش را کشاورز می‌داند. شغلی که فقط راه معاش نبوده، بلکه مسیر زندگی‌اش را هم تغییر داده‌ است. از روز‌هایی می‌گوید که کشاورزی، او را به مهم‌ترین انتخاب زندگی‌اش و ازدواج رسانده است.
مزرعه کشاورزی شهری تا سال گذشته فقط مرکزی برای پناهِ گلدان‌های آسیب‌دیده بود، اما اکنون به بستری برای شکل‌گیری هویت محله تبدیل شده؛ جایی برای آموزش کشاورزی، همکاری و تعاون همسایگان، ساختن حس تعلق خاطر.
علیرضا نوری از جمله گل‌دوستان محله ماست که سال‌های زیادی را به پرورش گل و نوشتن کتاب اختصاص داده است. کتاب‌های «خیار گلخانه‌ای»، «هنرباغبانی» و «کتابچه گیاهان زینتی» از جمله آثار اوست.
اهالی چهارچشمه با پرورش انواع سبزی و چرای گوسفندانشان در دامنه کوه برای خود بروبیایی داشتند و از صبح تا شب مشغول این بودند که یک لقمه نان حلال به خانه ببرند.
نخستین‌بار بیست تا سی کشاورز توس سفلا بودند که آستین بالا زدند و بیش‌از یک قرن پیش در دل زمین‌های کشاورزی‌شان مسجد کوچکی ساختند؛ مسجدی به نام صاحب‌الزمان (عج).
اینجا مزرعه‌ای در دل شهر و ابداعی نوین از کشاورزی شهری است. مزارع بوستان برکت شامل سیصدقطعه کوچک حدود ۲۰ و ۲۵ متری حصارکشی شده و فقط در دو شیفت صبح و عصر اجازه ورود داری.
مهدی بذری می‌گوید: کل این محدوده به چاه مؤمنی معروف بود و یکی از دو شاخه جوی این چاه به زمین‌های کشاورزی پشت خانه ما می‌رسید که حالا زمین بایر شده است. روز‌های تابستان‌ در استخر چاه موتور مؤمنی آب تنی می‌کردیم.
آب زلال کال قره‌خان به پسابی ناسالم، کم‌حجم و بدبو بدل شده است. متأسفانه برخی کشاورزان، به‌صورت مخفیانه و با استفاده از پمپ‌های کف‌کش، این آب آلوده را برای آبیاری محصولات خود استفاده می‌کنند.
علی معلومی قدیمی‌ترین نامه‌رسان منطقه 3 مشهد می‌گوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشف‌رود، چاهش، زیرکَن، کلاته‌بوغا، خواجه‌ربیع، دروی و سیس‌آباد بود.
سید علی‌اصغر حسینی و همسرش خدیجه حسینی، هفت‏ سالی می‌‏شود در باغی چسبیده به کوچه‌های التیمور زندگی می‌کنند، آن‌ها هر روز لابه‌لای بوته‌های گوجه و درختان میوه می‌چرخند و به آنها رسیدگی می‌کنند.
همان موقع که چرخ روزگار مردم اسلامیه را به نقطه‌ای رساند که خانه‌شان را ترک کنند و سقف جدیدشان را در دل زمین‌های کشاورزی بزنند، اولین مسجد اسلامیه به نام صاحب‌الزمان (عج) هم متولد شد.
پارک برکت چند ویژگی خوب دارد؛ به بزرگراه نزدیک است، بزرگ است و فضای نشستن و دورهمی خانوادگی دارد. جای پارک خودرو در آن فراوان است و فضاسازی آن از درخت و چمن گرفته تا شهربازی و آب‌نما زیباست.
جیم آباد که در گذشته به «جیب آباد» و «مبارک آباد» مشهور بوده، روستایی بزرگ و شهرمانند نزدیکی مشهد است که به‌واسطه خربزه‌های شیرینش شهرتی جهانی دارد. برگزاری تور‌های خربزه راهی برای حمایت از کشاورزان «جیم آباد» است.
به گفته یحیی تاجی، سیستم ارباب‌رعیتی در قلعه‌ساختمان حاکم بود و چند ارباب در شهرک شهید‌رجایی سکونت داشتند. خلیل مؤمنی ارباب محله آنها مردی است که هنوز می‌توان نام او را از زبان قدیمی‌ها شنید.
حاج‌علی‌اصغر نجارزاده اینکه چطور نظام ارباب‌رعیتی در چهاربرج برافتاد و زمین‌ها به مردم رسید، به شب ۲۲ بهمن سال ۵۷ برمی‌گرداند: محسن مقیمی همان‌شب از عمارت اربابی چهاربرج با پای پیاده به‌سمت شاندیز فرارکرد.
محمدرضا مهتاش تحصیل‌کرده کشاورزی با گرایش زراعت و اصلاح است و چند سالی است به همراه پدرش در این شغل فعالیت می‌کند. او می‌گوید: کار ما شبیه کار داروخانه‌هاست.