پزشک - صفحه 7

دکتر موسی میرشکار سال‌ها پیش از اینکه در لباس یک پزشک به درمان و تسکین درد بیماران بپردازد، جانبازی است که با ترکش خمپاره در نوجوانی قطع نخاع می‌شود.
دکتر بهزاد پورحاجیان معتقد است پزشکِ شاعر، می‌تواند درد را ببیند. لمس درد بسیار اهمیت دارد، زیرا لمس‌کردن درد از جنس فیزیک نیست، باید حس شود.
دکتر محمد‌جواد جغتائی می‌گوید: پدرم نذر کرد ۶ ماه در مناطق محروم طبابت کنم اما من نمک‌گیر اهالی قرقی شدم و این نذر به میل خودم تا ۲۲ سال ادامه یافت.
مبارزه با بیماری سل در مشهد، ابتدای دهه ۳۰ و با حضور فرد نازنینی، چون دکتر سیدموسی حجازی و تأسیس بیمارستان مسلولین رقم می‌خورد.
اینجا محل نذر علم و دانش پزشکی است. هر سه‌شنبه گروه جهادی حضرت‌رقیه (س)، اعم از پزشک و ماما خود را به محله مهدی‌آباد می‌رسانند.
دکتر زهرا عرفانیان می‌گوید: بار‌ها از بیمارانم کتک خورده‌ام، اما این موضوع هیچ‌وقت باعث عصبانیت و ترک شغلم نشده است.
خانه تاریخی سالاری، تنها خانه بازمانده ثبتی میراث در منطقه ماست که جدای از داستان جالب مالک آن که جز اولین پزشکان شهر مشهد بوده است، خیلی وضعیت مناسبی ندارد.
دکتر موسی حجازی می‌گوید: از آنجاکه وضع مالی آستان قدس اجازه نمی‌داد تیمارستانی با اصول فنی ساخته شود و شهرداری هم در کار نبود، شخصا درصدد برآمدم که محل مستقلی برای مجانین آماده کنم.
مردم درددلشان را هم پیش دکتر محمد علی‌اکبر محمدی  می‌بردند و برای مشکلات خانوادگی مشورت می‌گرفتند. بین مردم بولوار توس، به مهربانی و خوش برخوردبودن شهره بود.
دُرجان حسین‌زایی که خود ۱۰‌بچه و حدود ۲۰۰‌نوه، نتیجه، ندیده و کلوخ‌انداز دارد، بیش از نیمی از اهالی محله فردوسی را به دنیا آورده است.
وجه‌تسمیه کوی دکترا به سکونت تعداد زیادی از پزشکان در این محله برمی‌گردد، گرچه بعد‌ها محله به بهشت معروف شد.
با مرور اسناد موجود از جمله سفرنامه‌های مختلف و همچنین نقشه‌های مشهد در دوره قاجار با این واقعیت رو‌به‌رو می‌شویم که باغی بزرگ در یک سوی این کوچه قرار داشته است. باغی که در دوران پهلوی به باغ آرامگاه نادرشاه افشار تبدیل شده است.
درباره واقعه 22آذر می‌گوید: سال57 رئیس بخش زنان و زایمان بودم. در آن روز یک صندلی برداشتم و جلو در اتاق رئیس بیمارستان دکتر «خسرو آروند» گذاشتم تا تحصن کنم. او هم فردی انقلابی بود و از جریان‌هایی که در شهر می‌گذشت، اطلاع داشت. هنگامی که متوجه شد جلو در اتاقش نشسته‌ام، علت را جویا شد. به او گفتم متحصن هستم. او با تعجب پرسید: یعنی چی متحصن هستی؟؛ گفتم با توجه به اتفاق‌های اخیری که در شهر و بیمارستان افتاده است ناراحتم و می‎‌خواهم که با این حرکت از مردم و انقلاب حمایت و خشم و ناراحتی‌ام را از رفتارهای چماق‌داران حکومتی نشان بدهم.
درست در زمانی که واکسن حصبه در اروپا در حال گسترش است، اولین خبر مربوط به این بیماری در مشهد در نخستین روزنامه رسمی شهر یعنی «ادب» منتشر شده است. چیزی حدود 121سال پیش (1280خورشیدی) نگارنده در هنگام توصیف وضعیت دارالشفای آستان قدس (قدیمی ترین بیمارستان مشهد) از این بیماری که آن را تیفوئید خوانده، نام می برد.
مردی که در سال52 برای نخستین‌بار در تاریخ کشور، در شیراز لقب پرستار نمونه سال کشور و دانشجوی ممتاز دانشگاه را به خود اختصاص می‌دهد و دومرتبه تجربه ریاست دانشکده پرستاری و مامایی مشهد از سال60 تا 72 را در کارنامه حرفه‌ای پرستاری‌اش دارد. تحصیل از مقطع ارشد تا مقطع نیمه‌تمام دکترا در آمریکا، تدریس در دو دانشگاه کالیفرنیا و استخدام در بیمارستان «کامیونیتی هاسپیتال» شهر لانگ‌بیچ در سال54 تا 58 و قرارگرفتن در رده 5درصدی برتر جامعه پرستاران آمریکا، از نقاط عطف سرگذشت حرفه‌ای اوست.
تا پیش از سال 1328 کمتر مشهدی‌ای علم برخورد با بیماران روان را داشت. ناآگاهی در اجتماع باعث بروز رفتارهای ناشایستی با این بیماران می‌شد. زنده‌یاد دکتر سیدموسی‌حجازی که شاهد وضعیت این بیماران بود مرکزی درمانی در خیابان آیت‌الله عبادی امروزی برایشان بنا کرد تا خانه‌ای امن برای هزاران بیمار دیگر باشد. در 73 سال گذشته، خیلی از آن‌ها درمان شده و به خانه بازگشته‌اند.
جایی بین خیابان شهیدنواب‌صفوی 5و7 یک در کوچک چوبی با تابلویی قدیمی رو به بیست‌وچند پله به طبقه بالای کاروانسرای یوسف خان کرمانی(تابراه) گشوده می‌شود تا ما را با این صحنه روبه‌رو کند: کمک دندان‌پزشک تجربی، سیدهاشم سعادتمند، تأسیس 1329.
در قفسه های داروخانه دکتر جلالیان فرد هم جعبه های ریز و درشت داروست و هم عروسک های یک دختر هنرمند، هم لوازم لوکس بهداشتی و هم قیچکی که پس از سال ها نوازندگی، حالا دارد دوران بازنشستگی اش را می گذراند، کنار هرکاره و سماور قدیمی و مجموعه ای از شیشه ها. در فضای بیرونی داروخانه، چندین نمایشگاه هم برگزار شده است. داروخانه دکتر جلالیان فرد هم «خانه» است و هم «دارو نگارخانه»، و همین ها باعث شده تا اینجا احتمالا متفاوت ترین داروخانه مشهد باشد.
ابوالقاسم بختیار نخستین پزشک متخصص جراح ایرانی و بنیانگذار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و از استادان این دانشگاه بود.
اهالی محله او را به نام«رضا دارویی» می‌شناسند. اولین‌بار که اسمش را شنیدیم تصور کردیم باید از آن عطاری‌های قدیمی باشد که وقتی وارد مغازه‌اش می‌شویم بوی انواع و اقسام داروهای گیاهی به مشاممان می‌رسد. اما وقتی بیشتر تحقیق کردیم، متوجه شدیم او یکی از قدیمی‌ترین داروفروش‌های محله سیدی است که به‌طور تجربی کارش را شروع کرده است و اکنون نیز در خیابان خلج مغازه‌ دارد. با او هم‌کلام شدیم تا علت شهرتش به نام «رضا دارویی» را بدانیم.