حرفهای این پزشک به دل بیماران سرطانی مینشیند، چون خودش هم مبتلاست. او همه عمرش را برای درمان بیماران سرطانی گذاشته است، اما چندسالی است که خودش با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکند.
سجاد اوسط لطفی میگوید: من تقریبا تا کلاس دهم بچه درسخوانی نبودم. نمیدانم آن سال چه فکری توی کلهام میپیچید که تصمیم گرفتم خودم را برای کنکور آماده کنم و به درسها بیشتر اهمیت بدهم.
دکتر علی دایینژاد، پزشک فعال در حاشیه شهر است. او تا بهبودی بیمار تنها یک مرتبه هزینه ویزیت از او دریافت میکند.
الهه قاسمینژاد میگوید: اختراع را از سال دوم دبیرستان شروع کردم. من و خواهر دوقلویم دنبال این موضوع بودیم که بتوانیم کاری مفید و بزرگ انجام دهیم تا اینکه از مقطع راهنمایی فعالیتهایمان را آغاز کردیم.
او فقط یک دکتر نیست! همراه بیمار است. گاهی بیمارش را آرام میکند و گاهی برای خرج درمانش کارت میکشد. بعد هم که بیماران درمان میشوند گاه با یک شماره ناشناس مواجه میشوند. خانم دکتر پشت خط است.
بهنام بهادی میگوید: وقتی میبینم با تخصصی که دارم، میتوانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا میکنم. در فعالیتهای جهادی که به روستاها یا حاشیه شهر میآییم، با سبکهای مختلف زندگی مردم آشنا میشویم.
کار جواد رضایی، پزشک خیر محله رازی تمامی ندارد، درمان رایگان ۴۰۰ بیمار در یک ماه، سرزدن به ۴ روستا در سال برای درمان رایگان و تهیه جهیزیه از اقدامات دکتر جواد رضایی است.