وارد خیابان ابوذر که میشوی از همان ابتدای خیابان بوی تخمه و آجیل در فضا پیچیده است و تو را به طرف خودش میکشاند؛ تخمه داغ طلّاب. هادی فروغینژاد نصف عمرش را آجیل فروشی کرده و از قدیمیهای این حرفه در طلاب است.
به پل راهآهن نرسیده، مغازههای زیادی را میبینی که بر سر در آنها نوشته شده است: «خرج کارفروشی»، این مغازهها پر است از زیپ، دکمه، لایهچسب، نخ و سوزن، خطکش خیاطی. خرجکار یعنی لوازم خیاطی.
بخشیها اولش مغازه خیلی کوچکی بهاندازه پراید داشتند. سطل خالی را که میبردی، روی آن شماره میزد، توی آن شیر را مایه میکرد و فردا سطل پر از ماست را تحویل میداد.
مشتریانم همه یکی بهتر از دیگری هستند. آنها بعد از بیمار شدنم هوایم را داشتند و به من سر میزدند. الان هم هر روز ساعت۹ صبح وقتی از میدانبار سبزی میآورم، سبد به دست جلوی درِ مغازه منتظر میمانند.
سیدرضا سادات، متصدی شیرینیسرای سادات، بیش از ۳۵ سال است در محله گاز با شیرینیهای متنوع کام مردم را شیرین میکند. او کارش را در کودکی به عنوان کارآموز در قنادی طباطبایی آغاز کرده است.
سیدرضا هاشمی قدیمیترین پارچهفروش بولوار شهید مفتح است. او درسال ۱۳۳۰ اولین پارچهفروشی محله طلاب مشهد را افتتاح کرد و هنوز هم بعد از گذشت ۵۰ سال و در ۸۰ سالگی به فروش پارچه مشغول است.
زندگی «داشحسین» ۵۷ساله یا همان «حسین طرحی» پر است از خاطرات ریزودرشتی که بهآسانی نمیتوان از کنارش عبور کرد. از خاطرات باغهای میمی میگوید و ارزانی و کسب و کار. از معلمی و درسآموختن.
جواد صادقی میگوید: رعایت انصاف، حق مردم است. اگر کاسب به سود کم قانع باشد، اما کالای خوب به مشتری بدهد، مشتری برمیگردد. مشتری راضی، خودش یک سرمایه است، دعایش و رضایتش هم.
از انواع میوه و خوراکی گرفته تا ظروف و لوازم منزل و پوشاک در دوشنبه بازار محله مهرگان پیدا میشود، به همین دلیل هم هست که مردم برای تهیه مایحتاج خود دوشنبهها راهی این بازار میشوند.
حاجی عطری قدیمیترین کفشدوز خیابان شهیدمحسن کاشانی، در ۷۶ سالگی درفش و چکش و گَزَن در دست میگیرد و چرم به قالب میکشد تا کفشهای دستدوز تولید کند.
بولوار ۲۲ بهمن راسته ابزارفروشهای مشهد است. یعنی اگر بخواهید میخ، پیچ، انبردست، فرغون، سرند، اره، دریل یا ابزاری دیگر بخرید هیچ جای بهتری پیدا نمیکنید.
حاج محمدمهدی که در دوران سربازی فوتوفنهای آشپزی را فراگرفته بود، سال ۱۳۵۴ در آشپزخانه استانداری مشغول به کار شد و تا به حال توانسته برای یک میهمانی ۲ هزار نفری هم غذا بپزد.
حاج محمد نغندری از ۱۵ سالگی میوه فروشی کرده است، ازآنجاکه پدرش هم کشاورز و دامدار بوده، محصولات پدر را به شهر میآورد و روی گاری میفروشد.
مرتضی مرتضایی از کسبه خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ میگوید: سال ۵۸ وقتی به مشهد آمدم، فقط شش مغازه چادردوزی در این شهر بود که در پایینخیابان واقع شده بودند. من بودجهام نمیرسید آنجا مغازه راه بیندازم؛ به همین دلیل به این خیابان آمدم.
محمدتقی خاکی، معروف به حاجمحمد کلهپز میگوید: «کلهپاچه خور، پیتزاخور نمیشود.» او مشتری خارجی زیاد دارد که بیشتر آنها از کشورهای عربی هستند، گاهی میآیند و در طباخی او کلهپاچه میخورند.
کاشانی۸ در محله بالاخیابان یکی از مسیرهای پرتردد زیارتی است که کسبه این گذر، آداب مهماننوازی را رعایت میکنند. یکی از این افراد مجتبی ساده، مغازهدارقدیمی این معبر است که همسایهها او را معتمد محله میدانند.
ردیف نشستهاند در کوچه آیتالله شیرازی ۱۷، بهجتیک؛ روی دیوارک باغموزه و تکیهداده به نرده. اینجا پاتوق انگشترفروشهایی است که از شاه مقصود تا فیروز چینی هم دارند!
ابتدا در اطراف، زمینهای فراوانی وجود داشت که کسی از آنها استفاده نمیکرد و از آنجاییکه کارهای آهنفروشی همیشه با سروصدای فراوانی همراه است مغازه و کارگاه خود را در اینجا داير کردم.
امیر ایزدجو صاحب سوپرمارکتی در نبش خیابان آیتالله بهجت ۱۶ است، او سماوری ۲۰ لیتری را برای رفتگرهای شهرداری خریده است و آنها هر روز صبح اینجا میآیند و چای میخورند.
محسن نادی یزدی با توجه به علاقهاش به تخمه و آجیل وارد این کار میشود و از سال۱۳۷۱ اولین تخمه داغی استان خراسان را در محله ابوذر بنا میکند.