پدر شهید - صفحه 8

پیکر شهید احمد جهانی، پس از یازده سال بی‌خبری خانواده سال ۷۸ همراه با کاروان «حرم تا حرم» به مشهد بازگشت و به خانواده اش که حالا ساکن محله استتادیوسفی هستند، تحویل شد.
شهید محمدحسن به قول مادرش مثل جوان‌های امروزی نبود. اصلا بچه‌های آن سال‌ها انگار که ره صد‌ساله را یک‌شبه رفته باشند، در شانزده‌سالگی یک مرد چهل‌ساله کامل بودند.
سخت است که عکاس باشی و روزی مجبور شوی از جسم بی‌جان پاره‌تنت که شهید شده و برای همیشه چشم بر این دنیا بسته، عکس بیندازی و بعد بگذاری کنار همه عکس‌های دیگرش داخل آلبوم.
شهید غلامحسین رئوف‌مبینی قوانین خاصی در زندگی داشت. اهل کوه‌نوردی بود و با بزرگانی مانند عباس جعفری برای کوه‌نوردی همراهی می‌کرد. جمعه‌هایش برای صله ارحام بود. بیشتر روز‌ها را روزه بود.
پدر شهیدان علی‌اکبر، حمیدرضا و حسین دهنوی به فرزندان شهیدش پیوست. او تا آخرین نفس‌های نودوهفت‌سالگی‌اش از اصول و آرمان‌هایش دست نکشید.
حاج رجبعلی دهنوی می‌گوید: مادرش برای آنکه حمید را پایبند خانه کند، به او گفت: دختری را برایت انتخاب کرده‌ام؛ بیا امشب برویم خواستگاری. حمید گفت: من با جبهه ازدواج کرده‌ام.
محمد‌حسن و محمد‌حسین شعبانی‌فر با فاصله یک سال از هم به شهادت رسیده‌اند. البته این دو برادر تنها شهدا این خانواده نیستند و محمد افتخاری، داماد خانواده هم شهید شده است.