همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعلبندیاش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را میآورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوانترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
چندسالی میشود که در کوچهای در محله مقدم، پیرمردی روشندل مینشیند و کفش مردم را واکس میزند. بسیاری از ساکنان آن حوالی، «حسن نظری» را بهعنوان پیرمرد باخدای محله میشناسند.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی میگوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و میگوید از این دندانم عکس بگیر!
نرگس اصغری، بانوی جوانی که در نیمه دهه ۲۰ زندگی خود بهسر میبرد، توانسته کارگاهی علم کند و چند نفر همسنوسال خود را گرد آورد و بخشی از چرخه تولید این کشور را به دست گیرد.
ابوالقاسم عربزاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.
خانمهای محله سرافرازان تولیدات خانگیشان را برای فروش به این مسجد محل میآورند. مسئولان غرفهها هم زنان سرپرست خانوار هستند و هم خانمهایی که میخواهند به اقتصاد خانوادهشان کمک کنند.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامههای مختلف شده است. میگوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابطعمومی من تعریف میکردند.