جواد جاهدی میگوید: ما در کارگاه خود فقط انگشتر حرز جواد مردانه در اندازههای کوچک، متوسط و بزرگ تولید میکنیم که دعای آن را هم از بازار به قیمت ۱۰ تا ۲۰ تومان میخریم.
حاجاکبر نعیمیپور تعریف میکند: وقتی کفش ملی سال ۱۳۴۵ آمد، در کمتر از دوسال بیشتر کارگاهها تعطیل شدند. کفش ملی دهبیست شعبه اطراف حرم زد. مجبور شدم دور کفاشی را خط بکشم.
در آن زمان جایی بوده است که مشعلهای حرم را در آن جمع و نگهداری میکردهاند. به این فضا مشعلخانه میگفتند و افرادی باعنوان مشعلدار و مشعلچی زیرنظر مشعلدار باشی و مهترمشعلدار کار میکردند.
پیرمرد نوغانی که اعتقادی به داشتن سواد بین کاسبان ندارد، اضافه میکند: قدیم در کلاسها به شاگردان درس اخلاق، ادب و فرهنگ میدادند، اما امروزه همه چیز شده ریاضی، شیمی، فیزیک و... که به هیچ دردی نمیخورد!
رضا غلامیان میگوید: سن استعمال دخانیات متأسفانه کمتر شده و به دانشآموزان مدارس ابتدایی رسیده است. خبر بد دیگر اینکه در سالهای اخیر بین بانوان هم رواج بیشتری یافته است.
یزدانپناه استاد قلاویزکاری است که ۱۴ سال با پیچ و مهرهها و وسایل دورریز، انواعواقسام وسایل از لوازم خانه تا قطعات خودرو و دوچرخه و هر چیزی که فکرش را بکنید، با علاقه تعمیر میکند.
محمدرضا آخوندقرقی خاطرات زیادی از دل زمین دارد. او سالهای زیادی از عمرش را در دل زمین بوده و از ۸ سالگی که کشاورزی را آغاز کرده با زمین دوست شده است.