مشکل بیآبی در خرداد سال ۱۳۲۸، صدای یکی از خبرنگاران را درمیآورد و خطاب به نصیرزاده که یکی از سرمایهداران مشهد است، مینویسد «با اینکه در فروردین و اردیبهشت با باران فراوانی روبهرو بودیم، ولی مشهدآب ندارد».
پهلوان تختی یک الگو شد و بعد از ایشان خیلی از ورزشکاران با تأثیر از ایشان مدالهای خود را اهدا کردند. بهدنبال این موضوع، بخش مدالها اختصاصی شد.
بیبیشمسالملوک، از زنان قاجار و درواقع نوه شاه ایران بود، خرید کارخانه چراغبرق با هدف روشنایی حرم مطهر برای دو مرتبه و همچنین خرید بادبزنهای برقی برای آستانه، ازجمله کارهای اوست.
یشتر این اشیای نفیس به آثاری اختصاص دارد که شخصیتهای برجسته و هنرمندان داخلی و خارجی، سران کشورها و ارادتمندان رهبر معظم انقلاب به ایشان هدیه دادهاند.
هما دلفکار قبل از آموختن الفبای فارسی با کلام وحی آشنا شده است. میگوید:همیشه سعی کردهام در کنار رشد و پیشرفت در زمینه قرآنی، از درس و پژوهشهای علمی مدرسه هم غافل نشوم.
برابر اسناد برجایمانده، میزان طلا و نقره اهدایی به حرم مطهر رضوی در گذشته آنچنان زیاد بوده که سبب ایجاد پیشه زرگری و زرگرخانه در آستانقدسرضوی شده است.
نخستینبار تشکیلات شربتخانه در دوره صفویه و ایام فرمانروایی شاهعباس اول راهاندازی و در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، برچیده و مسئولیتهای آن به دیگر بخشهای تشکیلاتی آستانقدس محول شد.
رواق «دارالشکر» به پاس زحمات مرحوم مهندس شکرالله خوشدست در امر بازسازی حرم مطهر امامرضا (ع) اینگونه نامیده شد.
کتیبههای طلایی که سال ۱۳۱۱ از نخستین ضریح چوبی حرم امامهشتم (ع) جدا شد، در گوشهای از تاریخ گم شده بود، تا اینکه ۱۳ سال بعد با پیگیری جراید، ختم به خیر شد.
مهدی سیدی مینویسد: «این روستا در حاشیه شمال شهر مشهد و جوار موقوفات آستانقدس واقع بود. چون صحرایی موقوفه نبوده، نامش در وقفنامهها نیامده و قدمتش نامعلوم است».
محمود خادمالخمسه میگوید: یکربع به غروب آفتاب بود و هنوز نماز ظهر را نخوانده بودیم و دنبال امام (ره) میدویدیم. بعد فهمیدیم امام (ره) رفتهاند به مدرسه علوی.
رضا صادقی میگوید: بسیاری از حسینیههای مشهد، دستخوش تغییر و معاصرسازی شدهاند. اما این تکیه با اینکه ۱۵۰ سال قدمت دارد، ساختار اصلیاش حفظ شده است که آن را بسیار خاص میکند.
اینجا درکنار نماز و دعا و نیایش، مباحثه داشتیم، مسابقه اجرا شد، تفریح و سرگرمی و بازی هم برقرار بود. این برنامهها، اعتکاف معنوی پرخاطرهای را برای ما رقم زد، به ویژه که همه بچههای سمپادی و نخبه بودند.
خادم تکیه که از خاندان اقوامشکوهی است، میگوید: «این ساختمان اصلا در نداشت و دورتادور غرفهها به یکدیگر راه داشت که مردم مینشستند پشت در حسینیه حصیر و پلاس میانداختیم تا روضهخوانی را بشنوند».
از ۲۱ هزارو ۶۰۰ مترمربع فرش دستبافت که در رواقهای حرممطهر پهن شدهاند، رواق امامخمینی (ره) با ۴ هزارو ۷۳۳ مترمربع فرش دستبافت، بیشترین مساحت فرششده را در میان رواقها به خود اختصاص داده است.
در مزرعه سمزقند، کارگاههای دباغی، رونق فراوان داشت که بیشترشان موقوفه آستانقدس بود و بهاجاره دراختیار صاحبان این شغل قرار میگرفت.
ماجرا از این قرار است که مشهد تا اوایل دوره پهلوی اول، موزه ندارد، اما از قرنها پیش، در آستانقدسرضوی مکانی به نام «خزانه» وجود داشته که محل نگهداری اشیای اهدایی و نذور گرانبها بوده است.
بعد از سالها و با مرمت کارشناسان آستان قدس رضوی، درِ بنای دوره تیموری به روی عموم مردم باز میشود.
دکتر سیدصابر مرجائی میگوید: اینجا مانند بخش پاتولوژی است که دلیل مریضی افراد را تشخیص میدهند و تلاش میکنند مریضی کتاب را درمان کنند.
گزارشی تاریخی و مستند درباره پیشینه ۱۰۸ ساله یکی از محلات محروم مشهد که برای اولینبار اطلاعاتش منتشر میشود.