وارد رواق کودک در حرم امام رضا(ع)که میشوی، جز چند خادمیار و راهبر، همه کودک هستند؛ از ۵ تا ۹ سال؛ بچههایی که منتظرند ببینند حرم امام مهربانیها چه جایگاهی برای آنان درنظر گرفته است.
استاد شاکری در سال ۴۶ به ریاست کتابخانه فرهنگ و هنر مشهد برگزیده شد. در طول سالهای حضورش در این کتابخانه، تحولات بزرگی در این کتابخانه ایجاد کرد. او تاریخچه این کتابخانه را در کتاب «تاریخچه کتابخانه عمومی فرهنگ و هنر مشهد در پنجاه سال» به رشته تحریر در آورده است.
شمع در مشهد یکی از ملزومات روشنایی حرم مطهر رضوی بوده است. چنانکه شمعریزی یا شمعسازی یکی از صنایعدستی قدیمی این شهر است.
در تمام دوره خدمتش در دارالشفای حضرت، صبحهای زود قبل از رفتن برای طبابت، اول خدمت آقا میرسید و عرض ادب میکرد. ظهر هم که کارش تمام میشد به حرم میرفت، سلام و عرض ادبی تقدیم میکرد. در یکی از زیارتها وقتی پیش روی حضرت ایستاده بود، متوجه نگاههای ممتد زائری شد که هر از گاهی سرش را بالا آورده و نگاهی از سر کنجکاوی به او میانداخت. خواندن زیارتنامه که تمام شد آن زائر با شک و تردید به سمتش آمد. تهرانیبودن را از لهجهاش متوجه شد: «یک سؤال دارم. شما همان آقای دکتری نیستید که صبح من را ویزیت کردید؟» و او با لبخند گفت چرا من همانم.
برکت را هر کسی از زاویهای میبیند. من از این زاویه میبینم که خودم و خانوادهام دچار بیماری یا گرفتاری خاصی نشدهایم که پولم را صرف بیماری کنم. نکته بعدی اینکه خداوند در زندگی قناعتی به خانواده ما لطف کرده که با آبرومندی و بدون احتیاج به کسی زندگی کردهایم. توکلی معتقد است: هر کسی به زائر امام رضا(ع) خدمت میکند، وسیلهای در این مسیر معنوی است. در اصل مدیریت اینجا توسط خود حضرت(ع) انجام میشود. ما در کنار این عنایت رشد میکنیم و وسیلهای هستیم برای خدمت.
چه کسی فکر میکرد یک برگه بیارزش در داد و ستد روزانه بازار محلی، یک روزی سند تاریخی و هویتی برههای از زمان بشود؟ برگههایی که با دورریختنیها همراه نشدهاند و در صندوقچههای انباری باقی ماندهاند، این روزها سندی شدهاند و سر از اتاقهای ایزوله درآوردهاند و بار هویتی یک زمان بهخصوص را به دوش میکشند.
شمار این اسناد کم نیست و به بیش از 200 هزار رسیده است. به طور کلی در تعریف سند باید گفت سند تاریخ، هویت ملی، فرهنگی و اقتصادی یک شهر و کشور است و یکی از منابع تجدیدناپذیر برای تدوین تاریخ گذشته است.
بعد سه سال و نیم تمرین و آموزش، مرحوم امیرمظاهری که در جریان پیشرفت و تمریناتم بود، گفت پسرم دیگر کافیست دو سه روز دیگر که اول برج است، بیا برای کارهای اداری و استخدام در رادیو. اما چون مرحوم مادرم خودش به دخترهای محله در خانه قرآن یاد میداد و زن مؤمن و باخدایی بود گفت: مادر! من راضی نیستم تو به رادیو بروی و نان حرام سر سفره زن و بچهات بگذاری. همان یک جمله شیرم را حلالت نمیکنم کافی بود تا به حرمت حرف مادر، علیاکبر پا روی دل و خواستهاش گذاشته و از رفتن به رادیو صرفنظر کند.
باغ حمید بن قحطبه که اکنون حرم مطهر امام رضا(ع) در آن قرار دارد، در واقع یک ارگ حکومتی و محل اجتماع و اسکان حکما و خلفا در دوران مختلف بوده که قدمت آن به پیش از ایجاد مشهد می رسیده است. این کاخ در دل باغی در قریه سناباد و در واقع در یک میلی قراء نوغان توس بوده است.
از اوایل اردیبهشت سال1327 زمینه آمادهسازی مجسمه رضاشاه شروع شد. مجسمه رضاشاه روز یکشنبه دوم خرداد 1327 همراه با برگزاری مراسمی افتتاح شد. این مجسمه در بالاخیابان و محل تقاطع شش خیابان نصب شد. برای افتتاح مجسمه، اطراف میدان شاه و وسط میدان و ساختمان شهرداری با 3هزار و450 لامپ تزیین شده بود. با افتتاح میدان مجسمه یا همان میدان شاه مشهد، این میدان یکی از مکانهای تجمع سیاسیون و تشکلهای فعال در شهر مشهد شد. وقایع این میدان نشاندهنده اهمیت آن در تحوالات معاصر است.
بهترین گواه تاریخی برای نشاندادن همین زنان فعال، شاغلان زن در حرم مطهر بوده و هست که تاریخ شکلگیری آن به قبل از فوت حضرترضا (ع) (۲۰۲ ق) برمیگردد. در این گزارش با همراهی و تلاشهای سازمان کتابخانه ها، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی به کوشش الهه محبوب و زهرا طلایی سری به همین گذشته و تاریخ (دوره صفویه، افشار، قاجار و پهلوی اول) در حرممطهر زدهایم تا از دل تاریخ موضوعاتی را بیرون بیاوریم که برگرفته از طرح پژوهشی گزیده اسناد زنان شاغل در آستان قدس است که نشان از فعالیت زنها خارج از خانه بهعنوان شاغل در چند قرن پیش دارد
یکی از مهمترین موضوعاتی که در زمان اسدی اجرای آن به دستور پهلوی اول نهتنها در مشهد و خراسان بلکه در کل کشور آغاز شده، اما کامل نشده بود، جاگذاری دوش در حمامها بهجای خزینه بود. پاکروان در نخستین قدم کار را از حمامهای معروف شهر همچون حمام شاه که جزو موقوفات آستانقدس محسوب میشد، آغازکرد. در گزارش پیشرو نگاهی داریم به دوشدار شدن حمامهای خزینه که اجرای آن در دوره پاکروان از دی سال1314 آغاز شد.
سیدغلامرضا رضوی دوران مدرسه را به پایان میرساند و بعد وارد حوزه میشود. حوزهای در شهر بمبئی به نام نورالهدی. آنجا نزدیک به ۴ سال درس میخواند. بعد در همان دوره مسابقهای درباره حفظ و ترتیل قرآن در یکی از فرهنگسراهای شهر در ماه رمضان برگزار میشود. غلامرضا در این مسابقه شرکت میکند و به رتبه بالا دست پیدا میکند. هدیه این مسابقه سفر به شهرهای زیارتی ایران است که او همراه با ۴۸ نفر دیگر عازم ایران میشود. چند روز در تهران میمانند، دو روز در قم و یک روز و نیم هم در مشهد. همین سفر زیارتی به شهرهای مذهبی ایران مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و باعث میشود دوری از وطن را به جان بخرد و برای سالها به همراه همسر و سه فرزندش در محله محمدآباد ماندگار شود.
هرچند بازار رضا هنگام افتتاح نتوانست نظر بازاری ها را جلب کند، بعد از چهار دهه، جای خود را در میان زائران و مجاوران باز کرده، با این حال هنوز حاشیه دست از سر بازار رضا برنداشته است. عبدالعظیم ولیان، استاندار خراسان و نایب التولیه وقت آستان قدس رضوی، مهندس داریوش بوربور، طراح و مجری بازار رضا، و مهندس رضا دیشیدی، ناظر فنی و نماینده آستان قدس، در ساخت این بنا نقش داشتند. در این گزارش، پس از سال ها پرونده این سازه را بررسی می کنیم تا ویژگیهای آن از لابه لای صحبت های طراحان و مجریان طرح مشخص شود.
کتابخانه ملاعباس تربتی سال 1361در فضای کوچکی از مسجدالرضا(ع) واقع در محله مهرمادر احداث شده است. با گذشت زمان مسئولان کتابخانه با استقبال دانشآموزان و دانشجویان روبهرو میشوند و فضای کتابخانه را توسعه میدهند به نحوی که اکنون کتابخانه در مساحتی حدود 600مترمربع در 2بخش بانوان و آقایان فعالیت میکند. کتابخانه ملا عباس تربتی (ره) حدود 50 هزار جلد کتاب، بیش از 1000 نسخه منبع دیداری و شنیداری و حدود 35 عنوان نشریه دارد. اعضای فعال این کتابخانه حدود 12هزار نفر است .
کتابخانه شیخ مجتبی قزوینی(ره) ابتدا با نام «شهید بیننده» کار خود را در مسجد انصار المهدی (عج) واقع در محله خیرآباد آغاز کرد. سال 1367 به درخواست هیئت امنای مسجد و نیز با اهتمام مسئولان آستان قدس رضوی، این کتابخانه زیر پوشش آستان قدس قرار گرفت و کتابخانه «شهید بیننده» به «انصار المهدی(عج)» تغییر نام داد.
به دلیل استقبال مراجعان از کتابخانه ساخت ساختمان جدید و مجهز ویژه آقایان و بانوان در دستور کار آستان قدس رضوی قرار گرفت و سال ۱۳۷۲ ساختمان کتابخانه افتتاح و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در زمان افتتاح نام این کتابخانه به نام عالم ربانی آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی(ره) از استادان حوزه علمیه مشهد تغییر نام یافت.
ریحانه سادات اردلان، چهارمین دختر استاد اردلان درباره زندگی شخصی پدرش میگوید: از خصایص مشخص پدرم، چهره گشاده و تواضع بیش از حدش بود، نظم و پاکیزگی فراوان، آراستگی ظاهری و باطنی او، سبب میشد تا همه اطرافیان نگاه ویژهای به او داشته باشند. به گفته دانشجویان پدر، کلاسهای درسیاش به نوعی کلاس زندگی محسوب میشد و در کنار آموزش مباحث مرتبط با درس، به فراگیری مسائل دینی و تربیتی هم تأکید داشت.
اینجا زندگی به رویتان لبخند میزند. یاد سیزده بهدرها میافتم. چنین جمعهایی را آخرین بار سیزده بهدر سالی دیده بودم که هنوز خبری از کرونا نبود ولی حالا فضای باز این زمینها انگار شهروندان را قانع کرده است که می توانند ساعتی بیدغدغه کرونا، کاغذبادهایشان را به باد بسپارند و لبخند به لب بیاورند. بیشتر جمعیت حاضر ماسک دارند و این زمینها آنقدر وسیع هستند که به آنها اجازه دهد فاصله اجتماعی را رعایت کنند. از کنار هر جمعی که رد میشوم صدای خندهشان را میشنوم. گل میگویند و گل میشنوند.
میدانستند که خودش و زندگیاش وقف امامحسین(ع) بود. خوشبزم بود و خوشمشرب. برای همین بعد از انقلاب که علمش افتاد سر زبانها، همه دوست داشتند شاهحسین بیاید توی هیئتشان. توی ایران علمش شهرت زیادی پیدا کرده بود. وقتی با لامپهای روشن دور طوق میآمد، زیر طاق ورودی صحن انقلاب، شکوه زیادی پیدا میکرد. اما بعد از انفجار حرم در ظهر عاشورای سال1373، این لحظه تا همیشه از جلو چشم شاهحسین و زائران محو شد. خیلی زود آمدن علمها به حرم ممنوع شد.
سیدخلیل حسینی عطار درباره محل سکونتش میگوید: خانه ما منزلی دو طبقه و قدیمی است که سیدجلال آشتیانی در یکی از آن طبقات و دکتر حسن لاهوتی در دیگر طبقه آن میزیستهاند و سالها در کنار یکدیگر همسایگی کردهاند. این خانه برای من یک خانه فرهنگی محسوب میشود که خاطرات آن هنوز در یادم جاری است. حس خوبی به همراه دارد و با این علم که این خانه متعلق به چه فرهیختگانی بوده است پا در این جا گذاشتم و به این سکونت افتخار میکنم.
بزرگان ادب ایران، نخستین دلیلِ شهرت انجمن فرخ را منش خود او و جذبه و گیرایی کلامش میدانند. دانشمندمردی که اگرچه به شاعری شهره است، اما جنبههای شخصیتی دیگری هم داشته که کمتر به آن پرداخته شده است. نقش او در برقکشی مشهد، تأسیس دانشکده ادبیات و احیای سبک خراسانی در شعر معاصر از آن جمله است. او همچنین نخستین استاد افتخاری دانشگاه فردوسی مشهد نیز بوده است.