خانهای به وسعت یک محله
هرچند این روزها زیاد میشنویم که همسایه از حال همسایه بیخبر است، این موضوع درباره برخی از همسایگان کوچه پاستور ۱۴ صدق نمیکند؛ آدمهایی که بهواسطه رفتوآمدشان به مسجد قائم (عج) یکدیگر را بهخوبی میشناسند و تلاش میکنند باتوجهبه ظرفیتهایشان برای محله مفید باشند.
بتول تقیزاده یکی از بانوان فعالی است که همه او را میشناسند. سالها فرمانده بسیج مسجد قائم (عج) بوده است و این روزها بهخاطر مشغلههای شخصی ترجیح داده فقط در فعالیتهای فرهنگی به هم محلهایهایش کمک کند.
باخبر از حال محله
۲۴ سال ساکن پاستور ۱۴ در محله کوی دکترا بوده است. در ابتدای سکونتش به این معبر بهخاطر سه فرزندش رفتوآمدش به مسجد قائم (عج) زیاد بود. او میخواست بچههایش از همان کودکی با این فضای معنوی انس بگیرند. آنها که بزرگتر شدند، خودش هم در فعالیتها و کارهای مسجد شرکت میکرد.
بتول تقیزاده که بیشتر نمازگزاران مسجد را میشناسد و از احوال همسایهها باخبر است، میگوید: با همه همسایهها در مسجد دوست شدیم و برای ساماندهی کارها حلقه شورای مسجد را راهاندازی کردیم و هرکس با توجهبه توانمندیهایش در محله کاری را انجام میداد. این دوستیها سبب شد همسایههای خودمان را هم بهتر بشناسیم و از ظرفیتهایشان برای محله استفاده کنیم. بهطور مثال خانواده بهزادیان در پاستور۱۴ زیرزمین خانهشان فضای بزرگی دارد که برای کارهای خیر از آنجا استفاده میکنیم.

گرهگشای مردم در برگزاری مراسم
وجیهه بهزادیان ۲۱ سال است در این معبر سکونت دارد. ساختمانشان شخصیساز است و از همان ابتدای ساخت تصمیم گرفتند فضای زیرزمین بزرگ و مناسب مراسم باشد.
او میگوید: همه ما میدانیم خانهها روزبهروز کوچکتر میشود و مردم اغلب برای برگزاری مراسم به مشکل میخورند. ما تصمیم گرفتیم این فضا را بهصورت سالن اجتماعات بسازیم تا گرهی از کار مردم و محله باز شود. برای همین این فضا را دراختیارشان قرار میدهیم. البته شرط برگزاری مراسم این است که موضوع برنامهها فرهنگی، آموزشی، روانشناسی و مراسم مذهبی باشد.
وجیهه خانم از همان ابتدای ساخت تصمیم گرفتند فضای زیرزمین را بزرگ و مناسب مراسم بسازند
او در کار خیر هم دستی دارد و توضیح میدهد: اگر کسی به من مراجعه کند، دست رد به سینهاش نمیزنم.
به گفته همسایهها مهمترین ویژگی وجیهه خانم علاوهبر کارهای خیرش جهاد تبیین اوست. او بیشتر مباحث روانشناسی روز دنیا را که با مباحث قرآنی مطابقت دارد، پیگیری میکند. خودش میگوید: علم روانشناسی نیاز روز جامعه ماست. آنچه را یاد گرفتهام، به همسایههایم در جلساتی که دور هم باشیم، توضیح میدهم.

دیدبان محله
نگار قناعتگر هشتسال است در پاستور ۱۴ ساکن شده است و تقیزاده از او به عنوان «دیدبان محله» یاد میکند و میگوید: با وجود سه فرزندی که دارد، هر کاری از دستش بربیاید انجام میدهد و در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی شرکت میکند.
قناعتگر میگوید: تلاش میکنم الگوی مناسبی برای فرزندانم باشم.
وقتی از او میپرسیم چرا نام دیدبان محله را بر شما گذاشتهاند، میخندد و میگوید: برای انجام هر فعالیتی باید همسایهها را بشناسیم. به طور مثال سالمندان محله، خانواده شهدا، نیازمندان و... این کار را من در حد توانم انجام میدهم.
نگار خانم ادامه میدهد: در مناسبتها برای دید و بازدید از همسایهها میرویم. بهطور مثال همیشه به خانمهایی که تازه زایمان کردهاند، سر میزنیم و لازمه کار این است که آنها را بشناسیم. احوالپرسی از سالمندان و اهدای جهیزیه به نوعروسان هم نیاز به شناسایی دارد. او در پایان گفتوگویش توضیح میدهد: بهتازگی یک خانواده نیازمند را شناسایی کردهایم که خانهشان نیاز به تعمیر دارد و قرار است با کمک همسایهها به آنها کمک کنیم.
* این گزارش شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۲ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ منتشر شده است.