همسایههای کوچه شهیدمؤمن۱۴بیشتر ترجیح میدهند کارها را جمعی پیش ببرند؛ از تصمیمهای کوچک روزمره گرفته تا فعالیتهای جدیتر اجتماعی. بخش زیادی از این همکاریها در مسجد جوادالائمه (ع) شکل میگیرد که بیشتر شبیه یک قرارگاه محلی است.
حنیفه قدیمی بهازای سی سال خدمت صادقانهاش در بسیج و بهاندازه سیصد جهیزیه و سیسمونی که تأمین آن را مدیریت کرده و بهازای جان جنینهایی که از خطر سقط، نجات داده است، خاطره برای گفتن دارد.
خانمهای بسیج ی حسینیه بهادرخان در فراخوان بستههای شب یلدا مبلغی جمع و برای پنج خانوار نیازمند بستههای شب چله تهیه کردند.حاجخانم سیدقطبی میگوید: برای تهیه و پروپیمانتر کردن بستههای معیشتی به بازارهایی میرویم که ارزانتر هستند.
دختران گروه «طوبی» در مسجد چهاردهمعصوم(ع) محله پورسینا از سالهای کودکی یکدیگر را میشناسند و حالا دوسالی میشود که با همراهی مربیشان پا به دنیای تئاتر گذاشتهاند و در جشنوارههای مختلف مقام میآورند.
برای دانشجویانی که با همه گرفتاریها در اردوهای جهادی شرکت میکنند، خدمت به مردم، جزو کارهای متفرقه نیست. هرطور که باشد برایش وقت باز میکنند، حتی اگر ناچار باشند از معدودفرصتی که برای استراحتشان دارند، صرف کنند.
جواد صفدری هم در انقلاب سیاهچالهای ساواک را تجربه کرد، هم در دوران جنگ تحمیلی راهی خط مقدم شد اما همیشه با یاد همسر و فرزندانش، زندگی را سپری میکرد و همسرش مریمخانم هم با صبوری و قامتی استوار، پناهگاه گرم خانواده بود.
حالا کمتر کسی هست که محبوبهسادات زاهدی را در محله اروند نشناسد. مهمترین فعالیتش راهاندازی دیوار مهربانی در اتاق کوچک طبقه بالای خانهاش است. او سالهاست واسطه خیران و ضعفا شده و هرماه این کالاها را به دست نیازمندان میرساند.






