خانمهای پایگاه بسیج امام هادی(ع) عزمشان را جزم کردند تا زوج جوانی را که مدتهاست میخواهند زیر یک سقف بروند و زندگی شیرینشان را شروع کنند، تا قبل از شب چله راهی خانه بخت کنند. بهترین قسمت این مشارکت مربوطبه مردم بود.
عارفه شاهدیفر درباره سفرش به راهیاننور میگوید: رفتن به فکه، شلمچه، هویزه، اروند و کارون، حسوحال معنوی خوبی به آدم میدهد؛ دیدگاهم را درباره زندگی تغییر داد.
نوجوانان پایگاه بسیج شهدای گمنام مسجد امامهادی (ع) در محله شهیدبهشتی با وجود اینکه تجربه کار یدی ندارند، روزهای پنجشنبه و جمعه که از درس و مدرسه فارغ هستند، برای بازسازی مسجد محلهشان دست به کار میشوند.
دو دختر سختکوش گلشهری از پشت نیمکتهای مدارس محله شهیدآوینی گلشهر با زحمت فراوان خودشان را به صندلیهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد رساندهاند.
«سفیران هدایت» یکی از فرصتهای زندگی کیخائی بود، درست همان سالی که در مقطع ارشد رشته نرمافزار قبول شد. دوراهی سختی بود و علیرضا طلبگی را انتخاب کرد و حالا پساز یازدهسال در نقطهای که دلش میخواسته ایستاده است.
در مسجد امام زینالعابدین(ع) هم رد پای خیران مشهود است که با خدای خود معامله کردند. دعای کمیل با پذیرایی ساده برگزار میشود و بعد از دعای ندبه هم با کمک خیَرها سفرهای پهن میشود.
کنیزرضا علیجانی تعریف میکند: دو دختر هشتساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت میکشند اسکناس ۵ هزارتومانیشان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»