اصغرآقا، صدای نیکوکاری است
حدود ۳ دهه است که با هنر خوانندگی و نوازندگی در محافل و مجالس مختلف ادبی و هنری درخشیده و دلهای مشتاق هنر را با آواز اصیل ایرانی مأنوس کرده است. دوستان اصغر احمدی بهخاطر شباهت ظاهری او به خسرو آواز ایران، مرحوم استاد محمدرضا شجریان، به او لقب «شجریان ثانی» دادهاند.
این تنها وجه مشترک او با استاد بزرگ آواز ایرانی که اتفاقا همشهری هم هستند، نیست؛ او هنر موسیقیاش را در خدمت به مردم به کار برده و به قول معروف، هیچگاه نگاه مادی به آن نداشته و دنبال شهرت نبوده است.
سالهاست که در جشنهای خیریه و مراسمی که با هدف کمک به نیازمندان برگزارشده شرکت کرده و رایگان آواز خوانده است. از نظر این خواننده مردمی، هنر واقعی هنری است که در خدمت مردم و رفع مشکلات آنها به کار گرفته شود. اصغر احمدی، خواننده آوازهای اصیل و سنتی ساکن محله چهاربرج، در این سالها بخشی از هنر و توانمندیاش را برای آموزش آوازخوانی به نسل جوان صرف کرده است.
«قبولی»، جلوی اسم اصغرآقا
قبلاز شروع مصاحبه و طرح این پرسش که «چطور شد خوانندگی را شروع کردید؟» اصغر احمدی بدون درنگ از خاطره دیدارش با استاد رضا شاکری میگوید که خودش پاسخی به بخشی از سؤالات ماست؛ «اواسط دهه۷۰ امور هنری اداره ارشاد استان خراسان دوره آموزش خوانندگی را برگزار کرد. شرط شرکت در این کلاسها تأیید استعداد خوانندگی توسط استاد رضا شاکری بود. امور هنری اداره ارشاد دور فلکه پارک قرار داشت. در ۲۷ سالگی به اصرار چند نفر از دوستان قرار شد در این کلاسهای خوانندگی شرکت کنم. هدف من بیشتر این بود که با یک خواننده حرفهای آشنا بشوم و او استعداد خوانندگی من را تأیید کند. ۱۲۰نفر از جوانهای هجده تا بیستساله آمده بودند. به همه یک آن میدادند. بعد از پرکردن فرم یکییکی به داخل اتاق میرفتند تا تست خوانندگی بدهند. در سالن انتظار از یکی که قبل ما رفته بود، پرسیدم سؤالات وگزینشها چطور است. او هم گفت «باید دو بیت شعر را بخوانی؛ همان جا استاد نتیجهاش را اعلام میکند.»
اصغرآقای جوان که با شنیدن این حرفها دلش حسابی خالی شده بود و قصد بازگشت به خانه را داشت، در آخرین لحظه، نزد استاد شاکری رفت. او میگوید: میخواستم از اتاق خارج شوم که استاد گزینش گفت «حالا یکی دوبیت بخوان تا صدایت را بشنویم.» هنوز بیت اولی تمام نشده بود که استاد جلو اسمم با خودکار قرمز، یک کلمه بزرگ «قبولی» نوشت.

از زمزمه گلپا تا شعر کومار سینگ
اصغر احمدی که به قول خودش کشاورززاده است، در روزهای گرم تابستان و حین کار در زمین کشاورزی، زمزمههای پدر را میشنید و آن را تنها تسکیندهنده سختی کارش عنوان میکند. او میگوید: پنجاهسال قبل، مثل امروز امکانات صوتی و موسیقی فراهم نبود. کشاورزان برای اینکه کمی از سختی کارشان کاسته شود، اشعاری را زمزمه میکردند. بیشتر این اشعار، محلی و فولکلور بود. مرحوم پدرم همیشه و حین کار، اشعاری را میخواند. از آن زمان، اولین جرقه علاقهام به خوانندگی زده شد و هرروز ترانههای اصیل و سنتی ایرانی را که توسط خوانندگانی، چون استاد ایرج و استاد گلپا خوانده میشد، گوش میکردم.
اصغر نوجوان در دوران مدرسه نیز اشعاری از حافظ، سعدی و مولانا را در جمعهای دوستانه و مدرسه میخواند، اما اولین اجرای خوانندگی او بهصورت اتفاقی و در سالهای بعد اتفاق افتاد. احمدی میگوید: از جوانی تاکنون تکنسین یک شرکت خدمات الکتریکی هستم.
سه دهه قبل، این شرکت برای نصب تجهیزات جدید کارخانه، دو مهندس هندی را استخدام کرده بود که کار با این دستگاهها را به من و همکارم یاد بدهند. یکماهی بود که من با یکی از این هندیها که اسمش راج بود، همراه بودم. یک روز که خیلی کارمان طول کشید، به این فکر افتادم که دو بیت شعر هندی را که در یکی از فیلمهای هندی شنیده بودم، برای راج بخوانم. شروع کردم به خواندن. یک لحظه راج با چشمان گشادشده از تعجب به من خیره شد و با زبان انگلیسی و فارسی قاتیپاتی گفت «فکر کردم این شعر را کومار سینگ، بازیگر هندی دارد میخواند.»!
سکوت سالن در اولین آوازخوانی
به گفته اصغر احمدی چند روز بعد از این ماجرا به افتخار راهاندازی خط جدید شرکت، جشنی برگزار میشود و در جریان این جشن است که او برای اولین بار هنر خوانندگی خود را عرضه میکند. اصغر احمدی با مرور خاطره جشن آن شب توضیح میدهد: مجری آن شب آقای محسن رفوگران بود. در جریان جشن، آقای رفوگران، ترتیب مسابقهای را داد. مسابقه اینطور بود که هرکس هنری داشت، انجام میداد. یک نفر تقلید صدا، نفر بعدی، طنزگویی و.... نوبت به من که رسید، راج بلند شد و با صدای بلند به زبان فارسی و انگلیسی گفت «خواننده؛ اصغر خوانندگی بلد هست.» آن شب برای اولینبار شعری را با آواز خواندم. بعداز چنددقیقه سکوت، سالن همایش ترکید و تشویقها تا چنددقیقه ادامه داشت. بعد از این ماجرا بود که بهصورت جدی دنبال خوانندگی رفتم و در دوره آموزشی خوانندگی استاد رضا شاکری شرکت کردم.
آواز ایرانی را برای دلم میخوانم
اصغر احمدی بعداز گذراندن چنددوره آموزش آوازخوانی سنتی و یادگیری سهتار، فعالیت خود را بهعنوان سرپرست و خواننده گروه موسیقی «سرآهنگ» آغاز کرد. جبر زندگی هیچوقت اجازه نداد او بهسمت انتشار آلبوم برود، اما تصمیم گرفت صدایش را همیشه و همهجا برای مخاطبان اطرافش جاری کند.
از مهمترین و بیشترین جاهایی که او بهعنوان خواننده حضور داشته، مجالس و جشنهایی بوده که برای کمک به افراد معلول و نیازمند برگزار شده است. اصغر احمدی که نیمی از عمر ششدههای خود را صرف آوازخوانی سنتی کرده است، میگوید: از همان ابتدا هیچگاه به خوانندگی به عنوان شغل یا منبع درآمد نگاه نکردم؛ چون همانطورکه گفتم، شغل داشتم و با همان حقوق زندگی خانوادگیام تأمین بود. خوانندگی را بیشتر برای دلم انجام میدادم و البته دوست داشتم که این هنر برای دیگران هم مفید باشد.
او بیشتر در جشنهایی که برای کمک به افراد معلول و نیازمند برگزار شده، حضور داشته است
بازگرداندن پاکت پول برای نیازمندان
سرپرست و خواننده گروه موسیقی «سرآهنگ» در اوایل دهه ۸۰ به دعوت یکی از دوستان در جشن خیریهای که برای کمک به خانوادههای نیازمند برگزار شده بود، شرکت کرد و آوازی خواند که خیلی مورداستقبال حاضران و خیران قرار گرفت.
احمدی با یادآوری خاطره آن روز میگوید: مجلس که تمام شد، شخصی که برگزارکننده این مجلس خیریه بود، بهسراغم آمد و بعد از کلی تشکر، پاکتی به دستم داد. با تعجب از او پرسیدم این چیست. گفت «دستمزد شماست؛ امروز بهخاطر حضور شما مجلس خوبی برگزار شد و این موضوع در افزایش کمک خیران تأثیر زیادی داشت. این هم دستمزد که نه، هدیهای هست که تقدیم شما میشود.» من از این حرکت کمی جا خوردم و پاکت پول را به همان فرد دادم و گفتم لطف کنید این پول را از طرف من صرف هزینه همین افراد نیازمند کنید.
بیش از ۵۰۰ اجرا برای کودکان و بزرگسالان
اصغر احمدی در طول بیش از سه دهه خوانندگی موسیقی سنتی، در مراسم گوناگون، کنسرتهای گروهی و اجراهای تکنوازی سهتار حضور پیدا کرده است. حضور در جشنهای خیریه مراکز دولتی نگهداری افراد نیازمند و معلول تحت نظارت سازمان بهزیستی از این دست است.
احمدی در توضیح بیشتر میگوید: بهخاطر شرایط شغلیام، اجراهای زنده موسیقی سنتی من به همین اطراف مشهد معطوف شده است و دنبال بیشاز این هم نبودهام. اگر بهدنبال معروفشدن بودم با صداهایی که الان میبینم چهره شدهاند، من شرایط خیلی متفاوتی داشتم؛ اما من صدا را برای چهرهشدن نخواستم و اینکه بیشاز پانصداجرا برای نیازمندان، کودکان، معلولان و سالمندان داشتهام، برایم کافی است.
احمدی با ذکر خاطرهای از خوانندگی در حضور بچههای معلول مرکز نگهداری فتحالمبین میگوید: این بچهها با داشتن معلولیت جسمی و ذهنی، خوانندگی و موسیقی زیبا را درک میکنند. در یکی از این اجراها که با همراهی خود بچهها صورت گرفت، با شور و حال من را تشویق کردند و حتی آنهایی که هیچ حرکتی نداشتند، با یک لبخند احساس شادی و خوشحالی خود را نشان میدادند.

معنی واقعی هنر و هنرمند
اصغر احمدی در این سالها با عشق خوانده و با محبت آموخته است. او صدایش را همیشه برای کودکان و محرومان جامعه خرج کرده و در مقاطعی هم مشغول آموزش آوازخوانی سنتی شده است.
علی سلطانی، مسئول خانه گفتوگوی مونس که زیر نظر انجمن توسعه سلامت مهر پارس فعالیت دارد، ضمن تشکر از حضور و همکاری صمیمانه اصغر احمدی در مراسم برگزارشده در این مؤسسه میگوید: استاد احمدی انسانی فرهیخته و باسواد و در همراهی و همکاری با مؤسسه ما همهجوره همراه و همدل است. اجرا در مراسم بزرگداشت و قدردانی از خیران مؤسسه و دکترهای متخصصی که در درمان رایگان بیماران تحت پوشش مؤسسه فعال هستند، ازجمله این فعالیتهای خیر و خداپسندانه است. باتوجهبه علاقه ایشان در خدمت به افراد نیازمند و حمایت از کارهای خیرخواهانه، مطمئن هستم که همراهی استاد احمدی با مؤسسه ما تأثیر مثبت بیشتری به همراه خواهد داشت.
او ادامه میدهد: آقای احمدی هنر را با صدایش معنی میکند و هنرمند را با مرامش و این موضوع در جهان امروز ارزشمند است.
زمان رفتن روی سن خیلیها من را با استاد شجریان اشتباه گرفتند، بعضی دوستان به من لقب «شجریان ثانی» را دادند
شما مشهدی نیستی؛ تربتجامی هستی!
آوازخوان چهاربرجی بهدلیل علاقهاش به ادبیات و شعر فارسی سالهاست که در محافل ادبی و شبهای شعر مشهد حضور فعالی دارد. انجمن ادبی فارسی، انجمن ادبی خیرآبادی، انجمن فرهنگی مونس از آن جمله هستند. احمدی در عرصه خوانندگی موسیقی مقامی و محلی خراسان نیز توانایی خوبی دارد. او میگوید: من همراه با گروه استاد حمید شکفته، خواننده موسیقی مقامی کرمانجی شمال خراسان، نیز اجراهایی داشتهام. از گروههای موسیقی جنوب خراسان نیز با گروه موسیقی استاد پورعطایی همکاری دارم.
احمدی با ذکر خاطرهای میگوید: زمانی که قرار شد با گروه موسیقی استاد پورعطایی بخوانم، آقای پورعطایی گفتند «خواننده مقامی تربت جامی باید خودش بومی تربت جام باشد و یک مشهدی نمیتواند خوانندگی کند.» چند بیت شعر را با حالوهوای محلی خواندم و هیچیک از افراد حاضر در آن جمع متوجه این نشدند که لهجهام تفاوت دارد. حتی یکی از حاضران گفت: شما مشهدی نیستی و تربتجامی هستی.
شجریان ثانی در نگاه دوستان
اصغر احمدی درمیان خوانندگان همروزگار ما ارادت و علاقه خاصی به مرحوم استاد محمدرضا شجریان دارد. بخشی از این علاقه بهدلیل مشهدیبودن و همشهریبودن با استاد است. البته شباهت ظاهری با خسرو آواز ایران در شکلگیری این علاقه بیتأثیر نبوده است. احمدی با بیان خاطرهای دراینباره میگوید: چندسال قبل که برای اجرای خوانندگی در یکی از سمینارهای هنری حاضر شده بودم، زمان رفتن روی سن خیلیها من را با استاد شجریان اشتباه گرفته بودند و تشویق شدم. این اتفاق چند مرتبه دیگر نیز در زمان اجرا اتفاق افتاد و بعضی دوستان به من لقب «شجریان ثانی» را دادند.
اصغر احمدی به دلیل همین علاقه و ارادت به استاد با شنیدن خبر فوت او بهشدت دگرگون شد و شعری در وصف حال این استاد بزرگ آواز ایران سرود و در روز تشییع پیکر او در آرامگاه فردوسی، آواز خواند. احمدی میگوید: با همان اندک ذوق و آشنایی که هنگام حضور در محافل ادبی با شعر فارسی پیدا کرده بودم، شعری را در وصف استاد شجریان نوشم و در روز تشییع پیکر ایشان در آرامگاه فردوسی برای انبوه حاضران در مراسم اجرا کردم. همه خوانندههای آن روز اشعاری را که خود استاد خوانده بود، مثل مرغ سحر را اجرا کردند و این شعر تنها شعری بود که در وصف خود استاد خوانده شد.
الاای بلبل مست غزلخوان خراسانی صدای ناب تو مرهم بود بر روح انسانی مولانا، فردوسی، حافظ، نگین شعر این خاکاند در این وادی تو هستی خسرو آواز ایرانی در پایان این گفتوگو، استاداحمدی که جز به آواز سنتی ایرانی نخوانده است، با ابراز تأسف از اقبال نوجوانان و جوانان به خوانندگان و اشعار بیکیفیت و موسیقیهای غربی که توسط خوانندگان کمسواد خوانده میشود، میگوید: اشعار اصیل ایرانی را نمیتوان با موسیقی مبتذل اجرا کرد و خواند؛ چون این زبان فاخر در طول قرنها با موسیقی فاخر صیقل خورده و کامل شده است.
احمدی در حال حاضر بهدنبال جمعآوری و تدوین کتابی در حوزه موسیقی و شعر اصیل ایرانی است. او در این کتاب هماهنگی موسیقی با روح ایرانی و زبان فارسی را نشان خواهد داد.
* این گزارش پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ منتشر شده است.