ابراهیم طهرانی پور میگوید: اوایل دهه ۹۰ وقتی نام تنبور را در مشهد میبردیم، خیلیها اصلا این ساز را نمیشناختند؛ اما امروز به لطف آموزش و استمرار، این ساز جایگاه خود را در مشهد یافته است.
سال ۱۳۸۴ سانحه تصادفی برایم رخ داد و مدت دو سال را در بیمارستان امدادی گذراندم. روزهایی که بین مرگ و زندگی دست و پا میزدم، همان سالها اولین شعرم را سرودم و بعدها با جدیت بیشتری شاعری را دنبال کردم.
عثمان محمدپرست با تاکید بر اینکه هرگز استادی نداشته، عنوان میکند: به رادیو و بعدها به تلویزیون توجه میکردم و هرکس هر موسیقیای که میزد یا با صدای خوش میخواند، من در هوا میگرفتم! همینطور بدون استاد میآموختم و کمکم بهتر شدم.
نوشآفرین ناگهانی که این روزها پیگیر موسیقی مقامی جنوب خراسان است، مسیر آینده شغلیاش را انتخاب کرده و دوست دارد با ورود به دانشگاه موسیقی، پاسدار موسیقی اصیل ایرانی باشد و موفقیتهای خود را تداوم بخشد.
علی طاهری، نوجوان بود که ساخت ساز را شروع کرد و با آزمونوخطا، فوتوفن کار را یاد گرفت و بهتدریج خودش را میان سازندگان سنتور جا انداخت. میگوید: برادرم یک وسیله ذوزنقهای شکل خیلی کوچک برایم آورد و گفت این سنتور است.
مبین قهرمانی، آهنگ ساز تئاتر مشهد، موسیقی را یکی از ارکان اصلی نمایش میداند و معتقد است موسیقی تئاتر باید هم زمان با شکل گیری نمایش، از دل متن و میزانسن متولد شود.
اصغر احمدی آوازخوان و نوازنده سهتار محله چهاربرج، حدود ۳ دهه است، صدایش را وقف حضور در برنامههای خیریه کرده است.
ناهید کاتب معلم خلاق مشهدی به واسطه آشناییهایی که با رشتههای داستاننویسی، فن بیان و مجریگری، پادکست، تئاتر، شطرنج، موسیقی، نقاشی، عکاسی و... دارد، دانشآموزانش را برحسب استعداد به سمت این رشتهها سوق میدهد.
علاقه صمد برقی، آهنگ ساز اهل مشهد به جغرافیای خراسان و موسیقی آن سبب شده دست به تلاشی بزند برای تلفیق موسیقی به خصوص شرق و جنوب این خطه با موسیقی دستگاهی ایران. او باور دارد موسیقی نواحی ایران بسیار غنیتر از موسیقی دستگاهی ماست.
آتنا شریفی که چند مقام کشوری دارد، میگوید: مادربزرگ مادریام بعد بازنشستگی تصمیم گرفت نواختن ساز دوتار را یاد بگیرد. شاید یکی از دلایل اصلی جذب من به سمت آموزش موسیقی، حس آرامشی بود که از شنیدن نوای دوتار ایشان به من دست میداد.
منصور نریمان با بسیاری از بزرگترین موسیقی دانان و خوانندگان هم عصر خود از جمله محمدرضا شجریان همکاری داشت. او چند ماه پیش از مرگش در مصاحبهای گفته بود: «خوش حالم در آستانه هشتاد سالگی مدیون موسیقی و مردمی که علاقهمند به هنر هستند، نیستم.»
هاشم حسرتی، از نوازندگان سرنا بر این باور است که شاید ۱۰ سال دیگر این ساز در منطقه نوازندهای نداشته باشد. ویژگیهای صوتی و موسیقایی سرنا، مانند صدای بلند و کوک ناپذیربودن، باعث شده این ساز نتواند سازهای دیگر یا خوانندگان را همراهی کند.
ستایش رازنهان، دختری که آرامآرام مسیر خودش را در موسیقی پیدا کرده است؛ مسیری که از جمعهای خانوادگی و تماشای دستان هنرمند پدربزرگ و پدر آغاز شد و حالا به کسب مقامهای استانی و کشوری در تار و دوتارنوازی رسیده است.
خاندان عسگریان از خاندانهایی است که موسیقی محلی حکم میراث خانوادگیشان را دارد. محسن عسگریان میگوید او دهمین نسل و پسرش یازدهمین نسل این خاندان هستند که دوتار از دستشان نیفتاده است.
حسینعلی مردان شاهی، مؤسس گروه «فردای جام» ۳۰ سال به نوازندگی دوتار مشغول بوده است. او و گروهش اجراهای زیادی در ایران و خارج از ایران داشتهاند اما به گفته خودش بیشترین اجراهایش را در مشهد داشته است.
محمود احمدیان، ساکن محله سمزقند، از ۱۳ سالگی وارد حرفه موسیقی شده است. او که در مراسم مذهبی مینوازد، کسب ۱۸ لوح تقدیر از سفارت کشورهای مختلف را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است.
همایون لعلی، سازی را حمل میکند که فقط ابزار موسیقی نیست، بخشی از زندگی و هویت اوست. او بازنشسته پلیس افغانستان است و حالا چهارسالی میشود که ساکن گلشهر مشهد است. صدایش نوای نغمههای محلی افغانستان را تداعی میکند.
سعید جلالیان حسینی از چهرههای شناخته شده موسیقی خراسان و از نوازندگان برجسته ساز سنتور است.فعالیت حرفهایاش در رادیو و تلویزیون با اجرای زنده و آهنگ سازی آغاز شد و آثار متعددی از ساختههایش از رسانه ملی پخش شده است.
رضا شریعتی موسیقی را از سال ۱۳۸۲ بهطور حرفهای با ساز ویولن و در کنار استاد صمد برقی شروع کرده، بعدش سراغ ساز کمانچه رفته و در محضر اساتیدی مثل روزبه اسدیان و اردشیر کامکار بوده است.
رامین میلانی نوازنده محله سجاد، از سال ۷۷ و در ۱۴ سالگی شروع به فراگیری موسیقی و ساز سنتور زیر نظر استادان بزرگ کرده است. او با دغدغه آشناسازی جوانان با موسیقی سنتی، به تدریس در این حرفه میپردازد.