معین مهذب از ۹ سالگی ویولن دست گرفته و تاکنون با آن زندگی کرده است. ۲۱ سال همراهی با این ساز زهی و تربیت دهها شاگرد و هنرجو او را به این رشته هنری بسیار علاقهمند کرده است.
وقتی نام پورعطایی یا گروه موسیقی بیدل به میان میآید ذهنها به سمت غلامعلی پورعطایی و نواهای ماندگار او میرود و این افتخار بزرگی برای بازماندگان پورعطایی است.
با چند سال بالا و پایین پانصدسالی میشود که ۹ نسل از خانواده بزرگ «جوانمردی» بر حفظ و ترویج موسیقی مقامی دست دارند. این خانواده موسیقی را ارثی میدانند که از جد بزرگشان «جوانمرد جوانمردی» در خونشان روان شده و اکنون به نوید جوانمردی رسیده است.
شمسی زمانیان دولتی، مادر کیوان ساکت، نوازنده مشهور مشهدی، جزو اولین زنهایی بود که لیسانسه شد و گواهینامه رانندگی گرفت.
علی طاهری، سنتورساز و سنتورنواز، مشهدی به دلیل تصادف دیگر نتوانست مثل قبل مضراب به دست بگیرد به همین دلیل دلتنگ شنیدن صدای سنتور میشود.
جواد احمدپور هنرمند محلۀ گاز سالهای زیادی از محضر استادان بزرگ موسیقی ایران و خراسان بهره برده و با شاعرانی، چون محمد قهرمان نشست و برخاست داشته است.
فائقه احتشام معلم خلاقی است که حتی جرقههای ذهنش را هم به خدمت کلاسهایش درمیآورد. خلاقیتهایی که بیشتر میخواهد بدون هزینه باشد.
به دو نام میشناسندش؛ یکی محمدحکیم موحد بلخی و دیگری مهدیحسین موحد بلخی، که دومی یک جورهایی نام هنری اوست واطرافیانش بیشتر او را به این اسم صدا میزنند.
فیروزه خراسانی هم کارشناسی ارشد ادبیاتفارسی دارد و هم موسیقیدان و عاشق شاهنامه است. او شاهنامهخوانی را با ریتم، موسیقی، بازی، نمایش، نقاشی و عروسکسازی به بچهها میآموزد.
غلامحسن حداد تا همان لحظات آخر در کارگاهش به روی همه هنردوستان باز بود و آرزو داشت کارگاهش همیشه محل آموزش و یادگیری علاقهمندان به هنر باشد.
آوازهایی را از سال۱۲۸۴ در لوحی فشرده، پیوست کتابم کردم. در این لوح، نخستین صدای ضبط شده آواز در تاریخ ایران مربوطبه شخصی به نام آقاغفار موجود است.
سید مسعود حسینینژاد میگوید: در سبزوار وقتی میخواهیم بگوییم که کسی ناراحت یا عصبانی است، در اصطلاح میگوییم که طرف «وِرغُصه» است.
خراطی، نسل به نسل در خانواده «کامل» چرخیده و این هنر از پدر به پسر و از پسر به نوه رسیده است.
هدی افسای جوان سیساله شهرک شهید بهشتی است که در بیستودوسالگی، پیانو مینواخته، با دیدن آگهی مربوط به تربیت مدرس قرآن در روزنامه، زندگی او دچار تغییرات شگرفی میشود.
علی اکبر بهاری، هنرمندی است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدرک درجهیک هنری دریافت کرده است.
علی اکبر بهار میگوید: قوشمه موسیقی سوزناکی است، صدایی شبیه روایت تاریخ که لابهلای آن هقهق گریه به گوش میرسد.
پشتِ خش خش جاروی برادران دستواره نوای دوتار و نی پنهان است. این پنج برادر شبها خیابانهای شهر را جارو میزنند و صبحها با هنر سر میکنند.
پژوهش علمی فیروزه مدیر خراسانی و سهراب خواجه نژاد زوج هنرمند محله هاشمیه، درباره «تاثیر فرهنگ عامه از طریق تئاتر بر کودک» آنان را به اسیتژ تئاتر کودک در آفریقای جنوبی برد.
عموماشاءا... پارسال در رشته فلوت چوبی بین آموزگاران سراسر کشور رتبه سوم را به دست آورده است. خیلی بیشتر از اینها میدانیم که او رابطه تنگاتنگی با بخش پرورشی مدرسه دارد و اجرای برنامههای مختلف را راهبری میکند؛ نمایش تعزیهخوانی و برنامههای ریز و درشت دیگری را هم. حتی میدانیم بخشی از وقت عموماشاءالله به اجراهای خیابانی همراه با گروه «مشهد مهربانی» صرف میشود.او خدمتگزار مدرسه شهیدمسعود اختری است. پیاش را میگیریم تا به خیابان شهیدابراهیمی16 میرسیم.
مبین چهاردهساله چند ماه است برای تحصیل در دبیرستان خواجهنصیر طوسی و آموختن تخصصی علم موسیقی به مشهد آمده است. ظاهر و رفتارش همچون دیگر دانشآموزان مدرسه است اما با همه نوجوانی، افکار و گفتارش همچون یک هنرمند باسابقه است. بزرگترین آرزویش توجه بیشتر مردم و مسئولان به موسیقی نواحی است و اینکه بتواند در موسیقی ایران حرفی برای گفتن داشته باشد، اما نگرانیهای بهحقی دارد: نگرانی از اینکه مردم کار او را دوست نداشته باشد نگرانی برای فراموش شدن سبک موسیقی نواحی که دهها سال پدربزرگش برای معرفی آن زحمت کشیده.