از سال۹۷ تاکنون صدای شیرینِ حدود پنجاه «بله» در سالن بزرگ خانه عصمتخانم اشرفی بلند شده است؛ خانهای که قصه زندگی بانوی آن از صدای یک چرخ خیاطی شروع شده و به سالها خیرخواهی رسیده است.
حنیفه قدیمی بهازای سی سال خدمت صادقانهاش در بسیج و بهاندازه سیصد جهیزیه و سیسمونی که تأمین آن را مدیریت کرده و بهازای جان جنینهایی که از خطر سقط، نجات داده است، خاطره برای گفتن دارد.
روحانگیز بیابانی بر اساس نذرش تصمیم به ساخت مجتمع خیریهای برای مردم نیازمند میگیرد و در سال ۱۳۶۰ زمینی را در انتهای خیابان اقباللاهوری برای تأسیس این خیریه خریداری کرده و شروع به احداث بنای آن میکند.
ثریا مهدوی میگوید: شنیدیم که این زوج قرار است به چند مجموعه خیریه مراجعه کنند؛ همراه بقیه خانمها دور هم جمع شدیم و با خودمان عهد کردیم که این مشکل را در همین محله حل کنیم.
فاطمه دلیجانی از سال ۷۲ جلسات قرآنی را در مناطق مختلف شهر برگزار میکند و در این جلسات، تفسیر، قرائت قرآن تا حد تجوید عالی و ترتیل را آموزش میدهد.
حسین حکمی منزل شخصی خود را به خیریه اختصاص میدهد تا اینکه هیئتامنای مسجدالمهدی(عج) اتاقی از مسجد را در اختیارش قرار میدهند؛ او نیز همان سال خیریهاش را با نام رحمت رضاشهر به ثبت میرساند.
خانم حلمی میگوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ماست. خانهبهخانه سر میزنیم و پساز شناسایی نیازها مثل تأمین دارو، جهیزیه ، سیسمونی و... با خیران ارتباط میگیریم و لوازم موردنیازشان را تهیه میکنیم.






