بازنشسته

وقتی روستای ما را آباد کردند، عاشق «جهاد سازندگی» شدم
حسن درودی در نوجوانی و پس‌از تماشای تلاش بی‌وقفه جهادگران برای آبادانی روستای زادگاهش، وارد جهاد سازندگی می‌شود و سال‌ها برای آبادانی دورافتاده‌ترین روستا‌های کشور تلاش می‌کند.
داستان راهزنی در بجنورد!
سلیمان براتی تعریف می‌کند: در این رفت‌و‌آمد‌ها بالاخره گرفتار رشیدخان و نوچه‌هایش شدم. هنوز هجده‌سال کامل نداشتم. به او گفتم «این ماشین مال من نیست و من هم مثل خودت گرسنه هستم؛ حتی ناهار نخورده‌ام.
کمک بهیار مهربان برای سلامتی بیماران نماز می‌خواند
زهرا کارکن‌فرخد می‌گوید: هیچ وقت درد مردم برایم عادی نشد. وقتی زنی زایمانش به تأخیر می‌افتاد، می‌رفتم دو رکعت نماز می‌خواندم و برایش پیش امام‌جواد (ع) دعا می‌کردم.
بانوی محله حجاب، کهنه‌یادگار اجدادش را ارج می‌نهد
فاطمه‌سلطان غفوریان، ساکن محله حجاب که بازنشسته فرهنگی است و هرآنچه حاصل هنرِ دستِ اجداد پدری و مادری‌اش بوده و به دست او افتاده است، همچون گوهری نگهداری می‌کند.
خانم بازنشسته، کلاس‌های مهارت زندگی را به خانه‌اش آورده است
رویا فنودی، فرهنگی بازنشسته و مدرس حوزه علمیه است که هر هفته در خانه‌اش کلاس‌های مهارت زندگی برگزار می‌کند.
دفاع ستاری از انقلاب با شعر، خط و قرآن
سید‌محمود ستاری، معلم بازنشسته آموزش‌وپرورش هنر خطاطی را از پدرش آموخته است، او هم‌زمان قاری قرآن است و شعر هم می گوید. او پس از انقلاب سال ها در جبهه حضور داشته است.
گلخانه‌داری در حیاط ۷۰ متری
آقای صبوری که در حیاط ۷۰ متری‌اش شصت نوع گل کاشته می‌گوید این فضا حاصل سال‌هایِ بازنشستگی است.