حسین ایروانی ۷۰ درصدی جانبازی دارد و ۸۸ ماه را در اسارت بعثیها گذرانده است. او میگوید: در اردوگاه خانم دکتری برای درمانم حاضر شد، اما همانجا وقتی جراحت سرم را دید گفت: «این میمیرد، نیاز به درمان ندارد.»
مردم درددلشان را هم پیش دکتر محمد علیاکبر محمدی میبردند و برای مشکلات خانوادگی مشورت میگرفتند. بین مردم بولوار توس، به مهربانی و خوش برخوردبودن شهره بود.
شهید مهدی منصوب بعد از قبولی مجدد در دانشگاه به او گفتم فکر درس باش و کمتر برو جبهه، سرش را زیر انداخت و هیچی نگفت. بعدها دیدم جواب من را در یکی از کتابهای اشعاری که از روی آن مداحی میکرد داده است.
شهید سید جلیل دلربایی در عملیات خیبر شهید شد، اما دوازدهسال بعد در عملیات تفحص، پلاک و چند تا از استخوانهایش پیدا شد و در معراج بود.
آقایی چشمرنگی به زبان انگلیسی گفت نه عکاسی کنید و نه فیلمبرداری؛ چون آمریکاییها دیشب اشعهای در هوا پخش کردهاند که شما هرچه فیلم و عکس بگیرید خراب میشود!
سرهنگ اسماعیل یزدینژاد از همرزمان شهید صیاد شیرازی، از رکوردداران جنگ بود؛ تمام هشت سال جنگ تحمیلی را در جبهه و خطوط مقدم حضور داشت.
دختر شهید غلامرضا جنگی میگوید:پدرم از اینکه اسم خیابان محل زندگیاش «آریاشهر» بود ناراحت بودند. برای همین یک روز صبح یک تین ۱۷ کیلویی را از هم باز میکنند و روی آن مینویسند آزادشهر.
۳۶ سال کم نیست برای انتظار؛ انتظاری که حتی با شنیدن صدای انداختن کلید به در تکرار میشود، انتظاری که گاهی در گلزار شهدای بهشترضا (ع) به پایان میرسد و کمی بعد دوباره آغاز میشود.
پدر شهید امجدی دوست داشت کاری کند که خانه پدریاش در جوار بارگاه حضرترضا (ع) آباد شود و همیشه زنده و پویا بماند.
نظم ارتش دوستداشتنی است و حقیقت این است که خیلی از جوانها تا به سربازی و خدمت در نظام نروند، قدر زندگیشان را نمیدانند.
علی نصیری، جانبازِ ورزشکار محله چهاربرج، اولین باشگاه کوهنوردی منطقه ۱۲ را راهاندازی کرده است. او با اینکه از ناحیه هر دو پا ترکش خورده، کوههای بسیاری را فتح کرده است.
وقتی به اردوگاه رفتم، ماه رمضان تمام شده بود، اما دیدم تعدادی از اسرای قدیمی در گرمای بیشتر از ۴۵ درجه هنوز روزه میگیرند.
اتفاقاتی رخ میدهد که عباس فرازی فقط ۱۰ سال نام «شهید» را یدک میکشد و بعد از این مدت، نامش از لیست شهدای بنیاد شهید خط میخورد.
همسرم حق داشت نگهداری از ۸ فرزند کم سن سال و تهیه مخارج و هزینه خورد و خوراک آنها کار بسیار سختی بود، اما من تصمیمم را گرفته بودم و چون دستور امام بود باید میرفتم.
سرهنگ قاسم کریمی، فرماندۀ گروهان عملیاتی و پیاده نظام گردان ۱۱۰ از تیپ سوم لشکر ۷۷ و سروان حسن اسماعیلزاده از شاهدان عینی عملیات آزادسازی خرمشهر هستند.
مسجد موسی بن جعفر (ع) در میان ساکنان و اهالی محله سرافرازان به «مسجد آزادگان و جانبازان» مشهور است.
قدمت کوچه رودکی۲۰ هفتادسال است. عرض بیستمتری این خیابان، آن را به یکی از معابر پرتردد محله بهشتی تبدیل کرده و گذرگاهی است برای دسترسی ساکنان محله به بزرگراه شهیدسردارسلیمانی.
حسین علی وظیفه شناس که در نوجوانی عازم جبهه شد میگوید: شروع عملیات خیبر پرده بیتجربگی را پاره کرده بود و همین شد که هرازگاهی ترس به سراغمان میآمد.
عمر شکلگیری قاسمآباد به ۴۰ سال پیش میرسد؛ وقتی که اولین خانههای مسکونی در نقطهای از قاسمآباد که سرتاسر بیابان بود، ساخته شد و نام شهرک لشکر بر آن گذاشته شد.
آقا و خانم علیزادهیزدی که با هم نسبت فامیلی دوری دارند، مراسم ازدواجشان را در بوستان نیلوفر آبی و بر سر مزار شهدای گمنام برگزار کردند.