آشپز - صفحه 5

دیگ‌های آش زهرا خانم ۲۵ سال است که هفتم هر ماه قمری، در محله کوشش برپا می‌شود. سایر بانوان همسایه و خانواده‌اش هم در پختن آش، او را همراهی می‌کنند.
آقای یاوری می‌گوید: در محله احمدآباد مشهد بیشتر بیرجندی‌ها و کاشی‌ها زندگی می‌کردند. بیرجندی‌ها زارع بودند و سبزی و خربزه می‌کاشتند، اما کاشی‌ها شغل دیگری جز زراعت داشتند.
صابر هم پرستار است، هم مددکار، هم کدبانوی خانه و هم پدر و سرپناه خانواده. داستان زندگی او، روایت مردی که با وجود ۶۵ سال سن، از دختر معلول و پسر شیزوفرنی و همسر ناتوانش، به‌تنهایی مراقبت می‌کند.
فتانه مرادی که امروز در هنر شیرینی‌پزی آن‌قدر مهارت دارد که شیرینی روز خواستگاری خودش را با بهترین کیفیت تهیه می‌کند، همانی است که تا چند سال پیش، حتی نیمرو را می‌سوزاند.
یک طناب خریدم و وارد صحن که شدم، دخیل بستم. هرکس می‌پرسید: «برای چه دخیل بستی؟» می‌گفتم: «سرطان دارم.» واقعا هم اعتیاد مانند سرطان است و شاید از آن وحشتناک‌تر.
شله؛ غذای سال‌های قحطی مشهد است و پختش قلق خاصی دارد که هر کس از پس آن برنمی‌آید. امیر دانشو شله‌پز ماهر مشهد یکی از افرادی است که فوت و فن پخت شله را می‌داند.
چند سال پیش دکتر مینو صدرزاده تصمیم می‌گیرد آش درست کند و با سود حاصل از فروش آن به زنان سرپرست خانوار کمک کند، کم‌کم تعداد دیگ‌های آش زیاد می‌شود و بدین گونه مؤسسه «کرانه حضور» شکل می‌گیرد.