شاعر - صفحه 6

اتفاق اصلی برای علی‌اصغر در سال‌۷۰ می‌افتد. او در این سال، امکان حضور در انجمن‌های شعری مشهد را پیدا می‌کند. بیشتر از همه به انجمن ادبی رضوی در حرم مطهر می‌رود.
محبوبه راد می‌گوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغه‌ها و تجربیات عاطفی من را شامل می‌شود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین زاهدی را «شاعر انقلاب» نامش داده‌اند، چرا که در کلاس چهارم دبستان اولین شعر وزن‌دارش را در وصف امام خمینی و به بهانه ورود ایشان سرود.
مهتاب رعنایی هنرمند برجسته‌ای است که از کودکی به هنر نقاشی علاقه دارد. او علاوه بر نقاشی بر روی بوم، نویسندگی، شاعری، فیلم‌سازی، مجسمه‌سازی، موسیقی، ویترای و پیکره‌تراشی را در کارنامه خود دارد.
دختر شهید ابراهیم ساعدی‌بیجار می‌گوید: خیلی دلم هوای بابا را کرده بود. بدون آنکه تصوری از شعر و شاعری داشته باشم، شروع کردم به چیدن کلمات و چه جالب که کنار هم می‌نشستند.
امیرمحمد فرزادی‌مهر می‌گوید: در اصل، موسیقی، من را به شعر رساند. وقتی در موسیقی با آواز اساتید آشنا شدم، طبع شعرم گل کرد. از قبل زمینه و استعدادش را داشتم، اما موسیقی باعث شد که با حس و حال بیشتری دنبال سرودن شعر باشم.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزش‌های رزمی دارد و به همین‌دلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی می‌کند. «عشوه‌های قرن هفتم» کتاب شعر او‌ست که در سال‌۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آن‌ها حس نزدیکی می‌کردم که انگار سال‌ها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمی‌ام می‌نویسم.»
امير برزگر شاعر اهل نوغان شکل کوچه‌های بچگی‌اش را این‌طور برای آدم ۶۰ سال بعد توضیح می‌دهد: درِ خانه‌ها و عرض کوچه‌ها تنگ و باریک ساخته می‌شد تا در صورت حمله مهاجمان سرعت عبور آن‌ها را کاهش دهد.
حامد رحمانی حسینی ابتدا شعر نو و قصیده و مدتی ترانه می‌سرود، اما اینک با غزل سرنوشت شعری خود را دنبال می‌کند. یکی از آرزو‌های بزرگ حامد این است که روزی در طرق «شب شعر»‌ راه بیندازد.
اهلِ قلمِ مشهد قدیم هنوز هم قهوه‌خانه «داش‌آقا» را به‌ خاطر دارند؛ کافه‌ای که شب‌های بلند تابستان و عصرهای سرد زمستان با یک فنجان قهوه و شنیدن چند بیت شعر از زبان رفیقی صمیمی پذیرایشان بود.
غلام‌عباس کدخدا، صاحب شصت‌وپنج‌ساله کارخانه تانکر و تریلر‌سازی است که علاوه بر اختراع دستگاهی که رقیب بهترین نمونه آلمانی‌اش است، باغبانی خوب است و دستی هم در شعر و شاعری دارد.
خوش‌نویسی داخل رواق صحن جمهوری اسلامی (به خط ثلث و کوفی) و کتیبه‌های «ربّنا» در حرم مطهر رضوی، سنگ یادبود مزار رودکی (تاجیکستان) هنر استاد انوشیروان فروغی است.
عباس ساعی شاعر است و معلم و سال‌ها در میان کتاب‌هایش و قصه‌های محله امام‌هادی (ع) زندگی کرده است. او قصه حبیب‌اللهی، ارباب خوش‌نام و رعیت‌نواز بحرآباد قدیم (محله امام‌هادی (ع) جدید) را خوب می‌داند.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهد‌قدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابان‌ها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدی‌های قدیمی» به نظم چیده است.
این هنرمند می‌گوید: سروده‌های محرمی هرسال عمق بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا هرسال این واقعه را عمیق‌تر درک می‌کنم و معنا تازه‌ای از آن دریافت می‌کنم. واقعه کربلا هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود.
عباس ساعی می‌گوید: زندگی توی روستا و طبیعت بکرش، بزرگ‌ترین موهبت شاعرشدنم بود و این همان دلیل مهمی است که باعث شد حتی بعد‌ها هم پس از سال‌ها زندگی توی شهر هرگز به آن عادت نکنم.
استاد علی باقرزاده در صنعت دستی داشته، وارد عرصه کشاورزی شده، چند سال رئیس اتاق بازرگانی بوده، شاعر است و چندین هزار بیت شعر گفته. واقف است و تاکنون چندین مدرسه و خوابگاه ساخته است.
محمدکاظم صبوری، متخلص به «صبوری»، متولد ۱۲۵۹ هجری قمری، فرزند حاج محمدباقر و پدر ملک الشعرا بهار است.
من خودم فکر می‌کنم از فشار آن یک هفته‌ای بود که شبانه روزی شروع کرده بود به نوشتن، تمام کرد و از دنیا رفت. نصف شب رفتم دیدم بدجوری خوابیده. بیدارش کردم. گفت: تو از خوابیدن من می‌ترسی؟! گفتم: نه.