آیدا پاکزاد میگوید: «از سوم دبستان کتابهای حافظ و مولانا را میخواندم، درحالیکه سایر دوستانم اینطور نبودند و خواندن این کتابها برایشان سخت بود.»
سوم مرداد ۱۳۹۲ ، غلامرضا شکوهی در محضر رهبر انقلاب، چند بیت از سروده هایش را خواند. وقتی شعرخوانی به پایان رسید، رهبر شهید به او گفتند: «شعرت طعم مشهد میداد». او از دل سنت شعر خراسان برخاسته بود.
مغازه قاسم احمدی، بیشتر از اینکه محل کسب باشد، محلی برای دیدار رفقا و همسایههای قدیمی است، حتی آنها که از این محل رفتهاند. این کاسب خوشنام، شعر و ورزش و کار را در هم تنیده و با راهاندازی کار زائر امام رضا(ع) و همسایههای قدیمی، روزگار میگذراند.
عبدالکریم سینی چی را با تخلص «سالک مشهدی» میشناسند. او از کتابی میگوید که برای هر ورقش هفتهها زمان صرف شده. این کتاب با عنوان «حافظ سالک» ماحصل هجده سال، روز و شب اوست. تقریبا به اندازه فاصله تولد یک کودک تا رسیدنش به جوانی.
دکتر محمدعلی راشد محصل هیچ گاه به طبابت در حصار چهاردیواری مطب و معاینات معمولی تن نداد. جهان حرفهای اش با واژگان، مستندسازی و انتقال تجربه گره خورده بود. او از نسل پیشگامانی بود که زیرساختهای پزشکی مدرن در ایران را آجر به آجر بالا برد.
سال ۱۳۸۴ سانحه تصادفی برایم رخ داد و مدت دو سال را در بیمارستان امدادی گذراندم. روزهایی که بین مرگ و زندگی دست و پا میزدم، همان سالها اولین شعرم را سرودم و بعدها با جدیت بیشتری شاعری را دنبال کردم.
تهمینه تابندهفر، دبیر ادبیات مدرسه توکلیزاده؛ دارنده مقام اول مسابقات مشاعره در ناحیه هفت آموزش و پرورش است و رابطه خوبی با دانش آموزان دارد.
شاید برخی تصور میکردند هدیه ارجمند در آینده فقط شاعر خواهد شد، اما زندگی مسیر دیگری پیش پایش گذاشت؛ مسیری که از شعر به نهجالبلاغه رسید و حالا تلاش میکند آموزههای این کتاب را به زبان زندگی امروز روایت کند و ثمرهاش چاپ کتاب «مثبت بینهایت» شده است.
احمد خوشنیت هنوز همان آدمی است که طاقت یکجانشستن ندارد. ورزش میکند، شعر مینویسد، کتاب چاپ میکند و برای آینده برنامه دارد؛ فقط اینبار آرامتر از گذشته حرف میزند. انگار در این چند سال با خودش و دنیا به صلح رسیده است.
ایرج افشار اسفند ۱۳۴۸ خورشیدی در سفری سهروزه به مشهد با نامداران علم و فرهنگ مشهد دیدار می کند و گزارش این سفر را با عنوان «هفت بند سفر مشهد» به چاپ می رساند؛ سفری که سرشار از دیدارهای علمی، فرهنگی و تاریخی است.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبههای سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را همزمان فراهم میکرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امامرضا(ع) است.
شاید خیلی از اهالی میدان پانزده خرداد (فلکه ضد) ندانند که سعید تقینیا، غزلسرای خوب مشهد، که دستی در خوشنویسی و نقاشی هم دارد و یک مجموعه داستان کوتاه و یک رمان هم برای چاپ آماده کرده مغازهداری در همسایگی آنهاست.
قاسم رفیعا میگوید: آن چیزی که شعر «بچه محله امام رضا (ع)» را زیبا کرد نه قوت و زیبایی شعر که بده بستانهای آن بین بود. حالی که آقا به شعر داد شعر را جان بخشید.این روزها حتی دلم نمیخواهد این شعر را بخوانم.
هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهلبیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقارهخانه حضرت مشغول خدمت بودهاند.
بیشاز دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سیدمحمدطاها اعتمادی، مداح دههنودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شبها در خیابان حضور مییابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کردهاند.
سیدمحمد مهدوی الحسینی از ۳۵ سالگی شعر گفته و بیشتر سرودههایش در قالب غزل است و حالا مجموعه اشعارش به حدود ۷ هزار بیت رسیده است. با این حال، هر بار که او را شاعر میخوانند، پاسخ یکسانی میدهد: «من شاعر نیستم؛ دلی ابیاتی میسرایم.»
زمانیکه محمود ذاکری در دهسالگی اولین شعرش را برای پدر خواند، تشویقهای پدر، او را بهسمت شاعری سوق داد. او با وجود نداشتن سواد دانشگاهی، تنها با اتکا به ذوق، قریحه و عشقی که به شاعری داشته، دیوانی چندهزاربیتی سروده و چاپ کرده است.
کتابهای زهرا سلحشور شاعر، نویسنده و سفیر کتاب محله خینعرب برگرفته از زندگیهای واقعی است. برای شناخت عمق قلم او، باید به سالها پیش بازگشت؛ به خانهای که در آن، زنی درسناخوانده، بزرگترین معلم ادبیات دخترش شد.
سر کوچه بازارچه سراب مغازهای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره میکند.
محمد معتمدی که سال 89 در مسابقههای تکواندو کشوری اول شد، در شعر و ادبیات نیز دستی دارد و حتی در این رشته نیز توانسته مقام سوم استانی را کسب کند.