کد خبر: ۱۵۷۸۰
۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۳
فهیمه جهان شکیب

کاآفرینی با هنر دوختن و ساختن

روایت فهیمه جهان‌شکیب، بانوی کارآفرین محله کوی امیرالمؤمنین (ع) از خیاطی به کارآفرینی و مدیریت کارگاه تولید پوشاک رسید.

گاهی یک انتخاب ناخواسته، سرآغاز مسیری می‌شود که نه‌تنها زندگی خود آدم، بلکه زندگی آدم‌های زیادی را تغییر می‌دهد. فهیمه جهان‌شکیب روزی به پیشنهاد مادرش راهی هنرستان خیاطی شد؛ رشته‌ای که در ابتدا علاقه‌ای به آن نداشت و حتی تا آستانه ترک تحصیل هم پیش رفت، اما یک جاسوزنی قلبی‌شکل که دوستش دوخته بود، نظرش را عوض کرد.

علاقه‌ای که با نخ و سوزن آغاز شد، سال‌ها بعد به راه‌اندازی کارگاه تولیدی و اشتغال صد‌ها نفر در روز‌های کرونا رسید؛ روز‌هایی که با کمک هنرجویان و بانوان خانه‌دار، هزاران دست لباس بیمارستانی دوختند. اما سهم جهان‌شکیب از این حرفه تنها تولید و کسب درآمد نبود؛ او پس از آن نیز با آموزش رایگان خیاطی، تهیه تجهیزات و فراهم‌کردن فرصت کار برای زنان نیازمند، تلاش کرد هنر خود را به فرصتی برای توانمندی دیگران تبدیل کند. حالا او که از یک مغازه کوچک پانزده متری به کارگاهی با نیرو‌های متعدد رسیده، رؤیای راه‌اندازی کارخانه پوشاک را در سر دارد.

او با آموزش رایگان خیاطی و فراهم‌کردن فرصت کار برای زنان نیازمند، تلاش کرد هنر خود را به فرصتی برای توانمندی دیگران تبدیل کند

 

خیاطی به پیشنهاد مادر

صدای چرخ‌های خیاطی از پشت در ورودی هم به گوش می‌رسد. یکی از خیاط‌ها در را باز و با لبخند ما را به کارگاه طبقه دوم راهنمایی می‌کند. در پاگرد پله‌ها، یک چرخ خیاطی دستی و اتوی زغالی قدیمی قرار دارد؛ یادگار‌هایی که مدیر مجموعه برای یادآوری گذشته این حرفه در‌کنار تجهیزات پیشرفته امروزی گذاشته است. این طبقه به اتاق مدیریت و بخش برش اختصاص دارد.

فهیمه‌خانم کنار میز برش ایستاده است؛ دو خیاط دیگر پارچه‌های رنگی چادری را روی هم می‌چینند. بیش از چهل‌لایه پارچه با گیره‌های بزرگ ثابت شده‌اند. فهیمه‌خانم قیچی صنعتی را روشن می‌کند و پس‌از گفتن بسم‌الله، برش پارچه‌ها را آغاز می‌کند. حرکت دست‌هایش دقیق و حساب‌شده است؛ مهارتی که حاصل سال‌ها کار با نخ و سوزن و قیچی است. او می‌گوید: ۴۲‌سال پیش در محله کوی امیرالمؤمنین (ع) به دنیا آمدم و همین‌جا بزرگ شدم. فکر نمی‌کردم روزی خیاط شوم و کارگاه تولیدی داشته باشم.

 

ادامه‌دادن هنر مادربزرگ

او در خانواده‌ای بزرگ شده که خیاطی در آن حرفه ناآشنایی نبوده است. مادربزرگ پدری‌اش، فاطمه‌سلطان، خیاط ماهری بوده و مادرش نیز دستی در این هنر داشته است. او چهارمین دختر خانواده است و در‌میان خواهرانش تنها کسی است که خیاطی را به حرفه اصلی خود تبدیل کرده است. ماجرای انتخاب او به پایان سال اول دبیرستان برمی‌گردد؛ فهیمه می‌گوید: زمان انتخاب رشته بود. هر روز یک شغل برای خودم تصور می‌کردم. یک روز می‌خواستم حسابدار شوم، روز دیگر آرایشگری را انتخاب می‌کردم و گاهی هم فکر می‌کردم مربی تربیت بدنی می‌شوم. همه رشته‌ها به ذهنم می‌رسید، جز خیاطی.

مادرش، اما پیشنهاد دیگری به او داد و معتقد بوده بهتر است فهیمه به‌جای انتخاب رشته‌های نظری، مهارتی یاد بگیرد. او ابتدا مقاومت می‌کرد و خیاطی را رشته‌ای برای دانش‌آموزان کم‌علاقه به درس می‌دانست؛ درحالی‌که خودش در درس‌هایی مانند ریاضی و فیزیک نمرات خوبی می‌گرفت. با وجود این، به اصرار مادر وارد هنرستان شد. ادامه می‌دهد: روز‌های اول خیاطی چندان برایم جذاب نبود و گاهی به‌جای کلاس‌های تخصصی خیاطی، سر از کلاس‌های دیگر درمی‌آوردم. سرانجام مسئولان هنرستان متوجه بی‌علاقگی‌ام شدند و از من خواستند در حیاط منتظر مادر بمانم تا پرونده تحصیلی‌ام را بگیرد و برای ثبت نام به مدرسه دیگری برویم.

 

فهیمه جهان شکیب

 

جاسوزنی قلبی شکل، جرقه‌ای در هنرستان

در همان زمان، یک بار دوستش رؤیا را در حیاط دید؛ وقتی رؤیا دلیل انتظارش را پرسید، متوجه شد فهیمه قصد دارد خیاطی را رها کند. او برای متقاعد‌کردن دوستش، جاسوزنی قلبی‌شکلی را نشانش داد. فهیمه جاسوزنی را در دست گرفت و با دیدن هنر دست رؤیا تصمیمش عوض شد. از آن لحظه به‌عنوان نقطه تغییر یاد می‌کند؛ «وقتی کار دوستم را دیدم و فهمیدم آن را در یک جلسه دوخته است، برایم جالب شد و تصمیم گرفتم خودم کار‌های جدیدی خلق کنم. مادرم که به مدرسه رسید، به او گفتم نظرم عوض شده و سر کلاس خیاطی می‌روم. مادرم چندبار گفت می‌توانی به خانه بیایی و خوب فکرهایت را بکنی ولی من روی حرفم ماندم و رشته‌ام را تغییر ندادم.»

فهیمه پس از پایان هنرستان، با جدیت درس خواند و در کنکور رشته طراحی دوخت در مقطع کاردانی، رتبه سوم مشهد و رتبه سیزدهم کشوری را به دست آورد. سپس در دانشگاه الزهرا (س) مشهد پذیرفته شد. برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی نیز مدتی منتظر ماند تا این رشته در مشهد ارائه شود.

 

افتتاح مغازه با حضور اساتید

بعداز پایان دوره کاردانی، نخستین سفارش جدی‌اش را از یک همسایه قدیمی گرفت. فهیمه خودش تعریف می‌کند: دامادی پسر همسایه‌مان بود. مادرش می‌خواست یک دست کت و شلوار و لباس شب برایش بدوزم؛ من هم قبول کردم. همان روز بعدازظهر مادر مغازه‌ای پانزده‌متری در امیر‌۱۸ پیدا و آن را اجاره کرد. یک چرخ سردوز، چرخ ژانومه، اتو، میز اتو، آینه قدی و موکتی که کف مغازه پهن شده بود، تمام امکانات آغاز کارم را تشکیل می‌داد.

فهیمه برای افتتاح مغازه‌اش استادان هنرستان و دانشگاهش را دعوت کرد و دلگرمی آنها انگیزه بیشتری به او داد. دو روز بعد، نخستین سفارشش را تحویل داد. با‌این‌حال، اعتماد مشتریان به خیاط جوانی که فقط ۲۴‌سال داشت، آسان نبود. بسیاری هنگام سپردن پارچه‌هایشان تردید می‌کردند. او می‌گوید: این موضوع را با خانم پورساسان، دبیر دوران هنرستانم، در میان گذاشتم و او پیشنهاد کرد مدارک تحصیلی و افتخاراتم را قاب کنم و به دیوار مغازه بزنم. این راهکار ساده باعث شد مشتریان با اطمینان بیشتری سفارش‌هایشان را به من بسپارند.

 

فهیمه جهان شکیب

 

آموزش دادن در‌کنار تولید

با هم سری به طبقه پایین می‌زنیم. اتاقی حدود چهل‌متری که چهار ردیف چرخ خیاطی را در خود جا داده است؛ از سردوز و راسته‌دوز گرفته تا دستگاه مخصوص دوخت دکمه. انتهای سالن سه اتوی بزرگ صنعتی روی میز‌های مخصوص قرار دارد و دو نفر از هنرجویان جوان‌تر مشغول اتو‌کردن لباس‌های دوخته‌شده هستند. ۹‌نفر هم پشت چرخ‌ها نشسته‌اند و چادر نماز و ست لباس کار مردانه می‌دوزند.

همان‌طور‌که کار خیاطان و هنرجویانش را بررسی می‌کند، می‌گوید: در‌کنار فعالیت مغازه، به‌دنبال تدریس هم بودم. دوست داشتم در جهاددانشگاهی تدریس کنم ولی باید ۲۵‌سال را تمام می‌کردم. برای همین سراغ آموزش در فرهنگ‌سرا‌های سطح شهر رفتم. در طرح‌هایی مانند آهوانه و رضوانه در مدارس حضور داشتم و علاوه‌بر نازک‌دوزی، هنر‌هایی مانند پتینه‌دوزی، بافت و گل‌دوزی را آموزش می‌دادم. از میدان قائم (عج) تا پیچ ساغروان و ساختمان و جاده میامی، کلاس‌های مختلفی داشتم و از صبح تا شب بین مغازه، فرهنگ‌سرا و مدارس در رفت‌و‌آمد بودم.

مدتی بعد با پیشنهاد یکی از دوستانش و حمایت برادر کوچک‌ترش، محمد، کار مزون را شروع کرد. فهیمه می‌گوید: با کمک برادرم مغازه‌ای در برج‌های بولوار مجد اجاره کردیم و با هم به تهران رفتیم و تعدادی لباس عروس از آنجا خریدیم و تعدادی را هم خودم دوختم. یک‌سالی این مغازه را داشتیم و تدریس را هم ادامه می‌دادم ولی بعد، چون محمد می‌خواست درسش را ادامه دهد، مجبور شدم مزون را تعطیل کنم.

پس از آن، فهیمه به مرکز آموزش فنی‌وحرفه‌ای شماره‌۲ مشهد، شهید‌نعمتی، رفت و آنجا هم تدریس خیاطی را شروع کرد. این مرکز شکل فعالیتش را در سال‌های بعد تغییر داد و شروع کار تولیدی فهیمه از آن زمان شکل گرفت.

 

با شیوع کرونا از من خواست لباس گان بیمارستانی تولید کنیم و خودش آن را به بیمارستان‌ها اهدا می‌کرد

روز‌های پرکار کرونا

پیش از شیوع کرونا، برادرش به او پیشنهاد داد تولیدی پوشاک راه بیندازد. فهیمه در‌حال آماده‌کردن مقدمات کار بوده که با شیوع کرونا مسیرش کمی تغییر می‌کند. او می‌گوید: آقای هاتفی خیّری بود که سوله خیاطی را در مرکز آموزش فنی‌وحرفه‌ای شهیدنعمتی راه انداخته بود و من آنجا تدریس می‌کردم. با شیوع کرونا از من خواست لباس گان بیمارستانی تولید کنیم و خودش آن را به بیمارستان‌ها اهدا می‌کرد.

وقتی کلاس‌ها تعطیل شد. با هنرجویانش تماس گرفت و ایده آقای هاتفی را با آنها در میان گذاشت و کار را شروع کردند. فهیمه می‌گوید: من در همان سوله، پارچه‌ها را برش می‌زدم و برادرم آنها را به دست هنرجویانم می‌رساند. وقتی دوختشان تمام می‌شد، لباس‌ها را بسته‌بندی می‌کردیم و به بیمارستان‌ها می‌رساندیم.

قبل از شروع کرونا فهیمه با کانون آزادگان هم در محله خودشان همکاری داشته است. او می‌گوید: کانون آزادگان زیر‌نظر آموزش و پرورش بود و آنجا کلاس‌های هنری برگزار می‌شد و من هم آنجا کلاس خیاطی داشتم. این کلاس‌ها هم با شروع کرونا تعطیل شد. در همین دوره، با اجازه مدیر کانون، بخشی از فضای این مجموعه را نیز به تولید اختصاص دادم. یکی از مهاجران افغانستانی برای یک‌ماه با من قرارداد بست و از من خواست روزانه ۳۰هزار گان بیمارستانی به مدت یک ماه آماده کنم تا به افغانستان ارسال کند.

او ادامه می‌دهد: در آن روز‌ها افراد زیادی به‌دلیل تعطیلی مشاغل در خانه بودند و امکان همکاری داشتند. تعداد نیرو‌های ما در مقطعی به حدود هشتصد‌نفر رسید. با هرکدام متناسب با توانایی‌شان قرارداد می‌بستم و پارچه‌های برش‌خورده و آماده را در‌اختیارشان قرار می‌دادم و شب، کار تمام‌شده را از آنها تحویل می‌گرفتم.

پرداخت دستمزد‌ها نیز بخش مهمی از مسئولیتش بود. برخی بانوان درخواست می‌کردند حق‌الزحمه خود را روزانه دریافت کنند. فهیمه می‌گوید: هر روز از ساعت ۵‌صبح حدود یک‌ساعت‌و‌نیم را به واریز دستمزد‌ها اختصاص می‌دادم.

 

سهمی برای دیگران

تجربه همکاری با صد‌ها نفر، نگاه جهان‌شکیب را به کارآفرینی تغییر داد. او در همان روز‌ها با شرایط زندگی بسیاری از خانواده‌ها آشنا شد و با خود عهد کرد اگر فعالیت تولیدی‌اش رونق گرفت، آنها را فراموش نکند.

فهیمه پس از پایان سفارش‌های کرونا، تعدادی لباس عروس و کت‌وشلوار دامادی دوخت و در‌اختیار کمیته امداد امام‌خمینی (ره) و بهزیستی قرار داد تا از‌طریق خیریه‌ها به خانواده‌های نیازمند برسد و مجلس خودشان را با این لباس‌ها برگزار کنند.

در ادامه، برای جذب نیرو نیز به‌سراغ مددجویان این نهاد‌ها رفت. او می‌گوید: به افرادی که خیاطی یاد نداشتند رایگان آموزش می‌دادم و آنها را به فنی‌وحرفه‌ای معرفی می‌کردم تا مدرک بگیرند. کسانی که چرخ خیاطی داشتند، در خانه کار می‌کردند و افرادی را که تجهیزات نداشتند، برای اشتغال به کارگاه‌های خانگی معرفی می‌کردم یا با کمک کمیته امداد برای آنها چرخ تهیه می‌کردیم.

فهیمه در سال‌۱۴۰۱ با همکاری کمیته امداد حدود ۱۷۵‌دستگاه چرخ راسته‌دوز صنعتی و اتو در‌اختیار خانواده‌های معرفی‌شده قرار داد. او می‌گوید: همیشه به خیاطان می‌گفتم سفارش‌هایی را که از جا‌های دیگر دارند، قبول کنند و درآمدشان را افزایش دهند. از آنها می‌خواستم در یک کار هم شده مهارت کافی به دست آورند و همان را برای خودشان به درآمد پایدار تبدیل کنند. مثلا فقط چادر بدوزند.

هم‌زمان با این فعالیت‌ها کارگاه تولیدی خودش را هم راه‌اندازی کرد و با خیاطان از شهر‌های مختلف مثل تربت‌حیدریه، نیشابور و گلبهار نیز همکاری می‌کند. او می‌گوید: نماینده خیاطان هر شهر به اینجا می‌آید، یک نمونه از کار را می‌دوزد و اشکالاتش را برطرف می‌کنم و بعد از آن، کار و پارچه برش‌خورده را از‌طریق پست به دست هم می‌رسانیم.

 

فهیمه جهان شکیب

 

کارگاهی با رؤیای بزرگ‌تر

چند‌سالی می‌شود که کارگاه فعلی در محله فدک راه‌اندازی شده است. در حال حاضر حدود دوازده‌نفر به‌صورت روزانه در این مجموعه فعالیت می‌کنند. تولید لباس خواب، چادر نماز و سفارش شرکت‌ها و سازمان‌ها بخشی از کار آنهاست و با اداره اوقاف و آستان قدس رضوی نیز همکاری دارد.

او این روز‌ها بر کار هنرجویانش نظارت می‌کند و مسئولیت‌های دیگری هم دارد. از تهیه پارچه و برنامه‌ریزی برای برش پارچه‌ها تا نظارت بر کیفیت کار، عقد قرارداد و تحویل به‌موقع سفارش‌ها. فهیمه می‌گوید: خیاطی سختی‌های خودش را دارد. خرید پارچه مناسب و عمل‌کردن به تعهدات، کار ساده‌ای نیست، اما خدا را شکر توانسته‌ایم با همکاری خیاط‌هایی که در این سال‌ها با من همکاری دارند، سفارش‌ها را به‌موقع تحویل بدهیم.

او در‌کنار فعالیت حرفه‌ای، تحصیلاتش را نیز ادامه داده و در سال‌۱۴۰۲ مدرک دکترای مدیریت کسب‌وکار را از جهاد دانشگاهی دریافت کرده است. سال‌۱۴۰۰، پس‌از تولید ۳۰هزار دست گان، اعضای شورای شهر از کارگاهش بازدید و از او به‌عنوان کارآفرین برتر مشهد قدردانی کردند. در سال‌های‌۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز از سوی جهاد دانشگاهی به‌عنوان کارآفرین برتر مشهد مورد تقدیر قرار گرفته و در سمینار‌های مختلف در تهران و اصفهان تجربه‌هایش را ارائه کرده است.

در پاگرد پله‌ها کنار چرخ دستی و اتوی زغالی قدیمی ایستاده است. درباره آینده کاری‌اش می‌پرسم و او می‌گوید: امیدوارم بتوانم کارخانه تولید پوشاک راه‌اندازی و از خیاطان بیشتری حمایت کنم.

 

همراهی از روز‌های کرونا

مریم الهی از نیرو‌های قدیمی کارگاه است. آشنایی او با فهیمه به سال‌۱۳۹۶ و کلاس‌های فنی‌وحرفه‌ای برمی‌گردد. او برای تکمیل دوره‌های خیاطی و دریافت مدارک موردنیاز، در کلاس‌هایش شرکت می‌کرد و پس از آن خودش کارگاهی راه انداخت.

مریم‌خانم با شیوع کرونا، همکاری خود را با فهیمه ادامه می‌دهد و بخشی از تولید گان‌های بیمارستانی را برعهده می‌گیرد. او می‌گوید: در آن دوره، شش‌نفر از بانوان سرپرست خانوار در کارگاهم مشغول بودند و با حمایت فهیمه‌خانم توانستم کارگاه را نگه دارم، اما بعد‌از مدتی به‌دلیل مشکلات مالی، کارگاه را تعطیل کردم و الان اینجا مشغول به کار هستم.

او درباره فهیمه می‌گوید: خانم جهان‌شکیب در این سال‌ها صبور، مهربان و دلسوز بوده است. ایراد‌های کار را با حوصله توضیح می‌دهد، اما به همان اندازه دقیق است و انتظار دارد به مسئولیت خودمان متعهد باشیم.

 

تجربه در کنار تحصیل

زهره دهقان دانشجوی طراحی لباس است و حدود شش ماه می‌شود که به کارگاه جهان‌شکیب رفت‌وآمد دارد. آشنایی او با این مجموعه از‌طریق خواهرش شکل گرفته که در کلاس‌های آموزشی فهیمه‌خانم شرکت می‌کرده است.

دهقان می‌گوید: وقتی خانم جهان‌شکیب متوجه شدند طراحی لباس می‌خوانم، پیشنهاد کردند به کارگاه بیایم تا با بخش‌های مختلف خیاطی آشنا شوم. اینجا برش، انواع دوخت و جزئیات کار را یاد گرفتم.

او معتقد است آشنایی با مراحل دوخت به دانشجویان طراحی لباس کمک می‌کند طرح‌های کاربردی‌تری ارائه کنند و ایراد‌های احتمالی کارشان را بهتر تشخیص دهند.

 

این گزارش شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام