مؤسسه عامالمنفعه ضیافتالزهرا (س) در محله شهید قربانی، نیازمندان را خودکفا میکند، آدمهایی که بعضیشان هیچ مهارتی نداشتند، بعضیشان سالها از بازار کار دور مانده بودند و بعضی دیگر حتی اعتمادبهنفس شروع دوباره را از دست داده بودند.
همه پیشینه و دستاوردهای خانواده یزدانی در عرصه تولید، فروش، آموزش و پژوهش از محله کوی مهدی رقم میخورد.کارگاه پنجششمتری یزدانیها، چهار دستگاه تراش دارد که دونفر از اعضای این خانواده در آن مشغول کارند.
از اوستاحسن طباطباییاصل، بهعنوان بانی و مسئول حفظ کشاورزی و باغداری در توس یاد میشود. او هنگام تعمیر تراکتورهای خراب هرجا که به بن بست برمیخورد، با استفاده از نبوغ خود، قطعاتی را تولید و تراکتور را راهاندازی میکرد.
مجید خوشحال که اینروزها در کارگاه رویهکوبی مبلش، در کنار خانواده کار میکند، روزهای پرفرازونشیبی را در کارش تجربه کرده که هرکدام کافی بودند برای زمینخوردن یک خانواده، آنقدر محکم و دردناک که نتوانند از جای برخیزند اما او و همسر و فرزندانش تسلیم سختیها نشدند!
خراسان رضوی، به ویژه مشهد، همواره یکی از کانونهای مهم شکل گیری و تداوم هنرهای سنتی و بومی ایران بوده است و در میان این هنرها، فرت بافی به عنوان یکی از شاخههای کمتر شناخته شده است که نقشی مهم در تأمین پوشاک و منسوجات خانگی خانوادهها در گذشته ایفا میکرده است.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازهای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانستهاند با خلاقیت و اجرای تکنیکهای متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژههای دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
غرفهداران بازارچه مسجد امیرالمؤمنین(ع) در محله گاز، نیتشان از کسبوکار، فراتر از کسب روزی حلال است. آنها با فروش محصولاتشان و اهدای بخشی از سود خود، قدمی کوچک برای کمک به جبهه مقاومت بر میدارند.
نرگس طهرانیانطرقبه، ساکن محله سجاد است. او که در حوزه هنر قالیبافی و تابلوفرش فعالیت دارد توانسته علاقهمندان بسیاری به این رشته را نیز آموزش دهد و در این مسیر کارآفرینی کند.
رضا محمدجانی، هنرمند محله کوی امیرالمومنین، از نوجوانی شیفته چوب بود. او با تبدیل ضایعات به آثار هنری، کارگاهی دایر کرده و برای پنج نفر اشتغالزایی کرده است.
سید حسین فروغی، صاحب این کارگاه از اعضای هیئت امنای مسجد امام رضا(ع) در خیابان شهید صدر ۷ است که با انتقال کارگاه کفاشی خود به این مکان، سعی کرده درآمد مسجد نیز تا حدودی تامین شود.
امیر کاظمی به عنوان جوانی بیکار و از سربازی برگشته در محله شهیدرجایی از صفر شروع کرد. او حالا در ۳۱ سالگی دارای آموزشگاه موفق کامپیوتر با سه شعبه در نقاط مختلف مشهد است.
محمود صفرپور یکی از اصلیترین تولیدکنندههای انگشترهای طرح ترک در ایران است؛ کاری که به گفته خودش ابتدا بهطور انحصاری در دست خودش بوده است، اما حالا چندتایی رقیب دارد. او برای رسیدن به این جایگاه، رنجهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
مشهد جزو نخستین شهرهایی است که صاحب کارخانه مبلسازی شد؛ آن هم به همت کارآفرینی به نام «حاجحسین هرمززاده» که تقریبا همه او را به نام «آقای مبل دقت» میشناسند و حالا به تکهای از هویت شهر تبدیل شده است.
۳۵ سال زندگی مشترک آقای حسن مومنی و همسرش با کارآفرینی و کارگری همراه شده است. مومنی میگوید که آنها از همان آغاز زندگی مشترک، پیوند کاری نیز با هم بستهاند.
هاشم راک معروف به آقای علوی بههمراه همسرش زهرا رحیمینسب، کارگاه تولیدی کفش در مسجد موسیبنجعفر (ع) راهاندازی کردهاند و با هممحلهایهایش آن را میگردانند. آنها از هفت سال پیش لباس خادمی در این مسجد را به تن کردهاند.
حسین احمدی ۱۰سال پیش با یک دستگاه بافتنی خانگی از هرات به مشهد مهاجرت کرد و از همان زمان در فکر زندهکردن دوباره این هنر بود. او هنوز جوان بود که به قول خودش شد همه کاره این کار و حالا دیگر کارش گیرِ کسی نیست و یک استاد تمامعیار است.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغالزایی کند.
خانواده آقای ذاکری بعداز ورشکستگی پدر و زخمخوردن از دوست و آشنا، اگرچه تا مرز نابودی رفتند، اما به لطف و مهربانی بانوی خانه یعنی طیبه قدسیسنگانی مأیوس نشدند. طیبه خانم با کارهای خانگی، زندگیاش را حفظ کرد.
خدیجه کریمی را حالا ۱۰سالی میشود که اهالی محلهاش به عنوان یک شیرینیپز اسم و رسمدار میشناسند؛ کسی که همچنان با انرژی به کارش ادامه میدهد.
حمید خاکسار شرکت مبلسازیاش را در انتهای بولوار شهیدساعی محله طرق مشهد به راه انداخته و نزدیک به ۳۰ سال است که اینجا را در زمین بزرگی که ۶ هزار متر مربع مساحت دارد همراه با ۶۰ کارگر زن و مرد اداره میکند.