پاکبان - صفحه 2

حسین گواهی پاکبان محله عنصری با اشاره به علاقه‌اش به رفتگری که از کودکی در وجودش ریشه دوانده، ادامه می‌دهد: در کودکی آرام و بی‌صدا جاروسیخی خانه را برمی‌داشتم و می‌رفتم کوچه را جارو می‌زدم.
خلیل شاه‌دوستی، کارگر نمونه‌ای است که سال‌ها از ساعت ۳ بامداد تا نزدیکی‌های ظهر، مسیری بدون خانه و رهگذر را رفت‌و‌روب می‌کند.
بی‌بی کبری معمر ۷۰ سال دارد و بیش‌از سی سال است که هر روز صبح به رفتگران محله صبحانه می‎‌دهد. او می‌گوید: توانایی مالی چندانی نداریم، اما آنچه در سفره داشته باشیم با رفتگران تقسیم می‌کنیم.
نورمحمد ایزانلو ۵۳ سال دارد و ۲۳ سال از زندگی‌اش با فضای سبز گره خورده است. او می‌گوید که آن‌قدر درخت کاشته‌ام که حسابش را ندارم.
خیابان صفا در محله راهنمایی در گذشته خاکی بوده و جزو قلعه احمدآباد و آبکوه محسوب می‌شده است. زمین‌های این محدوده متعلق به رفتگران شهرداری بود و به همین دلیل به «کوی رفتگران» معروف شده بود.
پاکبان قدیمی و شریف مشهدی ۳ میلیارد تومان تراول‌چک را به صاحبش برگرداند. محمدرضا یزدانی می‌گوید: افتخار می‌کنم، چون کارم خیلی سخت است، ولی نان حلال دارد.
مهدی کرامتی بیرم آبادی می‌گوید: موتور را به دست گرفتم، داشتم برمی گشتم که سیل از بالادست رسید. نزدیک تک درخت زیر پل بودم. تا جایی که جا داشت، سعی کردم برپا بمانم!
رمضان زارعی در منطقه ۱۰ کارگر فضای سبز است و علف زنی و آبیاری می‌کند. او کیف آبی زنانه‌ای با میلیون‌ها تومان پول پیدا می‌کند و به صاحبش برمی‌گرداند.
شاید عده‌ای، علیرضا سربدارانِ را هر سال لنگته به تن با جلیقه و پیراهن در تلویزیون دیده باشند. وقتی در خیابان شاهنشاهی سال ۱۳۵۸ تهران ایستاده و دارد رای «آری» اش به جمهوری اسلامی را در صندوق آرا می‌اندازد.
مرتضی نیازی از نوجوانی آستین همت را بالا زده و دوشادوش پدر کار کرده، اما نه در لباس نارنجی؛ بلکه در کارگاه معرق کاشی و با نقش‌زدن آیات وحی و طرح‌های ایرانی و اسلامی. اما زمانه، مسیر دیگری را برایش رقم زده.
منطقه‌۱۲ نیز همچون سایر مناطق، خانه‌تکانی را از اوایل اسفند آغاز کرده است و نیرو‌های خدماتی منطقه با تلاش و پشتکار، بخش بزرگی از کار را به پایان رسانده‌اند.
غلامحسین خوش‌عاطفه، کارگر شهرداری با‌وجود هزینه سخت بیماری فرزندش در‌برابر مبلغی که پیدا کرد، وسوسه نشد. او می‌گوید: دوست دارم وقتی زائری به شهرش برمی‌گردد به همه بگوید چه بچه‌مشهدی باحالی!
پاکبان وظیفه‌شناس محله سرشور آتش یک خودرو را خاموش کرد. ساکن این محله، گفت: اگر اقدام بموقع این پاکبان وظیفه‌شناس نبود، حتما ماشین کامل می‌سوخت.
ساعت سه‌ونیم برای فتح‌الله آزادی، زمان مهمی است، او ۱۵ سال است دراین ساعت از خواب بیدار می‌شود و حدفاصل پل قائم تا میدان امام‌حسن (ع) را جارو می‌کند.
باغبان‌ها تکاندن برف درختان را دوست دارند. چون در هنگام تکاندن، برف‌ها روی سرمان می‌ریزد و گاهی هم توی لباسمان و برای لحظاتی تمام سرما به بدنمان نفود می‌کند.
عبدالله استاخ، پاکبان محله شهید رستمی گردنبند گران قیمت را به صاحبش برگرداند. او می‌گوید: دوست داشتم هرچه سریع‌تر صاحبش را پیدا و خوشحال کنم.
رضا آبروان می‌گوید: به نظر من، رسانه‌ای بودن و پیگیری کار مردم، به تحصیلات و شغل و جایگاه ربطی ندارد. باید از جنس مردم باشی، دردشان را بفهمی و از کنار هیچ مشکلی ساده نگذری.
فک پایینی فاطمه پاهنگ به‌طور مادرزادی رشد نکرده است و همین مشکل، علاوه‌بر به‌هم ریختن تناسب صورت زیبا و معصومش، مشکلات دیگری برای او به وجود آورده است.
علی تباری و علی حنایی دو پاکبان قدیمی و زحمتکش منطقه ۹ هستند که اهالی آن‌ها را به شرافتشان می‌شناسند. تباری از سال گذشته دوبار طلا پیدا کرده و آن یکی هم محدوده کاری‌اش را مثل خانه‌اش می‌داند.
حتی تجهیزات ایمنی هم مانع از تکرار مرگ پاکبانان مشهدی نشد؛ این بار رضا شجاعی ساعت ۵:۳۰ وسط بزرگراه شهید بابانظر جان به جان آفرین تسلیم کرد.