تاکنون چندین دستگاه تولید کردهایم که میتواند کمک بزرگی به بخش صنعت بکند، اما متاسفانه هیچ حمایتی از کارمان نمیشود و آنچه میسازیم، درنهایت به ضایعات آهنفروشیها میفروشیم.
مرز، همه اش نگرانی است، به همین دلیل باشنیدن خبر اعزام محمد به سراوان خیلی نگران شدیم. اما محمد در این چهارماه خدمتش میگفت آنجا امن است.
امیر اطهر سهیلی میگوید: با دیدن دغدغههای پدر و عموهایم در رفتن سر لوکیشن، فیلمنامهنویسی و کتابخانههای پروپیمانی که داشتند، ابتدا به پردۀ جادو و بعد هم به نویسندگی علاقهمند شدم.
محدثه در خانه را زد و بسته مرغ را تعارف کرد اما خانم ظرف غذا را بازگرداند و گفت «تا الان بچههایم مرغ نخوردهاند؛ اگر قبول کنم، نمیتوانم دوباره این غذا را برای آنها تهیه کنم و شرمنده بچههایم میشوم.»
مجهزترین باشگاه رزمی منطقه ۶ در محله کشاورز، صدها کودک و نو جوان بااستعداد را پرورش داده و حالا به خانه امید نونهالان و نو جوان ان ورزشکار تبدیل شده است.
حالا دو جوان در شهرک خطیب محله پنجتن، هموغمشان را بر این گذاشتهاند تا امکان کسب تجربه و مهارتهای جدید را برای نسل نو جوان مهیا کنند و این معیار و ویژگی باعث متمایزشدن محل زندگی آنها شده است.
دوره آموزشی اش را در پادگان محمد رسول الله(ص) بیرجند به پایان رساند، سپس برای ادامه خدمت به هنگ مرزی زابل منتقل شد؛ جایی که حداقل میان نظامیان و سربازان وظیفه، به ناامنی و درگیری و تقدیم شهدای بسیار شناخته شده است. با این حال معین خم به ابرو نیاورد و بدون هیچ گلایه ای حتی به خانواده، مشغول خدمت شد تا اینکه سحرگاه چهارشنبه 16آذر در برجک نگهبانی مرز به دست اشرار به شهادت رسید.






